تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1283

کیفیت ومعماری

درابتدا واژه کیفیت از نظر کلمه و معانی مورد بررسی قرار میگیرد وسپس در مورد کیفیت و معماری مطالبی بیان خواهد شد .

واژه کیفیت دارای چندین معنی بوده و معانی باهم متفاوتاند که در ذیل به آن پرداخته میشود  :

  1. کیفیت در فلسفه و در نظریه وشناحت:
    در فلسفه و نظریه ها کیفیت این چنین تعریف شده است منظور از کیفیت، چگونگی یک چیز است. مثل خواص کیفی یا چونی. وخواص کمّی
  2. در زمینه‌های اقتصادی:
    مجموعه ویژگی‌های یک کالا ازنظرمرغوبیت و مطلوبیت  و عرضه کننده آن (نه تنها از لحاظ کیفی بلکه از دیدگاه کمی، بها و غیره)
  3. در زمینه‌های اجتماعی و فردی :‌
    شایستگی، صلاحیت، لیاقت - شایستگی و لیاقت یک موسسه و  شرکت و فراورده‌هایش برای ورود به بازار و دوام و پیشرفت در بازار.

صفت نسبی این واژه «کیفی» و جمع آن «کیفیت‌ها» است. به اصطلاح «کیفیت و کمیت» در فارسی «چندوچون» نیز گفته می‌شود. کیفیت درمقابل کمیت نیزقراردارد.چگونگی وماهیت  و محتوایی ک پدیده یاشئی راکیفیت آن  شئی یاپدیده می نامند.( نویسنده بهنام دوستدار کیفیت در فیزیک به معنی غیر قابل اندازی گیری است محمد رضا شیرازی )

مفهوم کیفیت

کیفیت یک محصول یا خدمت همان چیزی است که مشتری سفارش میدهد و یا طلب میکند.

برخی اوقات محصول یا خدمت ارائه شده در جنبه هایی خاص بوده و کیفیت بسیار بالایی داشته باشد، اما مشتری بدان نیاز نداشته باشد تنها هزینه ای است که پرداخته شده ولی ارزش افزوده ای ایجاد نکرده است.   در نگاه نخست می توان گفت: کیفیت ضروری است که از لحظه ورود محصول به بازار به وجود می آید.    این تعریف در نگاه اول نامفهوم یا نامتعارف به نظر می آید اما یک محصول یا خدمت زمانی می تواند ارزش افزوده ایجاد نماید که خواسته های سفارش دهنده ها ومشتریان را برآورده سازد.

  در فرآیند های تولیدی کیفیت در مقابل پراکندگی قرار می گیرد. به صورتیکه برای دستیابی به یک فرآیند با کیفیت باید پراکندگی فرآیند تا حد امکان کاهش یابد. توجه به این نکته ضروری است که کاهش پراکندگی گام دوم بهبود یک فرآیند می باشد. در گام اول می بایست تا میانگین فرآیند را در کنترل خود درآورده و از تولید محصولات حول میانگین اطمینان حاصل کنیم.  

 برای کنترل یک فرآیند و دستیابی به یک فرآیند با کیفیت مدل ها و تئوری های فراوانی ارائه شده و برای هر کدام از این مدل ها، ابزار های کنترلی ساخته شده که به وسیله آنها می توان کیفیت فرآیند را زیر نظرگرفت.           

باتوجه به توضیح مختصرفوق به جرات میتوان گفت که در تمام عرصه  در زمانهای مختلف با کلمه کیفیت در ارتباط هستیم . مواد غذائی با کیفیت - ماشین آلات با کیفیت - خدمات با کیفیت و بالاخره در ابداعات و خلاقیت های هنری این واژه بکار میرود .  

 زمانی از یک ساختار صحبت میکنیم و آن را با کیفیت تعریف میکنیم و برخی اوقات یک تابلوی نقاشی مورد نقد وبررسی قرارمیگیرد و در این موردجنبه فلسفی و نظریه مطرح است نظریه ها وشناخت و انطباق بایکدیگر موجب فرایند فلسفی میگردد فرایندی که خارج از حوزه صنعت در وادی هنر و فلسفه وارد میشود  .بیان میشود که کار باکیفیتی انجام شد / گفته میشود شعر پرمحتوا سروده شده است و چندین مورد دیگر .  

در زندگی ما با فرایندهای بسیار روبرو هستیم همانند فرایند حرکتی و یا فرایند مصرفی و یا فرایند مواد و یا تولیدات مورد استفاده که برای هرکدام جایگاه ویژه ای قائل هستیم . نکته قابل ذکر آنکه زندگی دارای قواعد و قانون خاصی نیست و زندگی هر فردی متفاوت است ولیکن بهره وری از امکانات در جامعه مدنی بصورت اجتماعی ویا فردی قابل بیان میباشد . 

شهرنشینی و مدنیت از کلی دارای مولفه ها و شاخصه های فلسفی  و اجتماعی وفردی است .

بیان میشود که مبلمان خانه با کیفیت است که این کیفیت اول به فرم و کالبد و سپس به عملکرد منتهی میشود . بارها توسط افرادی بیان شده که آن تولید حالت غیرثابت و کاذب دارد و گفته میشوددکوراتیواست یعنی نتوانسته به جایگاه لازمه فلسفی و نظری دست یابد .   

در جامعه مدنی ما به دو فرایند در اولین گام برخورد میکنیم که یکی معماری زیربنائی ( همانند سد سازی - راه سازی و منابع ذخیره آب و امثالهم ) و گام دیگر معماری روبنائی ( واحدها و مجتمع های مسکونی و کارخانه ها و مراکز علمی و تجاری واداری و امثالهم ) که در گام اول تکنیک و صنعت باتوجه به علوم و تکنولوژی مطرح است و هرچه پارامترهای لازمه رعایت گردد گفته میشود که از نظر کیفی قابل قبول و دارای کیفیت است لازم بیاد آوری است که در فرایند علوم وتکنولوژی و سایر موارد وابسته بکارگرفته میشود و هنر و

فلسفه در این فرایند دارای جایگاه ویزه ای نیستند ولیکن در گام دوم محوریت برهنر است هنری که با کالبد و عملکرد وسفارش و خواسته ها و خلاقیت ها توام میباشد . زندگی مدنی با معماری  عجین است .  

 نمیتوان همچون صنعت هنر وهنرمند را در چهارچوب خاصی تعریف نمود بلکه باید ازنظر فلسفی و نظریه ها و هنرهای مربوطه ان را سنجید . اگر سبکی در نقاشی و یا معماری مورد توجه قرارمیگیرد دلیل آن کیفیت فلسفی آن میباشد . اگر دورنگ را با تناسبات مختلف با هم مخلوط کنیم هر یک از تناسبات دارای یک طیف میگردند که از نظر صنعتی قابل بیان نیست و در معماری باتوجه باینکه معماری با مدنیت و زندگی و انسان ها در چرخه و فرایند میباشند قابل بیان به یک فرایند نیست بلکه فلسفه و نظرات و سنجش آن مجموعه مورد بررسی وارزیابی قرارمیگیرد. کالبد معماری دارای کیفیت صنعتی و تکنولوژی است ولیکن عملکرد دارای کیفیت ماورای تعارف علوم وتکنولوژی است و در این فرایند زندگی تعریف میشود .

خلاصه مطلب :

کیفیت و کمیت و راندمان و بازدهی بستگی به شناخت از صنعت و کاربرد وبرنامه ارائه شده و بازار و سیستم عرضه و تقاضا و حوزه اقتصادی مرغوبیت و مطلوبیت مطرح است ولیکن در کیفیت فلسفی و نظریه ها کیفیت از طریق معرفت و هنر میباشد .

همه موارد را می توان در حوزه کیفیت قرارداد لیکن حوزه هنری حوزه ای که دارای خلاقیت ها و الهامات و عرفان است و دارای سنجش عرفانی است و کمیت و کیفیت آن فقط توسط هنر شناس از نظر فلسفی و نظریه  مورد سنجش قرار میگیرد . معماری که یکی از هنرهای اصلی است از این مقوله جدا نیست و زندگی مدنی و شهرنشینی مدیون معماران در طول تاریخ است .    

این مقاله دارای ابعاد بسیاراست که فقط چکیده ای از آن بیان شد .

 

بیژن علی آبادی

موضوعات مرتبط : معماری و کیفیت زندگی    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید