تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1303

هنرمند و جامعه مدرن

نمیدانم اولین باری که انسانی، خطی بر زمین، کوه، ویا بر ماسه های کنار دریا کشید واز این کار لذت برد، و یا وقتی خوشحال ویا بسیار غمگین شد واز سر هردوی اینها،  و از برای انتقالشان، در نهایت شعور از سینه خود صداهائی درآورد و احساس آرامش کرد. ویا وقتی خواست برای خودش سرپناهی بیابد، در انتخاب این که اینجا بهتر است یا آنجا، دقت و وسواس به خرج داد، در صحراها صدای آهنگین راه رفتن شتر را به درستی شنید ودرکنار دریا موزون بودن برخورد آب را باساحل، و از آنها به وجد آمد، چه تمایزی بین او و سایر هم سانانش بوده وما در تجزیه و تحلیل این رفتارها چه ارزشی را میتوانیم برای او  قائل شویم؟ چرا که شاید آنروزها زندگی و زنده بودن آنقدر هم پیچیده نبود که برای هر کاری که رگه ای از حقیقت درآن باشد، صفتی واسمی بکار برده شود. ولی آنچه مسلم است آن  انسان، بنا به تعاریف امروز، از دیگران متمایز بود. به سخنی دیگر، دنیای دیگری می دید و به خلق آن می کوشید هر چند که نمی دانست دارد هنر بخرج می دهد. او در دوران خود زندگی می کرد ولی چیزی می آفریدکه خارج از جنبه های خصوصی زندگیش بود.

ولی این را میدانم که کار خلاقه او در جهان گذرا چیزی بود که هم نوعانش عملا از یافتن آن ناتوان بودند واو آنرا به معرض تماشا می گذاشت که امروزه به آن هنر می گوئیم. فاعل این امرکه هنرمند نامیده میشود، دنیای خیال را در برابر حقیقت قرار می دهد. وبر کسی پوشیده نیست که همواره دنیای خیال پیشتاز است. همچنین جهان حقیقت، همیشه در موجودیت امروز خود مدرن می باشد چون متعلق به این لحظه است که از لحظه قبل جدیدتر است، پس همیشه ودر هر زمانی هنر مند در دنیای مدرن بوده وخود بمنزله قانون و سنت بوده است.

از آنجائی که تحول وتکامل، حیات بشر را تحت تاثیر قرار میدهد،هنر هم از این تاثیر، بهره میبرد ودر راه تغییر و تکامل گام بر می دارد. ژان پل سارتر می گوید:"هنر سازی است که آهنگ انسانیت می نوازد" پس بیراه نیست اگر بگوئیم:هنرمند کار خلاقه خود رااز روزگاری که در آن زیست میکندبه دست می آورد.

در این روزگار به دلیل هجوم اطلاعات،بازتاب هنرمندان شگفت انگیزاست.آنها از همه گونه گستردگی دانش خود، از اکتشافات فیزیکی در زمینه نور و حرکت گرفته تاآنچه که بعنوان ضایعات شناخته میشوند، برای هنرنمائی،استفاده می کنند و به باور کانت قوت می بخشند که هنر را در مقابل حرفه قرار می دهد ومی گوید:به همان اندازه که حرفه، به خاطر سودی که از آن متصور است، نامطبوع می باشد، هنر به واسطه تفنن که علت وجودی آنست، گرم ومطبوع می باشد.

تفاوت هنرمند آن زمان با هنرمند این زمان در خیالی است که جهان بکر باخود می آورد و آثاری به وجود می آورد شایسته خود، در برابر جهان صنعتی زورگو و  سیاسی وپر از اطلاعات وخیالات رنگارنگش که دیگر نمی توانی تشخیص بدهی چه چیز خوب است وچه چیز بد، چون با تعداد عجیب آن و تبلیغات گسترده ای که به شدت رایج شده ومغز آدمی را بیشتر از اثر هنری، درگیر می کند دیگر نمی توانی به سادگی کنار بیائی وناچار کنار می کشی،به شرطی که شانس کمک کرده باشد و احتمالا با بدترین آنها کنار نیامده باشی.

آبان 92         خوبچهر کشاورزی  

مجموعه مقالات مرتبط : هنرمند و جامعه مدرن    
عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید