تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :667

نگاهی به تاریخچه باستان شناسی در ایران - بخش دوم

در بخش قبلی تاریخچه باستان شناسی تا قبل از جنگ جهانی دوم مورد بررسی قرار دادیم .اکنون به بررسی آن از آغاز جنگ جهانی دوم تا سال 1351 خواهیم پرداخت.

با آغاز جنگ جهانی دوم به مدت چند سال کاوش­های شوش دچار وقفه گردید. پس از خاتمه­ی جنگ «رومن گیرشمن» که از سال­ها پیش با سمت دستیار «ژرژ کنتو» در تپه گیان نهاوند و نیز سرپرست کاوش­های محوطه­ی باستانی «سیلک کاشان» و شهر ساسانی بیشابور فارس، کار باستان­شناسانه کرده بود، در سال 1325 خورشیدی (1946میلادی) به سرپرستی هیات شوش منصوب شد و کار دیگر کاوشگران را در پایتخت باستانی عیلام پیگیری کرد.

وی اولین سرپرست هیات شوش بود که به معنی اخص کلمه باستان­شناس بود؛ زیرا تمام سرپرستان پیش از او تخصص­های دیگری داشتند. شهر پانزدهم عیلامی را که از نخستین مراکز شهرنشینی در ایران به شمار می‌رود، وی کاوش و خاک­برداری کرد. کاوش­های وی در معبد «چغازنبیل» و شهر «دوراونتاشی»، در صفه هخامنشی، «مسجد سلیمان» و محوطه­ی پارتی «برده نشانده»، خوزستان و نیز جزیره­ی خارک قابل توجه و گفتن است.

با بازنشسته شدن «گیرشمن» درسال 1346 خورشیدی (1967 میلادی) به مدت یک فصل سرپرستی هیات شوش به عهده­ی «پراستو» کشیش و خط شناس بود وآن­گاه از سال 1347 تا سال 1357 «ژان پرو» به منزله­ی آخرین سرپرست فرانسوی هیات شوش انجام وظیفه کرد و کشف الواح سنگی یادبود بنای تالار آپادانا و مجسمه­ی سنگی داریوش بزرگ (حاوی کتیبه‌هایی به خطوط میخی عیلامی و هیروگلیف) مربوط به دوره­ی سرپرستی وی است.
با آغاز انقلاب اسلامی، کاوش­های فرانسویان در شوش که تقریبا یک سده به طول انجامید متوقف شد و قلعه­ی تاریخی شوش که مرکز و پایگاه هیات فرانسوی بود در اختیار اداره­ی میراث فرهنگی استان قرار گرفت.

قرارداد موسوم به «قرارداد دومرگان» در سال 1306 (1927میلادی) از سوی دولت وقت ایران لغو گردید. ولی توافق شد که هیات فرانسوی کار خود را صرفا در شوش دنبال کند و فرانسویان متعهد شدند تا موزه و کتابخانه‌ای در تهران احداث نمایند به شرط آن­که ریاست آن در سه دوره­ی متوالی (هر دوره پانزده سال) به عهده یکی از اتباع فرانسه باشد.

در پی آن «آندره گدار» معمار فرانسوی در سال 1308 (1929میلادی) برای تهیه­ی مقدمات احداث موزه­ی ملی ایران (= موزه­ی ایران باستان) و کتاب­خانه­ی ملی در جوار آن، به ایران سفر کرد. وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، کار ساخت ساختمان را در دوم اردیبهشت ماه 1313  به «گدار» واگذار کرد.

 وی با الهام از عناصر و شیوه‌های معماری دوره­ی ساسانی خصوصا «طاق کسری» و «کاخ اردشیر اول» (فیروزآباد فارس‌) به یاری معماران هنرمند ایرانی، ساختمان موزه و کتابخانه را بنیان نهاد. عملیات ساختمانی سه سال طول کشید و در سال 1316 موزه و کتابخانه، رسما افتتاح و آغاز به کار کرد و عملا جایگزین موزه‌ای شد که در سال 1295 (1335 هجری) با ابتکار و همت جمعی از دوستداران فرهنگ ایران و در رأس آنان «مرتضی قلی خان ممتازالملک» افتتاح شده بود.

این موزه با گردآوری مجموعه‌ای از اشیاء پراکنده و ناهمگون با نام «موزه ملی» در عمارت قدیم دارالفنون موجودیت یافته و از آن باید به عنوان اولین موزه­ی ایران یاد کرد.
دو سال پس از تشکیل این نخستین موزه، در سال 1297 و در زمان وزارت «ابراهیم حکیمی، حکیم‌الملک» اداره‌ای به نام «اداره عتیقات» زیر نظر وزارت معارف تاسیس شد و «ایرج میرزا» شاعر معروف به ریاست آن منصوب شد.

نخستین محل این اداره در عمارت وزارت معارف در مجموعه­ی دارالفنون واقع بود. پس از انتقال تشکیلات وزارت معارف از عمارت دارالفنون به عمارت مسعودیه در سال 1304 «شعبه عتیقات» همراه با مجموعه­ی کوچکی از اشیاء تاریخی که در اختیار داشت، در اتاقی کوچک از عمارت یاد شده استقرار یافت. این شعبه از درآمد ناچیز حاصل از ارزیابی اشیاء قدیمی و پاره‌ای وجوه حاصله از اعانات منابع غیردولتی و براساس آیین‌نامه­ی 29 ماده‌ای مصوب 1303 هیات دولت، به کار خود ادامه داد.
در سال 1309 «محمدعلی فروغی ـ ذکاءالملک» با هم‌فکری تنی چند از صاحب‌نظران متن قانونی را تدارک دید که به «قانون عتیقات» مشهور است و هنوز هم به قوت خود باقی است و اساس قوانین مربوط به میراث فرهنگی ایران بشمار می‌رود.

 این قانون در همان سال پس از تصویب مجلس شورای ملی (وقت) به مرحله­ی اجرا درآمد و دو سال بعد، آیین‌نامه­ی اجرایی آن تهیه و به تصویب هیات دولت رسید و جان تازه‌ای به کالبد «شعبه عتیقات» دمید که پس از تجدید سازمان در سال 1308 به نام «دایره تحقیقات» زیر پوشش اداره­ی کل معارف انجام وظیفه می‌کرد.
روند کار و لزوم گسترش سازمانی این تشکیلات موجب شد تا چندی بعد به اداره‌ای مستقل تبدیل شود و با عنوان «اداره کل عتیقات» زیر نظر و سرپرستی «گدار» به امور محوله بپردازد. از سال 1309 یعنی یک سال پس از ورود «گدار» به ایران تا تاسیس موزه­ی ایران باستان در سال 1316 «اداره کل عتیقات» که از ادغام «موزه ملی» و «دایره عتیقات» شکل گرفته بود، زیر نظر مستقیم «گدار» اداره می‌شد.

چند سالی هم شادروان «دکتر علی فرهمندی ـ علیم‌الملک ـ» ریاست آن را به عهده داشت و مرحوم «محمد تقی مصطفوی» به عنوان عضو آن اداره کل و «سلیمان سپهبدی» و «حیدرقلی شاملو» در پست بازرسان عتیقات انجام وظیفه می‌کردند.
محل این اداره­ی کل در همان ساختمان عمارت مسعودیه بود. دقیقا معلوم نیست که در چه زمانی «اداره کل عتیقات» نخست به «اداره باستان­شناسی» و سپس به «اداره کل باستان­شناسی» تغییر نام داده است، ولی شواهد حاکی از آن است که این تغییر نام که منجر به متحول شدن اداره­ی کل عتیقات نیز گردید، در فاصله­ی سال­های 1314 تا 1316 صورت گرفته است.

«گدار» در خرداد ماه 1332 از سوی دولت متبوع خود بازنشسته شد ولی به نظر می‌رسد که تا سال 1339 یعنی هفت سال دیگر در ایران بود و در این سال برای همیشه ایران را ترک گفت. پس از وی مرحوم «محمدتقی مصطفوی» که سابقه­ی طولانی در تشکیلات باستان­شناسی ایران داشت و به همراه هیات­های خارجی کار کرده بود به جانشینی وی منصوب شد و تا سال 1337 که بازنشسته گردید در رأس تشکیلات باستان­شناسی قرار داشت.
در این دوره، همراه با فعالیت هیات­های باستان­شناسان خارجی، تعدادی برنامه­ی صحرایی باستان­شناسی را باستان­شناسان ایرانی به شرح زیر به مرحله­ی اجرا درآوردند :

  •  کاوش تپه «اسماعیل‌آباد» و «تپه موشلان» بین کرج و هشتگرد در سال­های 1337 و 1338 به سرپرستی مهندس «علی حاکمی».
  •  ادامه­ی کاوش­های «پاسارگاد و تخت جمشید» به سرپرستی «علی سامی» که تا سال 1338 دنبال شد.
  •  کاوش و پی‌گردی «گنبد سلطانیه» در سال 1335 توسط «صادق صمیمی» و «محمود علمی».
  •  کاوش در «گرمابک» و «تماجان» و «اُمام» حوزه املش گیلان در سال 1335 به سرپرستی «حبیب‌الله صمدی» و «محمود راد».
  • کاوش «تپه میل» ورامین در سال 1334 به سرپرستی «مهندس علی حاکمی».
  •  کاوش­های حوزه­ی شهرستان «فسا»ی فارس درسال­های 1337 و 1338 به سرپرستی «فریدون توللی».
  •  گمانه‌زنی در «بیستون» کرمانشاه (محل کشف مجسمه­ی مشهور به هرکول) در سال 1337 به سرپرستی «مهندس علی حاکمی».

ضمنا در زمان سرپرستی مرحوم «مصطفوی» چند موزه­ی جدید در شهرستان­ها راه‌اندازی شد که از آن میان می‌توان از «موزه پارس» شیراز و موزه‌های «قزوین» و «چهلستون» اصفهان نام برد.

وزارت فرهنگ و هنر در خرداد ماه 1343 با ادغام اداره­ی کل باستان­شناسی و موزه­ی ایران باستان و کتابخانه­ی ملی و اداره­ی کل هنرهای زیبای کشور که به امور هنرهای سنتی و تجسمی و موسیقی می‌پرداخت، شکل گرفت.

اداره­ی کل باستان­شناسی با اداره­ی فرهنگ عامه در هم ادغام شده و اداره‌ای را تحت عنوان «اداره­ی کل باستان­شناسی و فرهنگ عامه» تشکیل دادند. اداره­ی فرهنگ عامه از سال 1339 با انتقال موزه­ی مردم­شناسی از ساختمان امیربهادر به کاخ ابیض (کاخ وزارت دربار قدیم در جبهه­ی جنوبی کاخ گلستان) تشکیل یافته و به کار مردم­شناسی به معنی عام آن و اعزام گروه­هایی به نقاط گوناگون کشور برای گردآوری فرهنگ عامه و مردم‌نگاری، سرگرم بود.

موزه ملی ایران (= ایران باستان) زیر چتر اداره­ی کل دیگری به نام «اداره کل موزه‌ها و حفظ بناهای تاریخی» قرار گرفت. این اداره­ی کل به امور موزه‌ها و ثبت و مرمت بناهای تاریخی می‌پرداخت.

ضمنا در همین ایام سازمان ملی حفاظت آثار باستانی وظیفه­ی مهم حفاظت و مرمت بناهای تاریخی کشور را به عهده گرفت.

بخشی ازمسوولیت تعمیر و بازسازی و احداث یادمان­ها و آرامگاه­های مشاهیر و شعرا ایران نیز به انجمنی موسوم به «انجمن آثار ملی» واگذار شد که از سال­ها پیش با یاری گرفتن از منابع غیر دولتی و گاه دولتی موجودیت داشت و پس از تاسیس وزارت فرهنگ و هنر، تحت پوشش آن وزارتخانه درآمد.

در این دوره یعنی از سال 1343 تا 1351 فعالیت هیات­های باستان­شناسی و مردم­شناسی، ایرانی و خارجی رونق گرفت. موزه‌های بزرگ و کوچک چندی در شهرستان­ها تاسیس شد. ضمنا پنجمین کنگره­ی باستان­شناسی وهنر ایران در فروردین ماه 1347 در تهران و اصفهان و شیراز برگزار گردید.

 

منبع: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید