Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1518

هشتمین لشکرکشی سارگن در بوته تحقیق

مقالات گذشته ۱۳۸۰ 

در سال 714 ق م سارگن دوم (705-721 ق م)، پادشاه آشور ، با لشکر بزرگی به طرف کوههای زاگرس و نواحی غرب ایران تاخت. این عملیات نظامی هشتمین لشکرکشی دوران سلطنت سارگن و چهارمین لشکرکشی وی به داخل ایران شمرده می شود. هدف اصلی سارگن مهار حکومت اورارتو در داخل مرزهایش و مطیع ساختن هم پیمانان آن بود. البته انگیزه اقتصادی و سعی در کسب منافع مادی از سرزمینهای زاگرس را هم نباید از نظر دور داشت. سفرنامه نظامی ارتش آشور و حوادث مربوط به این لشکرکشی به صورت نامه ای مفصل از پادشاه خطاب به خدای آشور نوشته شده و متن آن تقریبا به طور کامل باقی مانده است.(1)

گزارش هشتمین لشکرکشی سارگن یکی از کاملترین سفرنامه های موجود در مورد لشکرکشی های آشوریان است. این گزارش نه فقط از نظر صناعت و نثر ادبی بلکه از لحاظ اشاره به ویژگیهای طبیعی و ذکر نام و جزییات سکونتگاه هایی که ارتش سارگن از آنها بازدید یا آنها را ویران کرد با متون دیگر تفاوت دارد. در این مقاله سعی کرده ام با اشاره به جریان لشکرکشی هشتم سارگن، دیدگاهها و نظریه های مربوط به خط سیر او را تبیین کنم.

داستان لشکرکشی و فرضیه های بعدی

متن گزارش با گفتار اول شخص سارگن تدوین و در آن تصریح شده است که این لشکرکشی در اوایل تابستان در کالخ ( Calah) آغاز گردید. جریان لشکرکشی و حوادث طی آن به طور خلاصه از این قرار است: سارگن بعد از ترک کالخ از رودهای زاب علیا و سفلی، کوه کولر (Kullar) و سرزمین زموء (Zamua) گذشت و وارد ایالت مانایی سوریکش (Surikas) شد. در آنجا اولوسونو (Ulusunu)  هدایای سرزمین مانا را تقدیم سارگن کرد.

ارتش آشور در راه پرسوا (Parsua) از شاهک نشین البری(Allabria) چندین راس اسب و دام به غنیمت برد. نمایندگان دول تابع آشور که در گزارش نام 26 تن از آنها آمده با هدایایی شامل اسب،قاطر،دام و شتر به حضور رسیدند. (2) سارگن با ورود به پرسوا این تصور را ایجاد کرد که قصد لشکرکشی به ماد را دارد. آشوریان با گذر از کوهها و گردنه ها به سرزمین میسی (Missi) که یکی از ایالات مانا بود وارد شدند. طبق قرار قبلی اولوسونو در قلعه ای پر از آذوقه، اسب و دام انتظار سارگن را می کشید. سارگن در آنجا قصد خود را مبنی بر تصاحب و اعاده آن بخش از اراضی مانا که به تصرف اورارتو در آمده بود با اولوسونو در میان گذاشت.

با انتشار خبر ورود سارگن به میسی حکمرانان نواحی مجاور هدایای خود را به نزد او آوردند. سارگن به رغم وعده خویش در مورد جنگ با روس اول (Rusa l) ، پادشاه اوارتو، و شاید برای گمراه کردن دشمن عازم ناحیه زیکیرتو (Zikirtu) شد و در قلعه مانایی پنزیش (Panzis) مرکز آذوقه لشکریان را تاسیس کرد. سپس به سرزمین متتی (Metatti) شاه زیکیرتو و همپیمان روس درآمد. متتی قلعه خود را ترک کرد و در کوه پناه گرفت. او سپس نیروهای خود را گرد آورد و آنها را برای الحاق به قوای روس روانه ساخت. روس که از نیت پادشاه آشور در نفوذ به زیکیرتو مطلع شده بود با عجله نیروهای خود را پیش کشید تا راه او را از پشت سد کند. در این میان آشوریان محافظانی را که متتی در نواحی کوهستانی گمارده بود از میان برداشتند و سیزده دژ زیکیرتو را تسخیر کردند و سپس رو به سوی اوئیش دیش (Uisdis)  نهادند. خبر حرکت لشکریان روس به اطلاع سارگن رسید و وی سرانجام در جنگ با قوای متتی و روس در دامنه کوه اوآوش (Uaus) ، آنان را تارومار کرد و اورارتوها عقب نشستند.

سارگن پس از پیروزی بر روس مسیر خود را تغییر داد و به اورارتو هجوم برد. او از میان شش ایالت یا ناژه (Nage) تحت سلطه اورارتو گذشت. اولین ایالت از این مجموعه به تازگی جزو قلمرو اورارتو شده بود و پنجمین آن بر ساحل دریا قرار داشت.(3) سارگن به سرعت خود افزود و ابتدا اوشکایا (Uskaya) را که از قلاع مرزی اورارتو بود تصرف کرد. این قلعه محل استقرار نگهبانان راه منتهی به سوبی(  Subi) و محل پرورش اسبهای سواره نظام اورارتو بود. ساکنان محلی با آتشی که بر کوهها افروخته می شد از نزدیک شدن لشکر آشور با خبر می شدند و خانه های خود را ترک می گفتند. بدین ترتیب سارگن بدون پیکار اوشکایا را اشغال ، حصارهای آن را ویران و دهکده های اطراف را طعمه آتش کرد.

در ادامه لشکرکشی، سارگن از ایالت سنگیبوتو( Sangibutu) ، که از زمان منوا (Menua) یعنی صدسال پیشتر به اورارتو تعلق داشت و مهمترین شهر آن اولخو( Ulhu) بود، عبور کرد. باغها، تاکستانهاو مراتع سرسبز اطراف اولخو در آتش خشم آشوریان سوخت. در غرب اولخو نواحی ثروتمند، آباد و متمدنی با استحکامات فوق العاده وجود داشت، اما ارتش روس که روحیه خود را باخته بود کوششی برای حفظ آنها نکرد. آشوریان پیوسته وارد دژها و قلاع خالی از سکنه ولی مملو از آذوقه می شدند. سارگن پس از غارت و ویرانیهای بسیار به خوبوشکیا (Hubuskia) رسید و خراج فرمانروای آنجا را دریافت کرد و بعد گروهی از سپاهیان زبده را پیش از گسیل ارتش خود به سوی آشور برگزید و همراه آنها با گذشتن از رود زاب علیا به عزم غارت و ویرانی کاخ و معبد موصصیر (Musasir) به سوی کوهها رهسپار شد. از قرار معلوم این لشکرکشی پیش از آغاز زمستان و قبل از مسدود شدن گذرگاههای کوهستانی به پایان رسید. (4)متن گزارش هشتمین لشکرکشی سارگن بر خلاف دیگر گزارشهای آشوری به واسطه ذکر نامها و غالبا توصیف شمار کثیری از شهرها و دژها و ویژگیهای جغرافیایی در بازسازی جغرافیای تاریخی شمال غرب ایران اهمیت دارد. دانشمندان گوناگون بیش از هشتاد سال است که با مقایسه پژوهشهای کتیبه خوانی، باستان شناسیو بررسی میدانی و با توجه به ویژگیهای جغرافیایی مورد اشاره سارگن سعی در بازسازی خط سیر او از آشور تا ایران کرده اند. با این همه در خصوص راههای پیشروی ارتش آشور و مقایسه محوطه های باستانی با مکانهای مذکور در متون باستانی توافق کاملی میان پژوهشگران وجود ندارد.

به طور کلی فرضیه های مربوط به مسیر هشتمین لشکرکشی سارگن به سه دسته تقسیم می شود(شکل 1):

1)فرضیه هایی مبنی بر اینکه سارگن شرق و شمال دریاچه ارومیه را طی کرد و باگذر از شمال دریاچه وان از غرب آن به سوی آشور بازگشت.

2)فرضیه هایی که فقط مسیری به دور دریاچه ارومیه را در نظر دارد .

3)فرضیه هایی بر این اساس که سارگن به سواحل جنوبی و غربی دریاچه اورمیه رفت و بدون اینکه دریاچه ای را دور بزند به آشور بازگشت.

هریک از این فرضیه ها در پرتو بررسیها و استدلالهای گوناگون، که سابقه طرح آنها به اوایل قرن اخیر باز می گردد، شکل گرفته و بستر تحقیقات و بحثهای دیگر را فراهم آورده است.

سیر مطالعات

تورو- دانژن نخستین کسی بود که از هشتمین لشکرکشی سارگن نقشه ای تهیه کرد و متن گزارش شاه آشور را با تفاسیر و حواشی در سال 1912 م به چاپ رساند. (5) در آن زمان و طی چند دهه بعد اطلاعات اندکی درباره باستان شناسی و جغرافیای تاریخی آناتولی و ایران باستان وجود داشت و تا مدتها گمان می رفت قلمرو اورارتو فقط شامل مناطق اطراف دریاچه وان و شرق ترکیه بوده است . از این رو دانژن خط سیر سارگن را از ایران تا اورارتو به صورت سفری که دربرگیرنده سواحل شرقی و شمالی دریاچه اورمیه، بازگشت به غرب و سوی دیگر کوههای زاگرس، پیشروی به سوی دریاچه وان و دور زدن آن قبل از عزیمت به موطنش بود بازسازی کرد. دانژن محل نبرد کوه اوآاوش را ناحیه کوه سهند تصور کرد، دریای مورد اشاره را با ساحل شمالی دریاچه وان منطبق دانست و مسیر بازگشت ارتش آشور را از طریق بیت لیس(Bitalis) در نظر گرفت.(6) با وجودی که اثر دانژن نقطه آغازین تمام بررسیهای علمی است، اعتقاد کلی بر آن است که گزارش او خط سیری غیر منطقی را از بیتلیس تا موصصیر شرح می دهد و از این بابت غیر واقعگرایانه و طولانی است. 

Lashkarkeshi -sargon

به تدریج در مورد مسیر لشکرکشی سارگن بازنگری هایی شد. لهمان هاپت که با ناحیه مورد بحث به خوبی آشنا و قسمت اعظم آن را سوار بر اسب پیموده بود، بخش مقدماتی خط سیر پیشنهادی دانژن را پذیرفت، اما چنین عنوان کرد که بهتر است نیمه دوم لشکرکشی به صورت سفری در امتداد ساحل شرقی دریاچه وان تا اورمیه و تهاجم به موصصیر از گردنه کله شین(Kelishin) تبیین گردد. (7) زمانی که هاپت آثار خود را می نوشت در مورد متصرفات اورارتو در خاک ایران اطلاعاتی وجود نداشت.

در مخالفت با خط سیرهای پیشنهاد شده انتقادهایی نیز مطرح شد. (8) توجه به موقعیت طبیعی و وضعیت سیاسی پرتنش و اغتشاش زمان وقوع هشتمین لشکرکشی سارگن، از جمله علل این انتقادها بود . ریگ انتقادهای خود را عمدتا به مسیر پیشنهادی دانژن وارد کرد، بی آنکه هیچ گونه اشاره ای به اطلاعات لهمان هاپت کند. جدی ترین ایرادی که او بر نظریه های قبلی گرفت طول بیش از حد مسیرهاست:

طی مسافتی معادل 1500 مایل در بخشی از کوهستانی ترین نواحی دنیا، در معرض خطر جنگ یا درگیری تقریبا مداوم، با روزهای صرف شده در جشنها، دریافت خراج و فعالیتهای سیاسی، ضرورت سازماندهی نواحی مفتوحه دست کم برای حفظ آنها از شورشهای آنی( به رهبری اورارتوها) و تشریح دقیق غارت موصصیر مسلما غیرممکن است. (9)

به نظر ریگ اگر سارگن نخستین پادشاه آشوری بود که به شمال دریاچه های اورمیه و وان نفوذ می کرد، مسلما از آن سخن می گفت. در حالی که در کتیبه سارگن ادعای پیشروی عمقی به داخل خاک  اورارتو وجود ندارد و در واقع به چنین هدفی اشاره نمی شود. با وجود تقدم ریگ در ارزیابی یکی از لشکرکشیهای  مربوط به ناحیه زاگرس کسانی که مواضع مشابهی را در سالهای اخیر اتخاذ کرده اند اثر او را عمدتا نادیده انگاشته اند. بی شک یکی از دلایل گمنامی وی این است که او بعد از وقوع جنگ جهانی دوم در این زمینه فعالیتی نکرد. از این رو مشخص ترین مدل بازسازی شده این محقق را فقط می توان در رساله دکترای منتشر نشده اش برای دانشگاه هاروارد سراغ گرفت. (10)

علایق شخصی و تجربیات فردی نیز محرک و تداوم بخش تحقیقات بود. ادوین رایت آمریکایی با پشتوانه شانزده سال سفر به شمال ایران و عراق و اقامت دراین نواحی با بخش وسیعی از سرزمین آذربایجان و استفاده از ترجمه متن گزارش باقیمانده از سارگن دوم و آرای دانشمندانی چون هرتسفلد و امستد خط سیری برای لشکرکشی پادشاه آشور در نظر گرفت . (11) نوشته رایت در زمره تفاسیری است که غالبا بر اساس مطالعات لغوی و جستجوی روابط خاص میان توصیفهای کتیبه های باستانی از محیط گذشته و تطبیق آنها با محیط فعلی نگاشته می شود.

اثر او شاید کاملترین نمونه از برداشتی کلیشه ای باشد. به هر حال در طرح پیشنهادی رایت قوای آشور از شرق و شمال دریاچه اورمیه گذشتند و به سوی طوشپا (Tuspa) روان شدند و از آنجا به آشور بازگشتند.

بررسیها، اکتشافات و کاوشهای باستان شناسی به طرح عقاید گوناگونی در مورد طول مسیر و خط سیر لشکرکشی سارگن در اطراف دریاچه های وان و اورمیه انجامید. در سال 1968 م محوطه اوراتویی کلات گاه (Qalatgah) در جنوب غربی دریاچه اورمیه کشف شد. از این محوطه کتیبه ای به خط اورارتویی از اواخر قرن نهم ق م به دست آمد. (12) تحقیقات دوازده ساله مؤسسه باستان شناسی آلمان از سال 1967 تا 1978 م نیز شناسایی قلعه ها و محوطه های اورارتویی بسیاری را در استانهای آذربایجان غربی و شرقی در پی داشت.(13) بر این اساس معلوم شد که قلمرو اورارتو از قرن نهم تا هفتم ق م علاوه بر بخشهای شمالی دریاچه اورمیه مناطق پیرامون غرب و جنوب این دریاچه را نیز دربر می گرفت. بدین ترتیب شواهد مستند اورارتو این نتیجه را که طرح تورو- دانژن راجع به هشتمین شکرکشی سارگن نیازمند بازنگری است تقویت کرد.

چارلز برنی ضمن استناد به طرح دانژن و اشاره به تطبیق توصیف دژهای اورارتویی با محوطه های واقع در نزدیکی دریاچه وان، ایراد وارد بر طرح مزبور را راهپیمایی بسیار طولانی از میان کوهستانهای صعب العبور جنوب دریاچه وان تا موصصیر دانست.(14) ون لون برای دریاچه وان راهی را در نظر گرفت که لهمان هاپت پیشنهاد کرده بود. به نظر او سارگن به سوی دریاچه وان رفت اما از طریق اشنو و گذرگاه کله شین بازگشت.(15) به اعتقاد چیلینگر اوغلو و جولین رید تنها دریاچه مورد بحث در مسیر لشکرکشی هشتم سارگن باید دریاچه اورمیه باشد.(16)

شاید در سه دهه اخیر کار تحقیقاتی لویی لوین، با ارائه خط سیری که بسیاری از محققان پذیرفته یا فقط در مکانهایی مشخص از آن اصلاحاتی کرده اند، بحث حاضر را جدی تر از گذشته مطرح کرده باشد. به نظر لوین هشتمین لشکرکشی سارگن طبق نقشه اولیه به سوی نواحی زاگرس ترتیب یافت نه اورارتو و فقط تغییر در فرصتهای جنگی و موقعیت سوق الجیشی جهت پیکان حملات مقتدرانه آشور را تغییر داد.(17) به عبارت دیگر، وقتی زمان اقتضا می کرد سارگن از طرح اولیه منحرف می شد و شاید از همین جاست که لشکرکشی هشتم به یکی از پربرخوردترین عملیات نظامی بدل گشت. در آن زمان حمله به حکومت قدرتمندی چون اورارتو اگر نه غیرممکن دست کم پر مخاطره بود. از سوی دیگر با نابودی پایگاههای اورارتو در شمال و شمال شرق مانا برای آشور امکان استفاده از حکومتهای پادشاهی آندیه (Andia) و زیکیرتو جهت تامین اهداف دائم سیاسی در ناحیه زاگرس مرکزی وجود داشت. وقتی لشکرکشی به مرحله آشکار و واقعی خود رسید و ملاحظات سوق الجیشی تغییر یافت نقشه اصلی اجرا شد. لشکرکشی ادامه یافت و به صورت یادمانی از نبوغ نظامی سارگن درآمد.(18)

لوین با پشتوانه بررسی منظم و روشمند جغرافیایی تاریخی غرب ایران(19) ارزیابی مجدد هشتمین لشکرکشی سارگن را مطرح کرد وبا ذکر دلایل گوناگون،تجدید نظر در طرح تورو - دانژن و ارائه پیشنهادی جدید را لازم دانست. استدلالهای وی برای رد طرحهای پیشین عبارت است از :

  1.  اگر ارگن به هر دو دریاچه اورمیه و وان برخورده بود، به این نکته اشاره می کرد.
  2.  در متن گزارش از پایتخت اورارتو یعنی طوشپا بر ساحل دریاچه وان ذکری به میان نیامده است .
  3. پیشروی تا شمال و غرب بدین معناست که ناحیه پیموده شده، به نسبت مراحل اولیه لشکرکشی وسیعتر و با نامجاهای کمتر بوده است و اینکه...
  4. سارگن بدون محافظت از جناحین خود از میان قلمرو دشمن پیشروی کرده است .(20)

لوین در طرح پیشنهادی خود در مورد خط سیر سارگن در مرحله آغازین لشکرکشی برای تعیین محل پرسوا متوجه جنوبی ترین ناحیه شناخته شده زاگرس در نظر آشوریان شد.(21) او در تایید درستی استدلال خود و انتقاد به طولانی بودن زمان لشکرکشی می گوید:

خط سیری که پیشنهاد شد تا حد زیادی کوتاهتر از دیگر راه هایی است که سارگن در اطراف دریاچه اورمیه یا دریاچه وان، اگرنه هردو، در پیش گرفت. در این صورت مسافت طی شده در حدود 1500 کیلومتر است . سارگن سرزمین آشور را در ماه تموز یعنی ژوئن / جولای [خرداد/ تیر] ترک کرد. با این فرض که لشکرکشی تا پایان اکتبر یا حتی نیمه اول نوامبر[آبان]  و پیش از آنکه برف مانع عبور از دیدگاهها شود ادامه داشته ، حداکثر زمانی پنج ماهه یا تقریبا 150 روزه برای لشکرکشی مطرح می شود. این بدان معناست که آشوریان به طور متوسط روزانه ده کیلومتر را در بخشی از صعب العبورترین مناطق آسیای غربی زیر پا می گذاشتند. از آنجا که در بین راه توقفگاههایی برای جع آوری خراج، جنگ، غارت، چپاول و استراحت وجود داشته مدت فوق افزایش نیز مییابد. هر پیشنهادی که مسیر لشکرکشی را طولانی کند به دلایل فنی مردود است . (22)

استدلالهای لوین در مورد مراحل زمانی و مسائل سیاسی و نظامی هشتمین لشکرکشی همان ایرادهایی هستند که سی و پنج سال پیشتر ریگ در خصوص طول بیش از حد مسیرها مطرح کرده بود . وجود نواحی صعب العبور در مسیر لشکرکشی، توقف و اتراق سپاهیان به علل مختلف در مراحل گوناگون عملیات رزمی  و مشغله های سیاسی و نظامی سارگن فصل مشترک ایرادهای ریگ و لوین به افزایش مدت زمان لشکرکشی و عدم تناسب آن با مسافت پیموده شده است. (23) نتیجه گیری لوین استدلالی است در برابر نظریه دانژن و حتی در مقابل طرح دور زدن دریاچه اورمیه. به نظر زیمانسکی فرضیه لوین در عین محدود کردن بخش اورارتویی لشکرکشی تقریبا به اندازه نظریه دانژن تاب و تفضیل می یابد.(24) اما نکته مهم آن است که فرضیه لوین بررسیهای دیگری را در خصوص مکانیابی نامجاهای باستانی بر روی نقشه پیشنهادی به دنبال داشت و تحقیقات او باعث تداوم بحث جغرافیای تاریخی غرب و شمال غرب ایران در عصر آهن و زمینه ساز پژوهشهای آتی شد .

به نظر والتر مایر گزارش هشتمین لشکرکشی سارگن به دلیل نگاشته شدن برای خدای آشور واجد دقت و اعتبار تاریخی است. مایر توجه زیادی به طول مسیر لشکرکشی کرده است و نظریاتی برای کوتاه کردن آن ابزار می کند. نقشه او تا حدی نشان دهنده تنظیم کارآمدتر نامجاها در مسیر حرکت کلی از جنوب به شمال است و بر اساس مناطقی که سارگن در مسیر شمالی خود و در امتداد جاده سنندج ، سقز و مهاباد از آنها عبور کرد، توجیه می شود. (25) شناسایی و تطبیق برخی محوطه های خاص نیز در مقالات شماری از دانشمندان نقش بارزی دارد. نظریه های سالوینی در مورد قلعه اسماعیل آقا(26) و مقاله ماسکارلا(27) در مورد مقایسه اولخو با کلات گاه از این جمله اند. در این رهگذر غالب طرحهای پیشنهادی ضمن برشمردن دلایل و ایرادهای وارد بر طولانی بودن مسیر لشکرکشی در طرحهای قبلی، راههایی کوتاهتر از آنچه دیگران در نظر گرفته اند مطرح می کنند. اسکار وایت ماسکارلا در این زمینه و به خصوص ایراد وارد بر طرح دانژن می گوید: لشکرکشی سارگن به نواحی اورارتویی  و اشاره اش به دریا  فقط بر ارتباط متن آشوری با مناطق اورارتویی اطراف دریاچه اورمیه دلالت می کند. او هرگز عملیاتی در قلمرو اصلی اورارتو انجام نداد و هیچ گاه به سوی دریاچه وان نرفت. نکته دیگر آنکه هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه سارگن دریاچه اورمیه را از شرق دور زده باشد در متن گزارش وجود ندارد . همچنین هیچ گونه مدرک باستان شناختی در مورد یک مسیر شرقی دردست نیست. در واقع درامتداد شرقی دریاچه اورمیه اثری از سکونتگاههای اورارتویی وجود ندارد. سارگن به سوی دریاچه اورمیه حرکت کرد و پیش از تغییر مسیر به طرف غرب و جنوب برای سفر به موصصیر مسافتی را به سوی شمال و در امتداد ساحل غربی دریاچه اورمیه پیمود.(28)

در سالهای اخیر موضوعهایی چون شناخت مناطق تحت نفوذ اورارتو و طرح الگوی ساختاری معینی برای توضیح پیشروی نظامی سارگن باعث تجدید نظر در شواهد و بررسی مجدد آنها شده است. (29)

به نظر زیمانسکی دره اشنو و ناحیه کلات گاه آخرین ایستگاه احتمالی برای بخش اورارتویی هشتمین لشکرکشی  سارگن است . در این ناحیه که جنوبی ترین حوزه نفوذ کتیبه های اورارتویی است دژها و گذرگاههای مهمی میان آشور و اورارتو وجود دارد.(30)

گزارش هشتمین لشکرکشی سارگن به لحاظ ویژگیهای بیانی و محتوایی و اهمیت انکارناپذیرش در بازسازی جغرافیای سیاسی و تاریخی بخش وسیعی از منطقه غرب ایران، طی سده گذشته توجه محققان را به خود جلب کرده است. راههای خاص پیشروی سارگن و مقایسه محوطه های باستانی شناسایی شده با نامجاهای مذکور در متن گزارش عمده ترین مباحث مطرح در آثار منتشره است .

از گزارش لشکرکشی درباره جهت کلی خط سیر سارگن چنین برمی آید که شاه آشور از رودخانه زاب سفلی در سرزمین بین النهرین گذشت و کوه کولر را به سوی زاگرس و ایران پشت سر گذاشت . سپس پیش از تغییر مسیر به سوی شمال برای حمله به قلمرو اورارتو دست به مانورهای سیاسی و نظامی گوناگونی زد مانند: ورود به سرزمین پرسوا، اعلام حضور در ایالات مانایی، پذیرش خراجگزاران، دریافت هدایا و کمکهای حکمرانان محلی، نفوذ به سرزمین همپیمانان اورارتو و تسخیر قلاع متعدد. سارگن بعد از نبردی بزرگ و مطیع ساختن چند شهر تقریبا نزدیک به دریا برخی از قلاع مرزی اورارتو را تصرف و تعدادی از شهرهای آباد این سرزمین را ویران کرد. او پیش از بازگشت به آشور همراه شماری از سپاهیانش به راه دشوار دیگری رفت تا موصصیر ، شهر مقدس واقع در شمال شرقی عراق، را نابود کند.

نوشته های محققان گوناگون در بیش از هشت دهه منجر به شکل گیری آرا و عقاید اساسی و متضادی در مورد محلهایی که سارگن به توصیف آنها پرداخته، شده است. هر تفسیر جدیدی از متون باستانی فرضیه هایی به وجود آورده، خط سیر متفاوتی ارائه کرده، در مخالفت با دلایل ابراز شده در مقالات پیشین توفیقی نیافته و تردیدهای موجود را قوت بخشیده است. بنابراین هر بحثی در این زمینه مبحثی مقدماتی تلقی می شود .

تنوع بازسازیهای جغرافیایی ملهم از گزارش هشتمین لشکرکشی سارگن از یک سو ناشی از مجموعه اطلاعات باستان شناسی و آشورشناسی است که در گذر زمان بر مقدار آنها اضافه شده و از سوی دیگر متاثر از مجهولاتی است که در کنار لزوم تجدید نظر در پیشنهادهای قبلی انگیزه تداوم تحقیقات بوده است. در بررسی این لشکرکشی علاوه بر مطالعه نامجاهای باستانی یا جزئیات حادثه ای  تاریخی،مسائل دیگری چون توانایی نظامی ارتش آشور، ترکیب اجتماعی و سیاسی حکومت اورارتو و تطبیق تاریخ نویسی و باستان شناسی آشور برای تفسیر و تبیین رویدادهای تاریخی مطرح می شود.

در بررسی هشتمین لشکرکشی سارگن باید به عواملی چون وجود موانع طبیعی،گذرگاهها و راههای صعب العبور در منطقه شمال غرب ایران، جنگلها و درگیریهای مداوم و پیامدهای نظامی و سیاسی پیش بینی نشده در راه پیشروی ارتش آشور و توان نظامی حکومت اورارتو توجه کرد. بر این اساس تصور مسیری به دور دریاچه های اورمیه و وان مبالغه آمیز جلوه می کند. همچنین با توجه به وجود قلاع و دژهای متعدد اورارتویی در شمال دریاچه اورمیه، فرضیه های مبنی بر عبور ارتش آشور از شرق این دریاچه نیاز به شواهد مستند باستان شناختی و تاریخی دارد . به نظر نگارنده هشتمین لشکرکشی سارگن در منطقه ای به انجام رسید که از شمال به سواحل جنوبی و جنوب غربی دریاچه اورمیه،از شرق به رود قزل اوزن و دشت همدان، از جنوب به کردستان جنوبی و از غرب به رود دجله محدود می شود. در این منطقه کوهستانی علاوه بر مراکز استقراری جدید، محوطه های باستانی فراوانی وجود دارد.

در قرن هشتم  ق م ناحیه فوق صحنه کشمکشهای  آشور و اورارتو برای دستیابی به مواد اولیه ، تثبیت موقعیت سیاسی و نظامی و سلطه بر حکومتهای کوچکی بود که هیچ گاه به طور کامل مستقل نشدند.

اعمال نفوذ اورارتو در منطقه گاه به حدی می رسید که از دست نشاندگان آشور کاری بر نمی آید. از این رو آشور خود مجبور به مداخله می شد. هشتمین لشکرکشی سارگن را می توان برآیند جدالها و درگیریهای دیرینه آشور و اورارتو در خارج از قلمرو اصلی این حکومتها تلقی کرد.

پی نوشت ها:

1.این متن را یکی از صاحب منصبان عالی رتبه سارگن به نام ابر کوطب - شر- آشور به خط میخی بر روی لوح گلی بزرگی به ابعاد 24.5* 37.5 سانتی متر در چهار ستون و 430 خط نوشته است. این لوح که از شهر آشور پایتخت سرزمین آشور به دست آمده ابتدا به بازار عتیقات را ه یافت و سرانجام در اختیار موزه لوور قرار گرفت.رک.

یوسف مجید زاده، تاریخ و تمدن بین النهرین ؛ ج1؛تاریخ سیاسی،تهران،مرکز نشر دانشگاهی،1376،ص312.

2.ایگور میخاویلوویچ دیاکونف،تاریخ ماد ،چ3،تهران،انتشارات علمی و فرهنگی،1371،ص201 و 515.
3.جانشینهای احتمالی این دریا ،دریاچه های وان و اورمیه هستند. غیر از این ویژگی طبیعی هیچ اشاره ای به کوه آرارات یا پایتخت اورارتو به نام طوشپا نمی شود.

4.P.Zimansky , 1990, Urartian Geography and Sargon ,s Eighth Campaign , Journal of Near Eastern Studies 49(1) :3.

5.F.Thureau - Dangin , 1912, Une relation de la huitieme campane de sargon (714 au. J.-c), Texas Cuneiforms du Louvre, Vol.3, Paris: Paul Geuthner.

6.Ibid., PP.ii-xx and map.

7.C.F.Lehmann - Haupt, 1916, Musasir und der achte Feldzug Sargons II(714v.Chr.)

8.H.A  Rigg, 1942, Sargon,s Enghth Military Campaign

9.Ibid,p,132.

10.H.A.Rigg ,1936,The Kingdom of Van (Urartu),Ph.D.Dissertation, Harvard University.

11. رحیم رئیس نیا،آذربایجان در سیر تاریخ ایران،2ج،تبریز،نشر نیما،1370،ص203

12.O.W.Muscarella ,1971,Qalatgh: An Urartian Site in Northwestern Iran , Expedition 13(3-4):44-49.

13.نتایج بررسیها و اکتشافات هیئت آلمانی را ولفرام کلایس و همکارانش در دهه 1970 م منتشر کرده اند. برای اطلاع مختصر از این تحقیقات در زبان فارسی رک. ولفرام کلایس، «شهرهای اورارتو» در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1365،ص 94-78.

14.C.A.Burney and D.M.Long ,1971,The People of the hills: Ancient Ararat and Caucasus, London,pp.155-156.

15.M.Van Loon ,1975,The Inscription of Ishpuini and Meinua at Qalatgh, Iran

16-A.A.Cilingiroglu,1976-77,The Eighth campaign of sargon II,

17.L.D. Levine ,1977, Sargon Eighth Campaign , in : L.D.Levine  and T.C.

18.Ibid,p,149

19.لویی لوین معروفترین محققی است که از سه دهه گذشته بحث جغرافیای تاریخی غرب ایران را به طور مدون مطرح کرده است . او، که یکی از اعضای پروژه حسنلو بود، رساله دکترایش را در سال 1969،با عنوان « جغرافیای تاریخی زاگرس در دوران آشور جدید» نوشت و بعد خلاصه ای از آن را به صورت مقاله ای دوقسمتی در سالهای 1973 و1974 به چاپ رساند. در نوشته های بعدی نیز مبحث جغرافیای  تاریخی را به اشکال مختلف پی گرفت. علاقه لوین به رشته آشورشناسی و باستان شناسی خاور نزدیک، پرسشی که دایسن در مورد نام باستانی حسنلو در ذهن او ایجاد کردو سفرهایی که در تابستان سال 1964 و 1967 به بخش ایرانی کوههای زاگرس کرد، انگیزه و پشتوانه درونی او در این تحقیقات بود.

20.levine , 1977,pp.146-147

21.ibid,fig.1.

22.ibid,p.148.

23.تفاوت بارز استدلالهای ریگ و لوین نوع واحدی است که هریک در برابر مسافت مورد استناد یعنی 1500قرار می دهند. این واحد در نوشته ریگ به مایل و در اثر لوین به کیلومتر است.

24.zimansky , 1990,p.6.

25.w.mayer,1980,sargons feldzug gegen urartu-714

26.P.E.Pecprella and M. Salvini ,1984

27.O.W.Muscarella, 1986

28.ibid,p,466.

29.p.zimansky,1985,ecology and empire

30.zimansky ,1990,p.20.

 

بررسی و نوشته:فرشید مصدقی امینی

مجله باستان شناسی و تاریخ، سال پانزدهم ، شماره اول و دوم، پاییز وزمستان79و بهاروتابستان80
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید