تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1207

نقدی در باره رابطه کیفیت زندگی و معماری

 هر فضا و محلی ترکیبات جغرافیائی و فیزیکی خود را بصورت خودیار زندگی و تعریف میکند.

انسان در فضائی که زندگی میکند رابطه مستقیمی با انچه اطراف او چه بصورت متناسب یا غیر عادی است بر قرار مینماید. مثلا عناصر متشکله منظر و ساختارهای موجود در رابطه با یکدیگر با حقایقی متناسب و غیر متناسب در کنار هم کلا بصورت واحد مطرح میگردد.

اگر ما مفهوم این فضای واحد را بصورت تصویری از یک مجموع تصور نمائیم متوجه خواهیم شد که دلیل این اتفاق فقط در جهت سهل نمودن و رابطه ای است که انسان میتواند در فضائی که زندگی میکند داشته باشد .

جهت روشن تر شدن مطلب فوق میتوان گفت که در زندگی روزمره عناصر مختلفی ما را احاطه کرده است (مانند ساختارهای معمارانه یا اشیاء مختلف ) که بوسیله انسان بوجود امده است . بتصور ما این عناصر همیشه در جای خود وجود داشته اند و محیط اطراف ما تعادلی است که جزئی از جهان آفریده شده است . ولی اگر دقیق تر نگاه کنیم و مفهوم موجودیت این عناصر را مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که چنین نیست.

آنچه اطراف مارا احاطه کرده چیزی جز تشکلی از عناصر مختلفی است که در زمانهای مختلف و دقیق در کنار هم قرار گرفته اند و بصورت فضائی واحد خود را تعریف میکنند .

برای ما بسیار آسان خواهد بود که به یک صندلی که نگاه میکنیم به عمل کرد آن فکر کنیم یا اینکه در مورد یک لیوان که فقط نگه دارنده ای بیش نیش نیست .

این نوع رابطه ای که که با اشیاء بر قرار کنیم احساسی سطحی خواهد بود و بهیچ عنوان نتیجه ای سازنده و خلاق نخواهد داشت .

ما طراحان زمانی که به یک لیوان فکر میکنیم وظیفه داریم که انرا ببنیم و از هر جهت آنرا برای خود تعریف کنیم . چون این شیی فقط یک نگه دارنده مایعات نیست بلکه خود از ماده ای با مفهوم خود تشکیل شده که بایستی به موجودیت آن توجه خاصی داشته و مفهوم انرا برای خود مشخص نمائیم.

یک لیوان شیشه ای از ماده ای اولیه سلیسی بوجود امده که در درجات بسیار بالائی زوب شده و با کار دست و دمیدن با استفاده از وسائل مکانیکی و نیروی گریز از مرکز بصورت فرمی در امده که میتواند مایعات را در خود نگه دارد.

این لیوان میتواند فرمهای بینهایتی را بخود بگیرد که تیپولوژی انرا در رابطه با نوشیدن از آن مشخص مینماید

کسی که طراحی را بعهده میگیرد بایستی تحلیلی عمیق از عناصر متشکله آن شیئ یا ساختار در جهت شناخت و روابط انها داشته باشد.

تصاویری که بصورت روزمره در اطراف خود میبینیم از ترکیب بینهایت روابطی که از عناصر مختلف تشکیل شده و در کنار یکدیگر قرار گرفته اند یک کل واحدی را شکل میدهند که چیزی جز ترکیبی از تصویراتی که محیط را تشکیل میدهند نیستند.

ما سرزمین خود را مورد مطالعه قرار میدهیم (جهت تسهیل واژه سرزمین را زکز کردیم که در مقیاس شهر و مسکن و غیره در آن قرار گیرد ) تقسیم و باز کردن عناصر متشکله سرزمین میتواند کلیدی جهت شناخت و آنچه در وحله اول بنظر ما میرسد را مورد بر رسی قرار دهد.

شهر یک قسمتی از سرزمین است که ترکیبی از عناصری مانند : ساختارها  خیابانها  پیاده روها  تقاطع  میادین  پارکها  و غیره است که هر کدام از عناصر جزء تر بعنوان مثال میدانها از کف سازی   فواره ها  فضاهای نشستن و برخورد  درختان و غیره تشکیل شده که هر چه بیشتر و عمیق تر تجزیه و تحلیل نمائیم به بینهایت عناصر دیگری برخورد خواهیم کرد.

بهمین صورت اگر مجموعه و واحدهای مسکونی را مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که هر کدام از یک سری عناصری مانند ک فضاهای استراحت   سرویسهای بهداشتی  حرکتهای اتصالی  رابطه های فضائی  تاسیسات و غیره تشکیل شده است .

پس بدین نرتیب میبینیم که ترکیب سرزمین از بینهایت عناصری تشکیل شده که در نگاه اول تصوری بیش نیست ولی در مفهوم خود ارگانیزمی را تشکیل میدهد که زندگی در ان روان است.

اثرهائی که ما معماران در سرزمین باقی میگزاریم عناصری همیشگی و باقی ماندنی هستند و بصورت دائم مشخصات قبلی را در محل اثر دگرگون مینماید. عناصر و احجام جدید چه بصورت دینامیک یا ساکن با موجودیت فیزیکی در هم آمیخته و آن بخش از سرزمین که شامل درختان گیاهان   ساختارها   خیابانها  و تحرک و زندگی انسانها و کلیه زیربنای موجود را در روندی جدید از زندگی تغییر میدهد.

این اثار معمارانه وضعیت جدیدی را مشخص و ثابت نموده و بصورت یکپارچه موقعیت محیطی قبل را سازمان خواهد داد.

فضاهای موجود قبل از دخل وتصرف را نبایستی بصورت فضائی خالی در نظر گرفت که با اثری انرا پر مینمائیم بلکه این فضائی است که برای این تغییر ماهیت فیزیگی آماده است و اثرات جدید با ایجاد احجام پر و خالی تعادلی جدید را سازمان داده و سرزمین ما را در جهت استفاده و زندگی صحیح تری حرکت میدهد.

عناصر موجود قبل از شروع طراحی معمولا بنظر نامشخص و بیهوده بنظر میرسد ولی با تحلیلی دقیق و عمیق و شنیدن آنچه دلایل موجودیت آن بوده میتوان متوجه شد که عناصر متشکله قدیمی در رابطه با روبنائی تعریف شده ای مطرح شده اند که کل عملکرد ان را مشخص مینماید.

شنیدن و گوش دادن به تصویرات موجود سرزمین در وحله اول بدون صدا و نامفهوم بنظر میاید و دقیقا همین جا است که بایستی با دیدن و شنیدن با چشم و گوش عمیق تر میبینیم که این فضا پدیده ایست که بصورت پنهان در این محیط وجود داشته و میتواند در تصمیمات جدید اثر بگزارد.

همانطوریکه گاستون باچرالد میگوید ( برای قبول و شنیدن تصویرات محیطی بایستی ورود تشعشعات خورشید و صدای پنهان آنرا که داخل فضای زندگی ما میشود را شنید  چون این یک پدیده است  این صدای پنهان علاوه بر عملی فیزیکی همراه خود زندگی میاورد و شناسائی این پدیده فضای اصلی را متحول مینماید).

دیگران قبل از ما این پدیده ها را شنیدند و در شناسائی آن بسیار کوشیدند  کار انها فقط یک خاطره نیست بلکه حقیقتی زنده است که بما کمک میکند که بدانیم با زمانهای قدیم گره خورده و وابسته ایم و با انها خویشاوندی بس محکم و منسجم داریم.

برای وصال به چنین رابطه ای بایستی خود را در بدو امر با کمال خضوع در مقابل این فضاها و معانی آن قرار دهیم که در هنگامی که تصمیم به دخل و تصرف در آن میگیریم مفهوم (کانسپت) نیروهای موجود را تحلیل نموده و آن را بصورتی دقیق و آرام ارزیابی نمائیم.

فکر میکنم که یکی از زیبا ترین چیزی که کار ما معماران رابرای ما به هدیه میاورد امکان زنگی در فضاهای متعدد و بینهایتی است که با اینکه جسم فیزیکی ان متعلق به دیگران است و یا انرا طراحی نموده ایم از نظر روانی به ان فکر میکنیم  و در حقیقت جزئی از فکر و زندگی مارا تشکیل میدهد.

تصور میکنم که باید سعی در این داشت که چنین احساسی را با کلیه امکاناتی که در اختیار داریم با کسانی که محیط را زندگی میکنند به اشتراک بگزاریم و اگر با خضوع کامل این تفکر و احساس که نسبت به محیطی که در ان زنگی میکنیم و احیانا تصمیم به تغییر آن میگیریم با دیگران که در آینده ان را زندگی خواهند کرد در میان گزارده و نحوه تفکرات آنان و گزشتگان را مد نظر قرار داده و به آن احترام بگزاریم.

با توجه به آنچه مطرح شد میتوانیم رابطه کیفیت زندگی و معماری که محیط ما را دگرگون میسازد و در جهت تکاملی جدید سوق میدهد را بصورت نسبی تعریف و توجیه نمائیم.

 

تنظیم از: ایرج شهروز تهرانی
بتاریخ : 26 دیماه 1392

 

مجموعه مقالات مرتبط : معماری و کیفیت زندگی    
عضو مرتبط : ایرج شهروز تهرانی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید