تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :827

نگاهی گذرا به هنرها ی معماری وتئاتر قدیم ایران و اثرات آندر فرهنگ عامه

ایران زمین در طول تاریخ بارها مورد تاخت وتاز قرار گرفت وهرازگاهی سلسله ای حکومت بدست میگرفت وسالیانی کوتاه یا طولانی  برکشور حکومت میکرد  . تاسلسه قاجاریه هر سلسله سلطنت رابا جنگ و خون ریزی  به دست گرفته وتمدن و فرهنگ و هنرو خود را ترویج میدادولیکن اززمان قاجاریه به بعد روند انتقال قدرت به نوعی دیگر انجام گردیده است یا به عبارت دیگر توسط بیگانگان وکشورهای خارجی رهبران و مسئولان کشوری انتخاب میشدند ( نقل از تاریخ مشروطه و تاریخ 20 ساله ایران ) .

پژوهشگران  با مطالعه تاریخ و بناها و آثار بجامانده ازدوران قدیم توانسته اند به تمدن و فرهنگ وسنن وهنر آن زمانها پی ببرند و در زمینه هنرمطالعات بسیاری انجام گردیده که یکی از آن موارد هنرمعماری وتئاتر است .

زمانی کیش وآیین های مذهبی علاوه برسیستم حکومتی برکشور حاکم بود وبرخی اوقات فقط حاکمیت هاکه در دوحالت حکومت ها فرهنگ وسنن خودرابه ملت دیکته میکردند ونتیجه آن پیدایش فرهتگ وهنر آن زمان است.

 

نگاهی گذرا به معماری قدیم ایران 

معماران ایده ولوژیو مذهب آن حکومت آن زمان را سرلوحه تفکرات وخلاقیت های خود قرار می دادند که در این راستا آتشکده ها و کنیسه هاوکلیساها و مساجد وعبادت گاه ها درسرزمینی بنا نهاده شد و برخی اوقات این ساختمانها دارای پیامی خاصی علاوه برمذهب بودیعنی دارای پیام  ( حکومتی) .

در یونان قدیم اساطیر سمبل بوده اند ودر معابد نقوش وتندیس هائی از آن اساطیر و مقدسین ساخته ودر اماکن مقدس نصب میشد

اگر نظری به سیر تحول معماری تاریخی در کشور ایران بیافکنیم مشاهده خواهیم نمود که تا قبل از اسلام معماری ایرانی برمبنای بناهای دیوانی و درباری بوده است و به ندرت میتوان به غیر از اینگونه بناها در سایرکاربری ها اثری به جا مانده که دارای معماری باارزش باشد یافت نمود .کاخ های به جا مانده از دوران هخامنشیان ویا ساسانیان گویای این مطلب است وبعد از اسلام بیشتر آثار باقیمانده اماکن مذهبی میباشند .

باتوجه به مطالب فوق میتوان گفت که قرهنگ جامعه در راستای خواسته های حکومت ( سیاسی - مذهبی ) شکل میگرفتهو معماری بناها برآن اساس پایه ریزی شده است .

نگارنده لازم دانست که در این راستا نگاهی به تحول هنر مخصوصا" معماری در غرب بیاندازد . تا قبل از رنسانس معماری غرب ویا ایران دارای خصوصیات خود بوده است و  با پیدایش رنسانس که نهضتی هنری و ادبی و فلسفی باورهای قرون وسطا و جهان سنت را مورد شک وتردید قرارداد.

اگرچه مذهب دوره رنسانس در اروپا همان مذهبقرون وسطاوی مسیحی بود ولیکن سردر وتناسبات معابد بت پرستان یونان وروم برروی کلیساها ی رنسانس نمایش پیداکرد وطی چهار قرن های 16 و 17 و18و 19 که جهان بینی دنیای غرب پدید آمد بینش انسان غربی نسبت به خود وجهان پیرامون به طور اساسی دگرگون شد . باید ها ونباید ها ومقدسات ونامقدسات جهان سنت زیرسئوال رفت وبه جای آن هستی هاوواقعیات وکارکرد ها وعملکردها ی دنیای مدرن جایگزین شد وعلم لاهوتی به علم ناسوتی تبدیل گردید .

تاکید برقوه تفکر انسان واقعیات عینی  کشف قوانین طبیعت وتجربه وآزمایش باعث پدید آوردن شرائطی شد که علم وبه تبع آن تکنولوژی به سرعت رشد وتوسعه یافت  وباعث اختراعات واکتشاف جدیدی شد که پدیده ها وابداعات جدیدتری را بدنبال داشت واز قرن هجدهم معماری از معماری سنتی خارج شد و به مهندسی معماری تبدیل گردید .

با اختراع ماشین بخار طلیعه انقلاب صنعتی و از تبعات آن رشد سریع شهرنشینی وتکنولوژی مدرن ظهور کرد. روستائیان روانه شهرها شدند  ومهاجرت روستائیان یک روند رو به رشد پیداکرد بطوریکه در حال حاضر کمتر از یک پنجم جمعیت در روستاها وبقیه در شهرها ساکن شدند وشاید این روند جمعیت شهری افزایش یابد .

 استفاده از آهن باعث شد که سرمایه داران نسبت به ساخت برجهای مسکونی و تجاری واداری اقدام نمایند و در آن زمان سرمایه داران تعین کننده سیاست ساخت وساز وبه عبارت دیگر معماری بودند ورفته رفتهسیاستگذاری ساخت وساز دارای متولی  در غرب گردید.

تا زمان سلسله قاجاریه ساخت وساز بامصالح بومی آجر و سنگ وچوب بوده استو از زمان سلسله قاجاریه همانند سایر کشور ها در ساخت از آهن استفاده شد که در ابتدا بصورت ورق فلزی ( شیروانی )  بوده است وساختمانها کپی برداری از ساختمانهای  و در زمان پهلوی اول وورود مهندسین غربی و طراحی ساختمانها از سایر محصولات فلزی همانند تیرآهن در بناها استفاده گردید وکم کم  همانند کشورهای غربی ساختمانها با اسکلت فلزی یا بتنی احداث شد واین روند باعث شد که هنر معماری با  فن احداث ساختمان عجین شود و آن را در بربگیرد و از آن درطراحی ای خود استفاده نماید واز آن تاریخ پل ها از پل های چوبی به پل های فلزی تبدیل گردیدند ( پل ورسک در استان مازندران یک نمونه وگواه است ).

ورود اتومبیل در کشورایران  باعث طراحی واحداث پلها و جاده ها وتونل ها گردید جاده ها از کوره راه به جاده شوشه تبدیل شد وراه آهن شمال در ایران احداث شدو این روند در توسعه شهر ها شتاب بیشتری یافت .

برخی از دهات و یا چند ده  توسعه فیزیکی یافته و تبدیل به بخش وشهر گردیدند. باروند رو به رشد شهرها وایجاد شهرکها معماری سنتی ایران قدیم که در بناهای بجا مانده که با شیوه های مختلف اجراء شده بود جای خود را به معماری کپی برداری ویا الهام گرفته از ساختمانهای  غربی محصوصا" فرانسه گردیدوحتی در  نقش فرش نیز اثر گذاشت (نقش فرنگی که از گلدانهای کوچک وبزرگ کاخ ورسای الگو برداری شده است ) و این روند تا زمان پهلوی اول ادامه داشت .

در زمان سلسله قاجار مهندسین کشور های اروپائی به ایران سفرکرده  و نقشه برخی از شهرهای ایران را ترسیم نمودند که مستندات و مرزبندی آن نقشه موجوداست .دردوران پهلوی اول ضمن اعزام دانشجویان جهت کسب علم و دانش وهنر به خارج کشور از مهندسان و طراحان کشورهای مختلف ( روسیه - فرانسه - آلمان  و ...) دعوت به عمل آمد تا نسبت به طراحی بناها و میادین و پروژه های روبنائی و زیربنائی اقدام نمایند که باانجام این اقدام معماری ایران به سمت معماری غرب سوق داده شد .                                                                                                                   برخی ازمعماران خارجی با مطالعه تاریخ و معماری کهن ایران نسبت به طراحی بنای درخواستی اقدام نمودند و برخی دیگر فقط معماری غرب را عینا" پیاده کردند . اگر نگاهی به موزه ایران باستان شود مشخص میگردد که معمار وطراح با شناخت  آثار تاریخی طراحی را انجام داد که میتوان الهام از کاخ کسری را در طرح مشاهده نمود

در طراحی ساختمان بانک ملی ایده گرفتن از معماری کهن (هرچند تحریف شده است ) در قسمت ورودی بسیار مشخص است.

 در طراحی ساختمان کاخ داد گستری  به سهولت میتوان همگنی معماری غرب و معماری ایرانی را مشاهده کرد .در قسمتلابی ( هال ورودی ) کاخ دادگستری صلابت معماری کاخهای شاهان ایرانی به چشم می خورد

 

 نگاهی به هنر تئاتر دردوران تاریخ ایران :

باتوجه به کتبه ها ومدارک بدست آمده مشخص گردیده که علاوه بر آتارباقیمانده (کاخ ها و ساختمانهای وابسطه ) هنر تئاتر در آن دوران مخصوصا" دردوران سلسله هخامنشیان رونق داشته است و طبق مدارک معتبر نمایش خانه هائی نیز احداث شده اند که از نظر مکانی دارای محلی شناخته شده نیستند که در این راستا نگارنده برداشتی آزاد از کتاب نمایش  ورقص در ایران نوشته مجید رضوانی را دررابطه با  هنر نمایش و احداث تماشاخانه ( تئاتر ) در ایران را ذکر میکند اگر به هنر تئاتر در دوران تاریخ ایران نگاهی بیافکنیم مشاهده می کنیم  که هنر تئاتر در زمانهای قدیم دارای مکان مشخصی نبود دارای باتوجه به کتیبه ها ومدارک بدست آمده مشخص گردیده که علاوه بر آتارباقیمانده (کاخ ها و ساختمانهای وابسطه ) هنر تئاتر در آن دوران مخصوصا" دردوران سلسله هخامنشیان رونق داشته است و طبق مدارک معتبر نمایش خانه هائی نیز احداث شده اند که از نظر مکانی دارای محلی شناخته شده نیستند که در این راستا نگارنده برداشتی آزاد از کتاب نمایش  ورقص در ایران نوشته مجید رضوانی را دررابطه با  هنر نمایش و احداث تماشاخانه ( تئاتر ) در ایران را ذکر میکند . 

طبق منابع مکتوب و گزارش های تاریخ نگاران وسیاحان خارجی شواهدی از اجرای تئاتر در قرن سوم وچهارم ( پ.م )در ایران بدست آمده است . به گزارش پلوتارک  . اسکندر مقدونی از تماشاخانه های همدان و کرمان دیدارنموده و خوددر بابل تماشاخانه ای ساخته است .

یونانیان در دوران سلوکیه نیز تماشاخانه هائی ساخته اند و درآن نمایش اجرا میکردندو بدین ترتیب میتوان گفت که در دوران اشکانیان اجرای نمایش دست کم به سبک یونانی مرسوم بوده است ونویسنده مینویسد که این صورتکها ساخت دست هنرمندان محلی بوده و هیچکونه شباهتی به صورتکهای یونانی ندارد و احتمالا" هرکدام نمایشگر یک شخصیت  نمایشی آن روزگار بوده اند .  هنرمند حکاک این صورتک ها را از جنس سنگ در اندازه طبیعی کنده کاری کرده وبرای تاکید برنمایشی بودن شان نیز بندهای پشت سرآنهارا ترسیم نموده اند . این نقش برجسته ها .ماسک . نقاب وصورتک گواهی براجرای نمایش بوده اند  و این مورد را بهرام بیضائی در کتاب ( نمایش در ایران ) تائید کرده است  .هنوز کسی به خوبی نمیداند شاید هم این نقش برجسته ها چیزی به جز پرتره شاهان و ممتازان درباری ویا اسطوره ها نباشد . سرشت سنگی صورتک های هترا گواه تلاش هنرمندان پدید آور در نگاهبانی از آنها بوده است.دراخباروجراید اعلام گردید که این صورتکها توسط برخی از گروه های اشغالگر ( داعش )و در حال جنگ درمنطقه عراق و سوریه منهدم گردیدند

مطلب مهمی که باید ذکر نمود آنستکه ازمحل این گونه بناها اطلاعات دقیقی در دست نیست باتسلط مغولان وایلخانیان احداث بناهای مذهبی رونق گرفت  ودر این راستا آثاری را نمی توان از معماری قدیم ایران برشمرد ولیکن میتوان گفت که ایرانیان از زمان صفویه که اسلام دین رسمی کشور گردید ساخت تکایا شروع شد و هنر نمایش به تعزیه خوانی واحداث تکایا تبدیل گردید و از زمان صفویه به بعد تکایا جایگاه خاصی پیداکردند ساخت تکایا برپایه فکری وعقیدتی بناشد واین روند تازمان سلسله قاجار ادامه داشت . ایرانیان به اعتقادات مذهبی خود بسیار پای بند بوده و در این راستا احداث مساجد با معماری خاص خود را میتوان برشمرد .در مقیاس کوچکتر.

احداث تکایا موازی با احداث مساجد رونق گرفت . در این گونه فضاها تعزیه خانی ( شبیه خوانی ) همراه با مداحی انجام میشد .(به نقل از داریوش شهبازی پیدایش تکایا از دوره صفویه میباشد ) . تکایا در ابتدا دارای معماری خاصی نبوده و فقط محل گردهمائی بوده است  در دوران قاجار به دلیل علاقه ناصرالدین شاه به مناسک دهه اول محرم ساختن تکیه رواج پیداکرد ومعروفترین تکیه بنام تکیه حاج میرزا آغاسی  بوده که مستطیل شکل بوده و کوچکتر از نکیه دولت که در زمان ناصرالدین شاه بودساخته شد و با احداث تکیه دولت دردوره سلطنت ناصرالدین شاه از رونق افتاد .

تاثیر  معماری غرب ( فرانسه ) برمعماری مذهبی ایران (تکیه دولت )

به منظور شناخت بیشتر از تاثیر معماری غرب ( فرانسه ) لازم است که نگاهی به ساختمانهای احداثی دردوران قاجاریه بشود که اکثرآ" متعلق به خانه های اشراف ایرانی میباشد ودر ساختمانهای عمومی کمتر این مطلب دیده شده است .    یکی از بناهای احداثی در زمان  سلسله قاجار  احداث شد که معماری فرانسوی ( فرنگی ) وایرانی در آن تلفیق شده تکیه دولت است .   تکیه دولت که در زمان ناصرالدین شاه احداث شد یکی از مشهورترین تکایای ایران بوده و تلفیقی از معماری از معماری ایرانی اسلامی وفرنگی بوده است و این تکیه را معیرالملک به تاسی از یک تئاتر بزرگ فرانسه ساخته است. به طوریکه نقل میشود سفیر فرانسه  گفته است که من بنای تئاتر فرانسه را در اینجا می بینم  .  در آن تکیه جایگاه مخصوصی برای سفرای کشورهای فزنگی و در مخصوص برای زنان که حتی عابران آنها نمی دیدند و... که از ویژه گی های این طرح بوده است که در زمان پهلوی اول تخریب گردید.

گفتار فوق بسیار فشرده وبسیار گذرا بوده است و نگارنده سعی در شناساندن  کلی فرهنگ وهنر و مخصوصا" هنر معماری و نمایش (تئاتر و شبیه خوانی یا بعبارت دیگر تعزیه ) راداشته است که دراین راستا هنر تئاتریک ( نمایش زنده ) توانسته جایگاه خود را در ایران پیداکند ودر این راستا نیزطراحان معماری لازمه نیز برای آن درنظر گرفته اند .

فرهنگ وسنن هر کشوری تابع  قوانین اعتقادی آن ملت  است که ممکن است بنا بدلائل وسیاست های مملکتی  در حاشیه ویا مورد عمل  قرارگیرد.

بنظر هنرمندان تئاتر شبیه خوانی ( تعزیه ) را نمیتوان جرو هنر تئاتر محسوب نمود .    اگر بخواهیم شبیه خوانی یاتعزیه را جزو هنر تئاتر محسوب نمائیم میبایست ادبیات و فضای لازمه را درآن بکاربرد و حرکات وصحنه میبایست براساس آن تدارک گردد که منتهی به تئاتر میگردد  .

شبیه خوانی از فرهنگ عامه نشات گرفته و براعتقادات وباورهای مذهبی استوار است تعزیه ویا شبیه خوانی را میتوان جزو فلکور و سنت مردم ایران دانستوبرای حفظ این سنت مردمی  همچون نقالی  لازمست نسبت به ثبت آن به عنوان ارثیه ملی  اقدام گردد  ( شاید هم به ثبت ملی رسیده باشد ).

 

 

 

پایان سخن( مرثیه ای کوتاه برای قهرمانان بی نام ونشان )                 

این سخن  آغازی برای شناخت بیشتر از سوابق هنری ( معماری و تئاتر ) واحترام به هنر مندان وسیاست مداران  است .نگارنده لازم میداند چند جمله ای در باب حفظ آثار ارزشمند تاریخی ( معماری وتئاتر و... ) وسایر هنرها وحتی سیاست  سخنی گفته شود که شاید این مطالب  درد دلی است که عامه دارند .

هنرمندانونو یسندگان  درزمان وجودی  خود آثار واندیشه های خود را ارائه میکنند که این  آثار و اندیشه ها با تغییرات حکومتی و یا جناحهای سیاسی عده ای به قهرمان تبدیل وعده ای دیگر به اشخاص عادی و یا مطرودین ویا خائنین مبدل میگردندوحتی در برهه ای اززمان استفاده از بعضی کلمات در اشعار ونوشته هاهمانند پرستو - آزادی و..  ممنوع بود .

برخیاز قهرمانان که دارای جایگاه خاص وارزش ملی روزگردیده بودندمزارشان مورد توجه قرارگرفته اند و برخی که در زمان خود باتوجه به سیاست روز و حکومت  جزو مفاخرسیاسی ویا حکومتی بودندبدلیل اختلافسلیقه و یا مرام ویا خط ومشی حاکم بر محیط به اشخاص غیرموجه تبدیل شده که در این حالت حتی مزارشان مورد تاخت و تاز وتخریب قرار میگیرد .   در هرجامعه ای سیاست مداران و یا شعرا و یا نویسندگان وسایر هنرمندان  براساس تفکرات و دانش و یافته های خود نسبت به ارائه نظرات و ایده های خود اقدام میکنند و این اقدامات بنا بدلائل مبهم و یا عقیدتی در سیاست بعدی مورد تهاجم قرارمیگیرد . بعنوان مثال سردارانی که برای مشروطیت زحمات بسیار کشیدند و در نقاط مختلف مدفون هستند نباید مورد لعن ونفرین و تخریب مزار قرارگیرندزیرا در زمان خود با تفکر وتعقل نسبت بانجام موارد اقدام گردیده است .

 باید پذیرفت که همه انسان ها دارای هوش ودرایت وفهم ودرک هستند ونباید اشخاص را بی درایت و فکر تصور نمود .آنهائی که فوت ویا معدوم شدند ودر دیار خاموشان هستند خود در زمینه ای اعتقادی وسیاسی تاریخ ساز بوده اند وتاپایجان به آن اعتقاد داشتندو حاضر به پذیرش مکتب و یا مرام جدید نشدند وحاضر به قبول مرگ شدند ویا معدوم نمودن مزارو آثارآنان جز تخریب تاریخ نتیحه ای در پی نخواهدداشت .

بیژن علی آبادی

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید