Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1221

گزارش بررسی مقدماتی پناهگاه صخره ای« خل وشت» در منطقه عمارلو، گیلان

(مقالات گذشته-تابستان80)

رشته کوه البرز و دامنه های آن از لحاظ مطالعات پارینه سنگی یکی از مناطق مستعد و جالب توجه ایران محسوب می شود. مطالعات انجام شده دراین منطقه بیشتر در بخش شرقی آن،یعنی مازندران ، متمرکز بوده است. تقریبا کلیه مکانهای کاوش شده در این بخش که در حد فاصل دامنه های شمالی البرز و سواحل خزر،نزدیک بهشهر واقع شده اند، مربوط به دوره فراپارینه سنگی هستند(تصویر1). از این مجموعه دو غار کمربند و هوتو را در سالهای 1949 و 1951 کوون کاوش کرد، که بقایای استقراری دوره فراپارینه سنگی در آنها مربوط به حدود 10000 تا 8000 سال ق م است(کوون 1951،1952،1957). مکان دیگر غار علی تپه است که در سالهای 1962 و 1964 مک بزنی آن را کاوش کرد و استقرار فراپارینه سنگی آن مربوط به حدود 10500 تا 9000 سال ق م است(مک برنی 1964،1968).

علاوه بر این،یافته های دیگری نیز از این منطقه گزارش شده است؛ از آن جمله ابزارهای سنگی که دمرگان در بستر رودخانه «پردمه» و دره لار در نزدیکی محمدآباد گردآوری کرد(واندنبرگ 1345)و همچنین مصنوعات سنگی که کرودرن و تیبو در پایین زرندین،در جنوب شرقی نکا یافتند که شامل ابزارهای تراشه ای ازنوع دندانه دارو کنگره دار(denticulated/notched) است (کرودرن و تیبو 1973).

در دو دهه اخیر نیز دو مکان دیگر در این منطقه شناسایی شده است. یکی از آنها غار کمیشان در نزدیکی نکاست که آثار یافت شده در آن به دوره نوسنگی و ادوار جدیدتر قابل انتساب است. مکان دیگر که در دامنه جنوبی البرز واقع شده محوطه باز قلعه عسگر است. این مکان در سال 1368 طی بررسی اطراف دماوند به همت عنایت الله امیرلو شناسایی و گمانه زنی شد. وی این مکان را به اواخر پارینه سنگ جدید و دوره فراپارینه سنگی منسوب کرده است.(امیرلو1369).

همان طور که از این تاریخچه کوتاه برمی آید، بجز مکان قلعه عسگر، کلیه مکانهای مطالعه شده در نیمه شرقی منطقه مذکور واقع اند و عملا بخش وسیعی از این منطقه، شامل نیمه غربی مازندران، کل گیلان و دامنه های البرز ، همچنان ناشناخته باقی مانده است . کشف یک پناهگاه صخره ای در ناحیه عمارلوگیلان شاید نقطه آغازی بر مطالعات پارینه سنگی در این بخش ناشناخته البرز باشد. این پناهگاه را در تیرماه 1379 حسین عبدی شناسایی کرد. در جریان بررسی اولیه تعدادی تکه سفال پارتی و یک تراشه سنگی(flake) در دامنه پناهگاه یافت شد(تصویر 7:4) .کشف تراشه سنگی مذکور ما را ترغیب کرد که مجددا این مکان را بررسی کنیم. به این منظور نگارندگان به همراهی مهرزاد هندی و مظفر زرین کوه در شهریور 1379 پناهگاه صخره ای خل وشت را مجددا بررسی کردند که گزارش آن در اینجا ارائه می شود.

Khalvasht -1

پناهگاه صخره ای خل وشت در حدود 65 کیلومتری جنوب- جنوب شرقی رشت و 20 کیلومتری شرق - شمال شرق لوشان ، در ارتفاع 1000تا 1500متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است. (طول شرقی44َ  29ْْ، عرض شمالی42َ  36ْ ). پناهگاه رو به سمت جنوب - جنوب شرقی و مشرف به روستای کوچک خل وشت (1) و یک مسیل است. یک چشمه نیز در حدود 300متری جنوب غربی پناهگاه واقع شده که آب مورد نیاز اهالی روستا را تامین می کند. جاده آسفالته لوشان- جیرنده از مقابل پناهگاه عبور می کند و بخشی از دامنه غربی پناهگاه را قطع کرده است(تصویر 2). دیواره پناهگاه که از تراورتن (travertine) تشکیل شده در حدود 180متر طول دارد و ارتفاع آن در منتهی الیه غربی 2متر است که به تدریج به سمت شرق افزایش می یابد و به حدود 8متر می رسد. سنگ بستر که از کنگلومرا (conglomerate)تشکیل شده در اکثر بخشهای کف پناهگاه نمایان است. تعدادی تخته سنگ که بزرگترین آنها حدود 5متر طول دارد بر دامنه پراکنده اند، احتمالا شماری از این تخته سنگها بر اثر زلزله شدید 31 خرداد سال 69 رودبار و منجیل از دیواره صخره جدا شده اند.

Khalvasht -2

اهالی روستای مجاور با استفاده از قطعات سنگ تراورتن چندین آغل در نیمه غربی پناهگاه ساخته اند. دامنه صخره ای مقابل این آغل ها را لایه ای از فضولات دامی پوشانده است. در این بخش بجز چند تکه سفال چیز دیگری مشاهده نشد. نیمه شرقی پناهگاه از لحاظ بقایای باستان شناختی غنی تر است. در نزدیکی انتهای شرقی دیواره پناهگاه، غار کوچکی به عمق 5 متر و عرض 10 متر تشکیل شده که کف آن سنگی و بدون رسوبات است. ارتفاع دهانه غار 2.5 متر است که به تدریج کاهش می یابد و در انتهای غار به کمتر از یک متر می رسد. این غار کوچک حدود 35متر بالاتر از بستر مسیل واقع شده و دامنه مقابل آن حدود 25درجه شیب و 60متر طول دارد. بخش بالایی دامنه صخره ای است و نیمه پایینی آن را رسوبات و واریزه پوشانده است. قطعات مختلف سفال که اغلب پارتی هستند(2) بر دامنه مشاهده می شود، اما مصنوعات سنگی فقط در یک محدوده کوچک یافت شد.

Khalvasht -3

این محدوده در حدود 50متری غارکوچک، پایین دامنه و مجاور بستر رودخانه فصلی است(تصویر3). مصنوعات گردآوری شده از این محل شامل 9 قطعه تراشه است(تصویر 4) . به نظر می رسد این تراشه ها بر اثرفرسایش ناشی از بارندگی و عوامل دیگر به تدریج از مقابل غار به پایین دامنه منتقل شده و در زیر رسوبات ادوار جدیدتر مدفون شده اند. رسوبات مذکور نیز بر اثر جریان آب مسیل طی فصول پرباران فرسایش یافته است و در نتیجه مصنوعات سنگی در این محدوده نمایان شده اند.

Khalvasht -4

مجموعه گردآوری شده بسیار کوچک است و اطلاعات چندانی راجع به جنبه های گوناگون صنایع سنگی منطقه در اختیار نمی گذارد؛ امابا در نظر گرفتن این موضوع که مجموعه مذکور در حال حاضر تنها مورد یافت شده از این منطقه است، توصیف قطعات آن تا حدودی راه گشاست. سنگ مورد استفاده محلی است و به صورت قطعات 5تا20سانتی متری در اطراف پناهگاه یافت می شود .

Khalvasht -5

در ساخت مصنوعات این مجموعه از سنگ چرت (chert) خاکستری و خاکستری تیره،جگری و قهوه ای استفاده شده است.

مجموعه گردآوری شده به این شرح است:

  1. تراشه با آثار پوسته اولیه سنگ (cortex) و شکستگی مختصر در انتهای فوقانی. جای تراشه برداریهای قبلی بر سطح پشتی تراشه یک سویه است. در یک مورد نیز تراشه ای به صورت جانبی جدا شده است. سازنده برای کاستن از ضخامت بخش تحتانی تراشه، سکوی ضربه و حباب ضربه را با ضربه ای معکوس جدا کرده است که جای آن بر سطح شکمی تراشه دیده می شود ( GLEY 1 3/N).
  2. تراشه با سکوی ضربه دو بر (dihedral platform) ، بخش فوقانی و لبه جانبی این قطعه شکسته است. با توجه به جهت برداشتهای قبلی احتمالا از یک سنگ مادر چندسویه (multiple core) جدا شده است (5R ¾).
  3. تراشه با لبه های موازی و سکوی ضربه ساده ( plain platform) . بخش فوقانی تراشه شکسته است . احتمالا از یک سنگ مادر یک سویه uni- directional core) جدا شده است ( 5YR 4/2).
  4. بخش میانی یک تیغه که از دو سو شکسته است. لبه های جانبی آن تقریبا موازی است و آثار روتوش         ( retouch) بر آنها دیده نمی شود .( 10YR 4/1).
  5. تراشه کشیده با لبه های تیز و مقطع مثلثی، آثار روتوش جزئی بر لبه چپ تراشه در انتهای فوقانی دیده می شود که ممکن است بر اثر فرسایش نیز ایجاد شده باشد. این تراشه احتمالا در نتیجه دستکاری لبه سنگ مادر جدا شده است( 2.5Y 4/1).
  6. تراشه با سکوی ضربه دوبر و بقایای پوسته اولیه سنگ. احتمالا از یک سنگ مادر چندسکویی جدا شده است (7.5R 3/3).
  7. تراشه با آثار پوسته اولیه سنگ بر سطح پشتی (cortical flake). سکوی ضربه آن چندبر ( faceted) است (GLEY 1 7/5 GY).
  8. تراشه احیای سکوی ضربه سنگ مادر (core tablet). این تراشه حاصل احیای مجدد سکوی ضربه یک سنگ مادر ریز تیغه (bladelet) است. آثار برداشت پنج ریزتیغه از سنگ مادر اولیه بر یکی از لبه های جانبی آن به جای مانده است. همچنین در لبه مقابل آن نیز جای برداشت چند تراشه دیده می شود(GLEY 1 3/N).
  9. تراشه با آثار برداشت یک سویه بر سطح پشتی، لبه های جانبی و سکوی ضربه کاملا شکسته است (5R ¾).

Khalvasht -6

با توجه به کوچک بودن مجموعه و نبود ابزارهای شاخص در آن، نمی توان با اطمینان راجع به صنعت ساخت مجموعه سخن گفت. اما وجود تیغه و تراشه احیای سکوی ضربه سنگ مادر ریز تیغه در این مجموعه کوچک شاید تا حدودی بیانگر ارتباط آن با صنایع تیغه و ریز تیغه پارینه سنگی جدید و فراپارینه سنگی باشد. برای اطمینان یافتن از این موضوع حفر یک گمانه در بخش پایین دامنه پناهگاه ضروری است. در صورت حفر چنین گمانه ای علاوه بر تهیه مجموعه بزرگتری از مصنوعات سنگی، می توان امیدوار بود که حتی بقایای جانوری و سایر مواد باستان شناختی نیز به دست آید.

با توجه به ویژگیهای پناهگاه و شمار اندک مصنوعات سنگی که اغلب وازده های تولید ابزارند می توان احتمال داد که این مکان پناهگاه موقت گروههای شکارچی - گردآورنده ای بوده که در مسیر حرکت خود از دره شاهرود به ارتفاعات بالاتر و بالعکس در این محل اتراق می کردند. موقعیت آفتابگیر پناهگاه، وجود یک چشمه در نزدیکی آن و وجود منابع سنگ مناسب جهت ابزارسازی از امتیازاتی است که می توانسته باعث جلب توجه گروههای مذکور به این محل شود. این گروهها احتمالا طی اتراقهای کوتاه مدت خود از منابع سنگی اطراف برای ساخت ابزار استفاده می کردند و پس از ترک پناهگاه ابزارهای تولید شده را با خود می بردند. ضایعات به جای مانده از تولید ابزار به همراه سایر بقایای احتمالی مثل قطعات استخوانی بر اثر فرسایش به پایین دامنه انتقال یافته و درزیر رسوبات جدیدتر مدفون شده است.

درصورت یک بررسی فشرده می توان امیدوار بود که مکانهای دیگری نیز در این منطقه شناسایی شود. خصوصا اینکه در مسیر حرکت از لوشان به جیرنده چند پناهگاه  دیگر در اطراف جاده مشاهده شد که با توجه به ابعاد و موقعیت آنها احتمال یافتن بقایای پارینه سنگی در آنها وجود دارد.

پی نوشت ها:

*فریدون بیگلری ، گروه پژوهشهای پارینه سنگی، موزه ملی ایران، تهران.

حسین عبدی ، دانشجوی کارشناسی باستان شناسی گروه باستان شناسی،دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ابهر.

با سپاس فراوان از آقایان شاهرخ رزمجو که در شناسایی قطعات سفال ما را یاری کرد و مهرزاد هندی و مظفر زرین کوه که دراین بررسی ما را همراهی کردند.

1-این روستا در زمان بررسی خالی از سکنه بود زیرا ساکنان آن به همراه احشام خود فصل تابستان را در ارتفاعات بالاتر می گذرانند و طی فصول دیگر سال در این روستا مستقر می شوند.

2- علاوه بر سفالهای پارتی، تعداد اندکی سفال مربوط به اواخر هزاره دوم و هزاره اول در دامنه یافت شد. همچنین آثار یک استقرار گسترده پارتی در جنوب غربی روستا و بر ساحل چپ رودخانه فصلی مشاعده شد که شامل پراکندگی قطعات سفال و بقایای بناهایی با دیواره سنگ چین است. این بقایای تاریخی را آقای مهرزاد هندی بررسی کرد .

منابع:

امیرلو، عنایت الله، 1369، « کاوش در دماوند» باستان شناسی و تاریخ ، شماره پیاپی 8و9، ص 90.

واندنبرگ ، لویی، 1345، باستان شناسی ایران باستان ، ترجمه عیسی بهنام ، دانشگاه تهران.

  

بررسی و نوشته: فریدون بیگلری ، حسین عبدی*

مجله باستان شناسی و تاریخ، سال پانزدهم ، شماره اول و دوم، پاییز وزمستان79و بهاروتابستان80
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

استان مرتبط : گیلان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید