Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1408

کوه ها، چشمه ها و چمن زارها

 (مقالات گذشته - آذر 88)

گروهی کوچک و همدل می توان تشکیل داد. با طبیعت می توان هم آغوش شد و خاطره ای خوش می توان برای همیشه با خود همراه کرد.

وقتی می روی کوه، وقتی پا به رکاب می شوی، وقتی راه می افتی و خودت را از روزمرگی های شهر جدا می کنی، در دل طبیعت در آن خلوت ساده و بی شیله پیله به پشت سر که نگاه می کنی در آن پایین پایین ها، می بینی که همه چیزهایی که یک جوری دست و پایت را بسته بود جا مانده اند. همان پشت سر، همان پایین پایین ها جا مانده اند. طبیعت آرامش و خلوص صادقانه خودش را به تو اهدا می کند. این فرصت ناب را به سادگی می توان برای خود و دوستان فراهم کرد.

این سفرنامه تجربه گروهی از طبیعت گردان است که از مسیر آب بر به قلعه رودخان نظاره گر لحظه های ناب بوده اند و سهمی از این تجربه را به ما منتقل می کنند:

Koohha -cheshmeha ...-1va2

گروه کوه نوردی 7نفره ای تشکیل دادیم. تابستان بود و هوا بسیار گرم و غیرقابل تحمل(این را به خاطر بسپارید). با کرایه یک دستگاه وانت نیسان به مبلغ 25 هزار تومان سفر را از «آب بر» به قصد روستای متروک «باکلور» آغاز کردیم. داشتن کوله پشتی و لوازم مورد نیاز و خوراکی از الزامات سفر بود. مسیر خاکی و خطرناک نگران مان می کرد، مهارت راننده و بومی بودن او هم مهیج بود و هم دلداری مان می داد. تا روستای باکلور حدود یک ساعت زمان داشتیم. روستای باکلور روستایی بسیار کوچک اما در موقعیتی بی نظیر است. محل آن در عمق دره ای زیبا و در مسیر رودخانه « چینی لر» واقع شده است . این روستا که در اثر زمین لرزه خالی از سکنه است دقیقا در محل تلاقی دو رودخانه قرار دارد که حاصل تلاقی این دو رودخانه رودخانه چینی لر می شود. این دو رودخانه عبارتند از رودخانه « هازار» و رودخانه « کوثر» که هر دو مسیری شمالی - جنوبی دارند و از چشمه های مشرف بر البرز سرچشمه می گیرند. حدفاصل دو رودخانه کوه و جنگل « دارسر» قرار دارد. ارتفاع تقریبی این روستا 1200متر است . هرچند این روستا در اثر زمین لرزه ویران شده و اهالی آن به شهر آب بر و شهرهای دیگر کوچ کرده اند اما هنوز هم باغ های آن نگه داری می شوند و تابستان عده ای از اهالی سابق برای رسیدگی به باغ ها و البته زنبورداری که شغل اصلی آن ها است به روستا می آیند. به هر حال ما وارد روستا شدیم و در ادامه باید مسیر رودخانه کوثر را طی می کردیم. این مسیر سخت گذرتر از قبل بود. برای ادامه مسیر باید ماشین را از رودخانه عبور می دادیم. با تلاش بچه ها این کار انجام شد. در نتیجه؛ حدود 3ساعت در وقت و مسیر صرفه جویی شد. مسیر بعد از رودخانه بسیار خطرناک است در بعضی قسمت ها ریزش کوه وبارندگی جاده را تخریب کرده و کوچک ترین اشتباه، سقوط مرگ بار به عمق دره را در پی دارد. اما سرانجام مسیر جاده تمام می شود و از این به بعد باید پیاده طی شود.

Koohha -cheshmeha ...-3va4

برای رسیدن به سرچشمه کوثر باید مسیر رودخانه دنبال شود که مسیری سخت اما بسیار زیبا است. دو طرف رودخانه را جنگل درختان «آردیژ» فرا گرفته است. اما فرق آن با دره های مجاور شیب زیاد و صخره ای بودن آن است. این صخره های سخت گذر و دنج محل استتار و زندگی آهو و بز کوهی است که خود را از شر انسان ها و همچنین حیوانات درنده چون پلنگ و خرس حفظ می کنند .

Koohha -cheshmeha ...-5 

یکی از شگفتی ها و زیبایی های این رودخانه در جایی است که به ناگاه آن رودخانه پرآب در میان سنگ های خشک می ریزد و ادامه مسیر در بستر سنگلاخ و خشک این رودخانه طی می شود. بعد از حدود یک ساعت پیاده روی در این بستر خشک ناگهان منظره زیبایی پیش رو ظاهر می شود که پاسخ به علت خشکی رودخانه را نیز در بردارد. دریاچه ای شگفت انگیز! که در میان شیب دره آرمیده است. این دریاچه نیز مانند دریاچه های چینی لر در اثر زمین لرزه به وجود آمده است. اما ارتفاع بالای آن و دور بودن آن از دسترس عموم آن را کاملا بکر و بی نظیر کرده است. در واقع ادامه رودخانه تا دریاچه از زیر زمین طی می شود . حال باید از کنار دریاچه عبور کنیم . منظره بدیع و زیبای آن تحت الشعاع مسیر پرخطر عبور قرار می گیرد. مسیری که شامل صخره و جنگل آردیژ و شیب زیاد است و تصور کنید این شیب مستقیما منتهی به دریاچه ای است که عمق آن نامعلوم است. حال اگر در اثر اشتباهی یکی از کوه نوردان همراه با  کوله پشتی سقوط کند کار بسیار مشکل می شود. با هیجان و لذت این مسیر تقریبا کم تر از یک کیلومتر را پشت سر گذاشتیم و به ورودی دریاچه رسیدیم. بعد از کمی استراحت دوباره در کنار رودخانه پرآب مسیر را ادامه می دهیم.

Koohha -cheshmeha ...-6 

رفته رفته ارتفاع بیش تر می شود و به غروب نزدیک تر می شویم. سرانجام به سرچشمه کوثر می رسیم در حالی که ساعت حدود هشت شب است. گویی در کنار حوض کوثربهشت هستیم! شیبی خاکی که پوشش گیاهی آن را فرا گرفته و از جای جای آن آبی زلال و گوارا می جوشد. البته شاخه ای از رودخانه همچنان مستقل از چشمه به سمت مراتع می رود که در مسیر ما نیست و از آن جدا می شویم. اما شب را مجبور هستیم در کنار چشمه سپری کنیم . برخلاف هوای گرم تابستانی این جا خنک و مطبوع است بوی درختان آردیژ انسان را مدهوش می کند و چون مسکنی قوی مشکلات روزمره را به فراموشی می سپارد. ارتفاع تقریبی کوثر 1600متر است. آتشی روشن می کنیم و در سکوت مهتابی شب به گپ و گفت و استراحت می پردازیم . برای خوابیدن از کیسه خواب استفاده می کنیم. صبح قبل از طلوع خورشید بر می خیزیم و از چشمه وضو گرفته و نماز می خوانیم در درون آن سجاده بهشتی که خود آیاتی است مبین . بعد از خوردن صبحانه و آمادگی ، سفر را بلافاصله شروع می کنیم(ساعت 6.30). این بار شیب دیگر صخره ای نیست اما مسیر از رودخانه و چشمه جدا می شود با این حال همه جا سبز است و با افزایش ارتفاع سبزتر می شود .مقصد بعدی ما ییلاق «وجرگه» است که دقیقا در مرتع قرار دارد. با افزایش ارتفاع از پوشش جنگل کاسته می شود و در عوض پوشش گیاهی زمین عوض و تازه تر می شود. کم کم میدان دیدمان وسیع تر می شود پس از طی 3ساعت مسیر کاملا سربالایی و دیدن اولین گله های گوسفند به مرتع می رسیم تقریبا تمام ییلاق های اطراف را می توان دید. از آسمان کوه و کردداغی در غرب تا «خرمن اسر» و «تولاهی واره» در غرب و البته از دور رشته کوه های زنجان نیز خودنمایی می کنند که فاصله ای به اندازه سرزمین طارم تا این جا دارند. وارد «وجرگه» می شویم(ساعت 9)  و اکنون در بلندترین جای ییلاق هستیم. «وجرگه» میدانی است مسطح در ارتفاعی بالای 2200متر که به عنوان ییلاق گله داران سنتی آب بر استفاده می شود . در این ارتفاع دیگر اثری از جنگل و درخت نیست و فقط چمن می روید که حتی در قله های اطراف همین چمن نیز نمی تواند بروید. علت کاملا واضح است سرمای شدید زمستان. حتی تابستان های این ییلاق ها نیز آرامش ندارند و گاه گداری دست خوش تغییرات سریع هوا می شوند و مه و بارندگی گله داران را مجبور به فرار موقت به ارتفاعات پایین تر می کند. تقریبا از آغاز پاییز تا اواسط بهار پوشیده از برف است. نکته جالب توجه «وجرگه» این است که با وجود این که دیگر کوه و زمینی بالاتر از آن نیست اما همه جای آن را چشمه های آب سرد فرا گرفته است. به طوری که از منبع جوشش این چشمه ها شگفت زده می شوی. آبی که از شدت سردی بیش از چند ثانیه نمی توان آن را لمس کرد. در « وجرگه» هرگله دار کلبه ای سنگی برای خود ساخته که برای خواب و زندگی جای بسیار محقری است اما در آن شرایط هوایی بسیار مناسب است. این کلبه ها را «گاجه» می گویند. اطراف گاجه ها را بوته های گزنه و خشخاش احاطه کرده اند. گاهی بادی سرد و نافذ می وزد و انگار نه انگار که مرداد ماه است. مهمان نوازی و محبت گله داران نیز جای تعریف و تمجید دارد. بعد از استراحت و صرف ناهار باید مسیر را به سوی شمال ادامه دهیم. اما این بار در طبیعتی متفاوت. یعنی با عبور از گردنه « وجرگه» دیگر وارد ضلع شمالی البرز و استان گیلان می شویم. منظره ای کاملا رویایی مسیری سراشیبی را می بینید که ادامه آن به دریایی از چمن زار منتهی می شود. بعد از آن پرتگاه ها و سپس جنگل های انبوه و سرسبز گیلان! به این منظره دسته های شناور مه و ابر را نیز اضافه کنید که مانند گشتی های نگهبان در میان دره ها و جنگل ها در حال عبور و مرورند.

از «وجرگه» می توان چندین مسیر متفاوت را دنبال کرد. در غرب به سمت پایین به کوثر می رسید. به سمت غرب هم راستا با مراتع به «کردداغی» (ییلاق دیگر آب بر) و یا «تکاب» (ییلاق گشت رودخان) می رسید. از سمت جنوب و سراشیبی به خرمن اسرو روستای « ده بهار» می رسید. به سمت شرق و همراستا با مراتع به ییلاق تولاهی واره و سپس روستای سیاحتی « امام زاده ابراهیم» در عمق جنگل های « شفت» می رسید. به سمت شمال و سرازیری به چمن زار «دایلسر» می رسید. طبق برنامه قبلی به سمت شمال و سرازیری حرکت را ادامه دادیم یعنی به سمت دایلسر بعد ازاین تمام چشمه ها به سمت گیلان می ریزند و چه چشمه هایی! در میان هر دره چشمه ای جاری است که در میان چمن زارهای یکپارچه و فشرده راه باز می کنند و پیش می روند. در دوردست و نزدیک گله های گوسفند مشغول چرا هستند. بعد از این که سراشیبی طی شد دیگر فقط چمن زار است و چمن زار!

گاه گاهی چند راس اسب آزاد دیده می شوند که صاحبان شان آن ها را برای چرا رها کرده اند. گویی این جا امنیت کامل حکم فرماست. بعد از دوسه ساعت به دایلسر می رسیم. این جا محلی کاملا مسطح و چمن زار است که اطراف آن را گاجه های طالشی به صورت پراکنده فراگرفته. همچنین یک گاجه مربوط می شود به قهوه خانه ای سنتی معروف به قهوه خانه ابراهیم (صاحب آن). تصمیم می گیریم شب را آن جا بمانیم. شب می آید و با زوزه سگ ها و صدای گوسفندان و البته گاه گاهی شیهه اسب ها گوش ها را نوازش می دهد. بعد ازشام داخل کیسه خواب شده و می خوابیم اما انگار امشب متفاوت از شب قبل است. هوا سردتر شده به طوری که کیسه ها نیز پاسخ گو نیستند. صبح زود با شیهه اسب ها از خواب برمی خیزیم هوا کمی مه آلود است و گویی بارانی کوتاه در راه است. همین طور هم می شود و به ناچار به قهوه خانه پناهنده می شویم. پس از گرم شدن در کنار اجاق ابراهیم و صبحانه دوباره باید عازم شویم.

Koohha -cheshmeha ...-7

از این جا دو مسیر وجود دارد. یکی به سمت روستای «خرم کش» و دیگری به سمت «قلعه رودخان». مسیر قلعه رودخان را در پیش می گیریم. از میان چمن ها و گله های گوسفند و اسب ها عبور می کنیم درحالی که اطراف را می نگریم و جنگل هایی که در نواحی پایین تر خفته اند و گاجه ها و کلبه های گله داران طالشی که ازدور دیده می شوند. پس از طی دوساعت مسیر هموار باز به سراشیبی می رسیم. اما خوشبختانه مسیر سراشیبی در اثر عبور و مرور کاملا ساخته شده است و البته شیب آن نیز به قدری ملایم است که اصلا احساس خستگی نمی کنید. در واقع وارد یک رگه از ییلاق قلعه رودخان می شویم که دو طرف آن جنگل است و بالای آن چمن و صاف. این رگه مته خانی نام دارد و ییلاق قلعه رودخان است. هرچه از رگه پایین تر می آییم به جنگل نزدیک تر می شویم. بخت با ما یار بود و به غیر از چند لکه مه پراکنده هوا صاف بود. پس از مدتی از دور قلعه در میان جنگل پدیدار می شود. باید از جنگل گذشت از دور وقتی هنوز وارد جنگل نشده ای مسیر چندان سخت به نظر نمی آید. سرانجام در نقطه ای وارد جنگل می شویم و از این جا سخت ترین بخش سفر آغاز شد. مهم ترین نکته ای که برای عبور از جنگل لازم است این است که به هیچ وجه نباید بدون داشتن مسیری مشخص وارد جنگل های انبوه شد. به محض ورود به جنگل با سدی از درختان نفوذ ناپذیر و شیبی تند و غیرقابل رویت مواجه می شوید که حرکت را به شدت کند می کند. در ضمن بیش از چند متر دید ندارید و رطوبت شدید امان را می برد. چون ارتفاع زیادی کم کرده بودیم دوباره هوا رو به گرمی و شرجی می رفت و از خنگی ییلاق خبری نبود. به سختی فراوان و طی 5یا6ساعت از جنگلی با شیب 70درجه یا بیش تر عبور کردیم و با مشکلات زیاد در نهایت قلعه را پیدا کرده و وارد آن شدیم.

 Koohha -cheshmeha ...-8

گویی واقعا آن را فتح کرده بودیم . قلعه رودخان در 20کیلومتری جنوب شرقی فومن از دهستان «گورابپس» در بخش مرکزی شهرستان فومن قرار دارد. ارتفاع این قلعه بین 655تا715 از سطح دریا در خط الراس یکی از ارتفاعات منطقه واقع شده است.

قلعه ای اعجاب انگیز متعلق به دوران سلجوقیان که در داخل جنگلی سخت گذر بنا شده است. در واقع از نظر نظامی و با توجه به امکانات زمان خود کاملا نفوذناپذیر بوده است. مساحت و معماری داخل آن نیز قابل توجه بود. بعد از کمی توقف و استراحت ،دیگر ادامه مسیر که در واقع مملو از گردشگران علاقه مند نیز بود کاری ساده بود. چون یک مسیر سنگ فرش از قلعه تا توقفگاه ماشین ها وجود دارد که به همت شهرداری قلعه رودخان ایجاد شده. این بود شرح خلاصه وار سفر گروه کوهنوردی ما به قلعه رودخان. امیدوارم شما نیز حتما از این مسیر و مشابه آن دیدن کنید مطمئن باشید پشیمان نخواهید شد.

 

 بررسی و نوشته: مهدی انبارلویی

سفرگروه کوهنوردی به قلعه رودخان از مسیر آب بر - قلعه رودخان

مجله سفر-سال هجدهم - شماره 20- آذر 88
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

استان مرتبط : گیلان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید