تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1093

نوروز آمد و آغاز ِ فلک شد

باز هم صدای پای بادهای اسفندی به گوش می رسد. بادی که بازیگوش و سرخوش می وزد و از لابلای شاخه های لخت درختان ، هوهوکنان میگذرد تا آنها را از خواب زمستانی بیدار کند. در اذهان و یادهای گذشته مردم هستی شناس ما ، عبارت " زمین نفس کشیده ، درختان بیدار شده اند و خون در رگهایشان دویده است" یک عبارت متداول برای اعلام درک شرایط محیطی اواخر زمستان ، برای رویش مجدد گیاهان ،بین همگان بود و باعث آن را هم بادهای اواخر اسفند می دانستند. اتفاقی که بنا به باورها ، ازلی است و در دراز نای تاریخ هستی ، تکرار پذیر.

 حس تکرار در طبیعت و هستی، برخلاف آن چه که در دوران نو ، در بحث آموزش مقوله های هنری ، از آن به عنوان کاری ملال آور یاد می شود ، بسیار دوست داشتنی و شور انگیز است ، به ویژه اگر اراده کرده باشیم درک متقابل خود را از این پدیده ،  به این قند مکرر یعنی طبیعت باز گو کنیم و به این بهانه جشن ها به پا کنیم در خور آن واقعه.

در افسانه های کودکیمان درباره نوروز این چنین می آمد که خاله پیرزن "نماد سال کهنه" که عاشقانه و بی صبرانه منتظر آمدن عمو نوروز "نماد سال نو" است ، برای بهترین و شایسته ترین پذیرائی از او خانه اش را تمیز میکند و می گفتند: باد وطوفان های موسمی اسفندماه نشانه خانه تکانی اوست. همیاری همه ما در این خانه تکانی ، موجی از انرژی است که فقط باید شاهد آن باشی تا آنرا درک و لمس کنی. بر دیواره خانه ها تابلوهائی رنگین از فرشهای شسته شده ، که به طنازی و دل ربائی با خورشید قراری دارند تا زمانی که دوباره خشک وتمیز بر کف اتاق های شسته ورفته شده قرار گیرند. چرا که می بایست بر روی آن سفره ای گسترده شود که   مهین فرشته نگهبان زمین "سپندارمذ=اسفند" ، در لحظه ای کیهانی که جهان زمینی ما در تعادل کامل است "اعتدال بهاری" و در همه کره زمین شب وروز مساویست ، با ایزد فروردین ،دیداری داشته باشد وزمین ِ در حال نو شدن را به فروهرها ، آن گرانقدر ذراتی از انوار الهی که در آدمی به ودیعه گذاشته می شود ،بسپارد.

 شکوه وجلال این دیدار هرساله و مکرر را چگونه می توان به تنهائی تاب آورد ؟ جز این که خودرا درجشنی همگانی با سرایشهائی از عمق وجود ، به هر زبان وآئینی که میدانی و برسر سفره ای مزین به سبزه و شمع و گل وگلاب و آراسته به انواع نشانه های زمینی و هستی بخش وشادی آفرین ، با دیگران شریک شوی؟  آنگاه من واج گویان، خواهم خواند:

"در پناه یزدان باشیم. تا دیرزمان به شادی زیست نمائیم.  تندرستی باد ، تندرستی نیک نامی ، تندرستی زندگانی ، تندرستی فراخ روزی ، تندرستی شادی ورامشنی ، دیر بدار ، شاد بدار ، تندرست بدار ، ایدون بدار".

تو بخوانی :

"یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل والنهار ،یا محول الحول و الاحوال ،حول حالنا الی احسن الحال"

و شاعر بخواند:

"پیش پای سحر بیفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به پرستو ، به گل، به سبزه درود" !

و شاعر تاجیک بسراید:

"بیا قصص بخوانیم،
                      که باد حکایه می کند از واقعه.
بیا با نهالک لرزان بید
نماز نوروزی را
در نسیم روح محمد(ص)خوانیم.
باشد گرد گناه افشانیم،
باشد تبارکمان عطر صفا به تارک پاشد.
بهشتی نوروزمان ،
            مبارک باشد".

و برای فرخندگی سال ، همه با هم بخوانیم:
من پیروزم و نامم خجسته است واز پیش خدا می آیم و خواهان نیک بختی هستم و با تندرستی و گوارائی وارد شده ام وسال نو را همراه آورده ام.

          نوروز جهانی بر همه مبارک !

خوب چهر کشاورزی     بهار 1393

عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید