تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2026

گورستان های تاریخی؛ موزه های روباز شهری

مقدمه

مرگ به عنوان قطعی ترین و ناگزیرین رویداد زندگی انسان (تیلور، 2000: 1) ، نقطه گسست رابطه فیزیکی افرادی است که در زمان حیات، با یکدیگر زیسته اند و گورستان به عنوان نقطه پیوست دو گروه زندگان و مردگان، مکانی است که می توان مرگ و زندگی را توامان در آن به نظاره نشست. آدمیانی که مرده اند و آنان که زنده اند و این دو در گورستان ها در برابر هم می ایستند. زندگانی که به هر انگیزه؛ از تالم تا خاطره به گورستان می آیند تا از عزیزان از دست رفته خود، یادی نمایند. و این چنین است که می توان از حضور گورستان ها در شهر ، به عنوان زندگی در کنار مردگان یاد کرد.

گورستان ها به عنوان بخشی از فضاهای شهری، بازتابی از سکونت انسانی در تاریخی ترین فرم خویش می باشند. مکانی که ارتباط تنگاتنگی با جامعه انسانی داشته و بر مبنای تاثیرگذاری ها و تاثیرپذیری های دو جانبه به حیات خویش ادامه می دهند. (شوندل میلر، 2006: 1) چنین به نظر می رسد که در این مکان ها، زمان و فرهنگ هر عصر برای همیشه منجمد شده و شاید از این منظر است که می توان مهمترین عملکرد این فضاها را انتقال گذشته به حال و حال به آینده دانست. (ورپول، 2003: 18)

یادواره های موجود در گورستان ها از مرگ کسانی سخن می گوید که روزگاری را دور یا نزدیک به ما زیسته اند و اکنون در پس سنگ قبرها آرمیده اند و این تنها نشانگر احترام و تقدیس مردگان نیست، بلکه این یادمان ها، انزاری به زندگان و یادآور این نکته است که روزی از روزها جسم ما نیز در پس خاک خواهد خفت.

از آنجائیکه، منظرپردازی برای مردگان، کارکردی نیز برای زندگان دارد و این همجواری مرگ و زندگی، به سایت های تدفینی اهمیت و توان عاطفی می بخشد. در بسیاری از جوامع، رابطه بین فضای زندگی و تدفینی و تاثیرپذیری های دو سویه آنها مورد بحث انسان شناس ها قرار گرفته اند. در بسیاری از شهرهای جهان، فضاهای تخصیص یافته به گورستان ها، فضاهایی معادل فضای زندگی را پوشش می دهد. در نیوهام لندن، حدود 61 درصد از فضاهای عمومی به گورستان ها اختصاص یافته است. این رقم برای بوستون و ماساچوست در آمریکا حدود 35 درصد است. مساحت بسیار زیاد این فضاها، گویای این مطلب است که گورستان همانند سایر فضاهای شهری به عنوان مکان هایی برای حضور مردم تعریف شده اند. امروزه، بسیاری از محوطه های کلیسایی و یا گورستان های تاریخی به عنوان فضاهای مقدس باقی مانده از گدشته به محیطی آرام و بدور از هیاهوی شهری جهت چنین حضوری طراحی و ساماندهی دوباره یافته اند. شاید با در نظر گرفتن اینکه بر اساس برآوردهای صورت گرفته، جمعیت حاضر در جهان حدود 5-6 درصد جمعیت کل انسانی روی کره زمین را تشکیل می دهد و در نظر گرفتن این باور که مردگان در مقایسه با زنده ها در اکثریت مطلق اند، ضرورت حضور مرگ را در فضاهای شهری، بهتر و بیشتر بتوان  احساس کرد.

چیستی گورستان های تاریخی

گورستان های تاریخی، عرصه های تدفینی سکونت گاه های تاریخی انسان هایی اند که پیش از ما زیسته اند و در تعامل با محیط طبیعی و دیگر جوامع انسانی، محیط زیست طبیعی و مصنوع امروزی ما را پدید آورده اند. از این رو گورستان ها روایتگر تاریخ شهر و سازندگان آن هستند. این عرصه های تاریخی، محملی برای اجتماع نشانه ها و یادمان ها به شمار می روند و از این رو بیانگر رویکرد انسان های گذشته به مهمترین پرسش حیات؛ زندگی و مرگ می باشند.گورستان ها، هم چنین دفترچه کدهای اطلاعاتی (درخت ژنتیک) شهرها و سکونت گاه های انسانی و کتابحانه هایی از سنگ هستند که تاریخ، هویت و خاطره جمعی شهر و شهروندان تاریخی آن را در خود جای داده اند. حضور اسناد باستان سناختی و شواهد تاریخی در بسیاری از گورستان های جهان، موید چنین دیدگاهی است.

گورستان ها عرصه های باز و گشوده ای هستند که علاوه بر وجوه تاریخی (یادمان ها، سنگ افراشت ها؛ آرامگاه های خانوادگی و ...)، از عناصر طبیعی (پوشش های گیاهی و ارگانیک و ...) نیز بهره مند هستند. وجود عناصر طبیعی و آمیزش آن با عناصر تاریخی، گورستان ها را به مکان های ویژه ای مبدل می سازد که می توان از آنها به مثابه محیط های تاریخی- طبیعی یاد کرد. حضور مفاهیم فرهنگی، اجتماعی و... در گورستان ها که بازتابی از سنت سکونت، آداب و رسوم جوامع انسانی است و آمیختگی این مفاهیم با عناصر تاریخی موجود در عرصه گورستانها، سبب شده تا بتوان گورستان ها را در چارچوب مناظر فرهنگی اصیل و تداوم یافته مورد بررسی قرار داد.

عرصه گشوده و باز بسیاری از گورستان ها، همچون بسیاری از فضاهای جمعی شهر، منطبق بر محورهای شهری شکل گرفته و با عناصر ارگانیک (پوشش گیاهی، درختان و...) و مصنوع (یادمان ها، سنگ افراشت ها و...) غنا یافته اند، گورستان ها را به یکی از مهمترین عرصه های شهری مبدل می کند.

در نگرش سیستماتیک به شهر به مثابه یک سیستم، گورستان ها جزء جدایی ناپذیر سکونتگاه های انسانی و آخرین حلقه از زیرسیستم هایی است که فرد در طول چرخه زیستی خود آنرا تجربه می کند. وجود چنین ماهیتی سبب شده است تا از گورستان ها به عنوان " آخرین منظر" [1] یاد شود. از همین رو می توان گورستان ها را در زمره منظرهای تاریخی شهر جای داد.

گورستان ها به عنوان فضایی با کارکرد فرهنگی- خدماتی جز جدایی ناپذیر ساختار محلات تاریخی شهر به شمار می روند که در قالب فضایی عمومی با کارکرد جمعی تعریف شده و به ارائه خدمات به ساکنان محله می پرداختند. تفکیک ساختار شهر به نظام محلات و تعریف حوزه های تعریف شده محله ای، سبب تعریف گورستان هایی کوچک در آنها می گردید که با حوزه نفوذ محدود خود به پاسخگویی به نیازهای تدفینی ساکنان محل می پرداختند. بررسی نقشه های تاریخی شهرها، موید حضور گورستان هایی با حوزه نفوذ ناحیه ای و حتی فرا ناحیه ای در بسیاری از آنهاست.[2] گورستان هایی که به واسطه تدفین امام زاده ها، مشاهیر ادبی، فرهنگی و اجتماعی و ... حوزه نفوذ بزرگتری را تحت پوشش خود قرار می دهند. گورستان های تاریخی، عرصه باز و گسترده ای را شامل می شدند که به سبب سهولت ورود و انتخاب آزادانه کاربری و امکان برقراری تعاملات اجتماعی ، عملکردی به مثابه فضای شهری می بافت. موقعیت استقرار گورستان و تعریف آن به عنوان میدانگاهی شهری که گاه در محل تقاطع راه ها و گاه در جوار آنها شکل میگرفت، گورستان را به محلی جمعی با کارکردی فرهنگی- اجتماعی و ارتباطی مبدل می کرد. از همین روست که می توان گورستان ها را یکی از اندام های شهر برشمرد.

ضرورت پرداخت به موضوع گورستان های تاریخی

ارجاع به محیط زیست شهری و روستایی انسان و حضور پررنگ گورستان ها به عنوان عرصه هایی از فضای سکونتگاهی، گواه  و شاهدی از سنت زیست و تاریخ حضور اقوام انسانی در محیط جغرافیایی ویژه ای است که اکنون نام شهر را با خود به همراه دارد. بر همین اساس، گورستان ها، به عنوان مکانی دیرپا در بسیاری از سکونتگاه های انسانی، تاریخی به درازای شهر داشته و از این رو، پدیده ای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و در عین حال نمادین و یادمانی به شمار می روند که بازگوکننده تاریخ شهر و سازندگان آن هستند. شاید از این دیدگاه بتوان، گورستان ها را به درخت ژنتیک شهر تشبیه کرد که تاریخ، هویت و خاطره جمعی شهر و شهروندان تاریخی آن را در خود جای داده اند و این به دلیل حضور اسناد ویژه ای است که تنها در گورستان ها دیده می شود.[3]توجه به این موضوع، از منظری دیگر نیز قابل تامل است. شهرهایی که حضورشان در تاریخ زیست - سکونت انسان را مدیون حضور آرامگاه و مدفن بزرگانی هستند که در تاریخ حضور دارند. شهرهایی که می توان تاریخ آنها را با گورستان های ابندایی شان گره زد.[4]

دلیل دوم بر امتزاج تاریخی مفاهیم مربوط به مرگ و گورستان- به عنوان تجلی کالبدی معماری مرگ- و اساطیر انسانی است. حضور پر رنگ مرگ و تلاش تاریخی و اسطوره ای انسان برای فرار از تلخ ترین تجربه حیات، وادادگی و تن سپردگی به آن و خلق مفاهیم انتزاعی در پس مرگ، همه و همه بر اهمیت پرداخت به موضوع صحه می گذارد. سومین دلیل بر دیرپایی معماری مرگ تاکید دارد. بازگویی آنچه در مقدمه اشاره شد، بر این ادعا تاکید دارد. تاریخ معماری، بررسی تاریخ پاسداشت مرگ و اسطوره های پیرامون آن است.[5]

دلیل چهارم بر حضور مداوم و طولانی مدت گورستان در فرهنگ ایرانی و اسلامی و  ارتباط تنگاتنک مفاهیم موجود در گورستان- در مفهوم عام آن- با ارزش ها و شعائر دین و مذهبی دارد و اینکه گورستان به مثابه تجلی کالبدی مفهوم مرگ، نقشی پر رنگ در توصیه های دینی ائمه و علمای دینی بر عهده داشته اند.[6]

دلیل دیگر اهمیت توجه به عرصه های تدفینی، تلفیق ارزش های محیط های طبیعی با عرصه ای تاریخی است. تعریف محیط های تاریخی- طبیعی در تکمیل این دیدگاه، راهگشاست.[7] بررسی گورستان های تاریخی، بیانگر رابطه بنیادین منظر شهری، عوامل تاریخی، نیروی تاثرگذار عوامل انسانی و نقش غیر قابل انکار عناصر گیاهی در غنی سازی بستر موجود با مفاهیم معمارانه و هنری است. رابطه ایجاد شده به سبب هم افزایی، چه در زمانی که این مجموعه ها هنوز مورد استفاده قرار می گیرند و چه در زمانی که در رها می شوند، مفهومی گسترده تر و عمیق تر از جمع ساده ارزش های معمارانه این محیط های تاریخی با محیط طبیعی است.

حضور تاریخی عرصه های تدفینی در دل شهر و امتزاج مناظر تدفینی با دیگر مناظر شهر، آمیختگی ارزش های لندسکیپ شهر و عناصر ارگانیگ و طراحی شده عرصه های تدفینی، اهمیت توجه به گورستان های درون شهری را بیش از پیش آشکار می سازد. حضور گورستان ها در شهر به عنوان جزئی از فضاهای شهری و امتزاج آن با مفهوم عرصه عمومی شهر، بر ضرورت توجه به این مکان های تاریخی- فرهنگی را به مثابه فضاهای عمومی خاطره مند تاکید دارد. انطباق ساختار حاکم بر این فضاها با مفاهیم فضای شهری و توجه به پتانسیل های موجود در این عرصه های عمومی و در نظرگرفتن مفاهیمی چون هویت شهری، منظر شهری هویتمند، خاطره مندی محیطی، این همانی با فضا، احساس تعلق و ... که در دایره ادبیات شهرسازی و منظر شهری قرار دارند بر مقبولیت عمومی عرصه های تدفینی تاریخی به مثابه فضاهای شهری صحه می گذارد. از همین رو می توان بهره گیری بهینه از عرصه های یادمانی شهر در شکل دهی به مفهوم فضای شهری هویتمند را یکی از راهکارهای توسعه پایدار شهرهای امروزی دانست.

گورستان ها، از منظری انسانی نیز پراهمیت جلوه می کنند؛ از این منظر، گورستان ها در بطن خود، حامل مفاهیم انسانی گسترده ای هستند که آن را به عنوان پدیده ای پویا با دخالت شبکه درهم تنیده ای از روندهای زمانی، جابه جایی های مکانی و روابط پیچیده انسان ها مطرح می کند. از چنین دیدگاهی است که گورستان ها به مثابه مفهومی انسانی به عنوان بخشی از حیات اجتماعی زندگان تلقی می شود که توجه به جنبه های اومانیستی آن را گوشزد می نماید.[8]

گورستان های تاریخی؛ موزه های روباز شهری

فضاها و مکان های یادمانی و به بیانی دیگر هر آنچه که معماری تدفینی، آن را در بر می گیرد، مکانی است برای اجتماع نشانه ها؛ این علائم و نشانه ها با نگاهی به گذشته به عنوان پیام هایی برای آیندگان طراحی و حجاری شده اند، در قالب تندیس ها و مجسمه ها، سنگ مزارها ، کتیبه ها و سنگ نبشته ها و در نهایت یادمان ها، همدردی و همسویی نسل های آتی را با خود به همراه می آورند. به بیانی دیگر می توان چنین استدلال کرد که هنر و معماری تدفینی علاوه بر این که حس فقدان را برمی انگیزد، آینده ای متفاوت را در قالب های مختلف ، به زبانی نمادین از دنیای دیگر به تصویر می کشاند. بدون شک بسیاری از این علائم و نشانه ها با نگاهی به گذشته، قابل بازخوانی است.

تغییرات مشهود در فرم و نحوه محوطه سازی گورستان ها، ترتیب قرارگیری سنگ مقابر و تندیس ها و در زمانی نزدیک تر به زمان معاصر، کتیبه ها، صحنه هایی از زندگی گذشتگان و از یاد رفتگان را بیان می کنند که به مرور زمان دستخوش تغییرات گسترده ای قرار گرفته و هم اکنون، در لایه های متفاوت قابل بررسی و بازخوانی است.

بررسی آنچه که از آن به عنوان معماری مرگ و یا هنر تدفینی یاد می شود، در قالب المان ها، تندیس ها، مجسمه های فیگوراتیو، یادمان ها، سنگ مزارها و در نهایت سنگ نبشته ها و کتیبه ها امکان پذیر می شود. در واقع مطالعه این عناصر، تأییدی بر این ایده است که مکان های تدفینی و گورستان ها، به عنوان کتابخانه ای از زندگی ، عقاید و مصنوعات گذشتگان هستند که توسط نسل های متوالی دوباره و دوباره بازخوانی می شوند ؛ همانند کتابخانه های خاموش، این عناصر، فایل های طبقه بندی شده ای از اطلاعات محسوب می شوند که حسی آمیخته با گذر زمان، بر آن ها سایه افکنده است. در این تلقی از گورستان ها، سنگ مزار ها چون کتاب هایی در این قفسه ها خفته اند. 

 نشانه ها، یادمان ها، سنگ افراشت ها و عناصر معمارانه موجود در گورستان های تاریخی بازگو کننده شیوه های تفکر، عقاید، آداب زیست، نظام زیبایی شناختی، سنت های هنری است. شاید از همین رو بتوان، گورستان های تاریخی را به کتابخانه های تمدن انسانی تشبیه کرد، با این تفاوت که کتاب هایش نه از جنس کاغذ که از سنگ ساخته و پرداخته شده اند.[9] بر همین اساس حفاظت از گورستان ها، به منزله حفاظت از عوامل هویت بخش جوامع انسانی، اسناد تمدنی و نگاهداشت حافظه جمعی انسانهاست. گورستان های تاریخی به سبب موقعیت تاریخی ویژه خود محل تدفین بزرگان و مشاهیر ادبی، فرهنگی، علمی، سیاسی، اجتماعی و ...می باشد. توجه به مفاهیم انتزاعی حاکم بر این فضاها و درنظر گرفتن جایگاه غیرقابل انکار مشاهیر هر جامعه انسانی در شکل گیری هویت ملی، و اجتماعی، گورستان های تاریخی را در زمره عناصر هویت بخش شهرها قرار داده و حفاظت از آن را به مثابه حفاظت از سند تمدنی جامعه انسانی مبدل می سازد. بر همین اساس است که گورستان هایی نظیر ابن بابویه تهران، تخت فولاد اصفهان، جوی هرهر یزد و.. میبایست حفاظت گردند.

وجود نظام نشانه ها و باورهای اسطوره ای از یک سو و عناصر معمارانه همچون آرامگاه های خانوادگی، یادمان ها و ... از سوی دیگر که با گذر زمان، رنگ و بویی تاریخی بخود گرفته اند، مفهوم تاریخی- فرهنگی را وارد محیط طبیعی می نماید. با افزودن صفت تاریخی و توجه به فرایند تخریب بطئی این آثار، بستر طبیعی از چنان کیفیتی برخوردار می گردد که می توان آنرا همتراز آثار و ابنیه تاریخی پنداشته و از آن به مثابه چشم اندازهای فرهنگی- تاریخی یاد نمود[10]

در یک دیدگاه واقع گرایانه می توان گورستان ها را از مهمترین مناظر فرهنگی به شمار آورد.[11] تلفیق ویژگی های منظر و محیط طبیعی (گاه طراحی شده و اغلب ارگانیک) و ویژگی های فرهنگی، آداب و سنن و فرهنگ عمومی جامعه در خلق این مناظر فرهنگی مهمترین ویژگی گورستان های تاریخی است. از  سوی دیگر، گورستان های تاریخی به سبب ایفای نقش پایدار در جوامع دیروز و امروز، در دسته مناظر فرهنگی اصیل تداوم  یافته قرار دارند. این مکان ها، به عنوان مناظر خاطره انگیز[12]، نقشی اساسی در حفظ یاد و نام گذشتگان داشته و در کنار نقش و ویژگی های زیباشناختی، زیست محیطی و اکولوژیکی، تاریخ و آموزشی، از نقشی اجتماعی در زندگی امروز برخوردارند و موجبات تقویت تعاملات اجتماعی را فراهم می آورند، هویت ملی و خانوادگی را گوشزد می کنند و جنبه های مهمی از ریشه های. قومی و فرهنگی مردمان یک جامعه و کشور را خاطرنشان می سازند.[13]

حفاظت از گورستان تاریخی به مثابه حفاظت از جمیع ارزش های مستتر در آنهاست. به عبارت دیگر، وجود گستره ای از ارزش های میراثی (ملموس و غیرملموس) که برخی از آنها صرفا در عرصه های تدفینی شهر قابل بازشناسی اند، دلیل دیگر لزوم حفاظت گورستان های تاریخی است. گورستان ها به مثابه پدیده ای ارزشمند، واجد ارزش های ملموس و ناملموس اند. گورستان ها در وجه ملموس خود، همانند دیگر عناصر تاریخی شهر، دارای موجودیتی فیزیکی هستند که از ترکیب ساختارهای عینی (فیزیکی)، کالبدی و ملموس بوجود آمده است. ساختار معماری، منظر، حصارهای پیرامون، دروازه های ورودی، مسیرها و دسترسی ها، پوشش گیاهی، سنگ قبرها و ... همه و همه عناصر عینی گورستان ها هستند که بی توجه به فلسفه پشتیبان و سازنده آنها به چشم می آیند و از طریق حواس پنجگانه به چشم می آیند. از سوی دیگر، بر اساس آنچه گفته شد،رابطه ای دو سویه میان میراث ملموس و ناملموس  گورستان های تاریخی وجود دارد، به عبارت دیگر هر یک از این دو سازنده دیگری و در عین حال متاثر از آن می باشد. این دیالکتیک، توجه توأمان به هر یک از ویژگی های عینی و ذهنی گورستان ها را آشکار می سازد. از همین روست که کالبد گورستان جز با انتزاع درک نمی شود و ذهنیت و انتزاع حاکم بر آن، جز با بقای کالبد، تداوم نمی یابد.

مناظر تدفینی حامل معنایند و واجد ارزش هایی که جز با انتزاع درک نمی شوند. اهمیت ارزش های ناملموس گورستان های تاریخی در این نکته نهفته است که اینان سازنده وجه کالبدی و فیزیکی و در نتیجه شکل دهنده میراث ملموس گورستان هاند. به عبارت دیگر، هر شکل و فرم عینیت یافته در این مناظر در وهله نخست، بیانگر اندیشه فردی و اجتماعی انسانهایی است که در گذر زمان و بی آنکه خود بدانند ساختار مناظر تدفینی را شکل بخشیده اند. بنابر تعریف سازمان میراث فرهنگی استرالیا از گورستان های تاریخی، این ارزش ها به شرح زیر طبقه بندی می گردند.[14]

  • تاریخمندی و ارزش های تاریخی حاکم بر آنها
  • ارزش های اجتماعی و فرهنگی به عنوان بخشی از حافظه جمعی
  • ارزش های مذهبی و معنوی
  • ارزش های علمی و باستان شناسی و ارزش های میراثی حاصل از حضور بقایای انسانی
  • ارزش های هنری، معمارانه، زیبایی شناختی و خلاقیت های هنری
  • ارزش های محیطی به عنوان عرصه های گشوده شهری
  • ارزش های منظری و لنداسکیپ
  • ارزش عناصر گیاهی و تنوع اکوسیستم گیاهی
  • ارزش های اکولوژیکی جانوری

بر همین اساس، وجود طیف گسترده ای از ارزش ها که عمدتا در لایه های نهان منظرهای تدفینی پنهان شده اند، این گونه از محیطهای تاریخی- طبیعی را به موضوعی قابل شناخت مبدل می سازد.

 

نتیجه گیری

گورستان ها به عنوان فضاهای شهری، عرصه های باز و وسیعی هستند که با حضور عوامل ارزشمند بوتانیکی، فرهنگی، تاریخی و معمارانه تقویت شده است. نقش شهری گورستان ها و اهمیت فضاهای باز شهری از یک سو و ویژگی های تاریخی و فرهنگی آنها که به نوعی سبب این همانی شهروندان و ایجاد حس خاطره مندی می گردد.

این عرصه ها به عنوان محوطه های تاریخی- فرهنگی شهر دارای پتانسیل های ارزنده تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، محیطی، منظری و ... هستند که می توان با بهره گیری از روش های مناسب احیا و باززنده سازی به اعاده این مجموعه های میراثی در قالب منظر فرهنگی درون شهری پرداخت. در چنین حالتی، گورستان ها به فضاهای شهری سرزنده ای مبدل می گردند که ضمن خاطره مندی و ایجاد حس این همانی در شهروندان، تداوم جریان حیات شهری را در این فضاهای میراثی بدنبال خواهد داشت.»

پی نوشت ها

  1. عنوان آخرین منظر (The Last Landscape) عنوانی است که کن ورپول، به کتاب خود در باب گورستان ها داده است. از نظر وی، گورستان ها، آخرین حلقه از مجموعه مناظری است که انسان ها در تولد و توسعه و دگرگونی آن  نقش دارند
  2. بررسی نقشه های تاریخی شهرهای ایران منجمله تبریز، موید حضور گورستان هایی با حوزه نفوذ ناحیه ای و حتی فرا ناحیه ای در بسیاری از آنهاست. گورستان هایی که به واسطه تدفین امام زاده ها، مشاهیر ادبی، فرهنگی و اجتماعی و ... حوزه نفوذ بزرگتری را تحت پوشش خود قرار می دهند. شایان ذکر است که گورستان ها به عنوان فضایی با کارکرد فرهنگی- خدماتی جز جدایی ناپذیر ساختار محلات تاریخی شهر به شمار می روند که در قالب فضایی عمومی با کارکرد جمعی تعریف شده و به ارائه خدمات به ساکنان محله می پرداختند. تفکیک ساختار شهر به نظام محلات و تعریف حوزه های تعریف شده محله ای، سبب تعریف گورستان هایی کوچک در آنها می گردید که با حوزه نفوذ محدود خود به پاسخگویی به نیازهای تدفینی ساکنان محل می پرداختند.
    برای بررسی دقیقتر موضوع نک: فرهاد تهرانی، فرامرز پارسی، امیر بانی مسعود؛ نقشه های تاریخی تبریز، وزارت مسکن و شهرسازی، 1385
  3. حضور بقایای انسانی از هزاره های پیش از میلاد تا نسل های معاصر در گورستان های تاریخی و امکان بازیابی و بازشناسی ویژگی های ژنتیکی آنها سبب شده تا بتوان گورستان های تاریخی را کتابخانه ژنتیکی و در اصطلاحی دیگر، درخت ژنتیکی سکونت گاه های انسانی دانست. برای توضیحات بیشتر نک: کاوه منصوری، منظرهای تدفینی شهر.

  4. بررسی تاریخ پی ریزی شهرهایی چون کربلا، مشهد و قم بر تقدم عرصه های گورستانی بر ساختار قوام یافته شهر دلالت دارد. به عبارت دیگر، وجود عرصه های تدفینی در این شهر، مقدمه شکل گیری شهر و نظام شهری در این گونه از عرصه های سکونتی است. برای اطلاعات بیشتر نک به جهانشاه پاکزاد؛ تاریخ شهر و شهرنشیتی در ایران، محسن حبیبی؛ از شار تا شهر.

  5. اگر معماری را بازتابی از طرز تفکر مردمان هر عصر عنوان کنیم و بدین امر اعتقاد داشته باشیم که معماری، بازتابی از آداب و رسوم،آئین زندگی و اعتقادات است؛ شاید بتوان گفته لوئیس مامفورد و آدولف لوس را تصدیق کنیم که پیدایش معماری با مقابر همراه بوده است. برای اطلاعات بیشتر نک:
    Mumford, Lewis:The City in History, Harmondsworth Publication,1996
    Worpole, Ken: Last Landscape, The architecture of the cemetery in the west, Reaktion Book, 2003
    همچنین، ویلیام مک دونالد در تحقیق جامع و دقیق خود معتقد است که مجموعه ای از فرم های دایره ای سنگی با کارکردی یادمانی (نظیر استون هنج)، پشته های خاکی، اهرام، مقابر دایره ای و تراس های تدفینی در آفرینش الگوهای معماری با رویکرد یادمانی در دوره های متاخر نقش داشته اند. برای اطلاعات بیشتر نک:
    MacDonald, William: The Pantheon: Design, Meaning, and Progeny, London, 1976
    از سوی دیگر، نگاهی به تاریخ معماری نشانگر حضور پر رنگ مجموعه هایی است که ارتباط مستقیمی با مرگ و یادبود آن دارند. معماری مصر باستان به عنوان نخستین بروز عینی معماری مرگ و یا گورستان های زیرزمینی تمدن اتروسک که از آن به عنوان نکروپولیس یا شهر مردگان نام برده می شود و خود زمینه ساز شکل گیری کاتاکومب های دوران صدر مسیحیت شدند، تنها نمونه هایی از نخستین معماری های مرگ است. در ایران نیز، نمونه های تاریخی گورهای درون خانه ها، گورستان های تپه سیلک کاشان، گورهای زیرزمینی عیلامی در هفت تپه و چغازنبیل، استودان های هخامنشی، دخمه های مدور ساسانی و سپس آرامگاه های دوران اسلامی از تقدم معماری مرگ بر دیگر الگوهای معماری حکایت دارد.

  6. وجود آیات مکرر در زمینه مرگ و دنیای پس از آن در کتب آسمانی و تاکید پیامبران الهی و امامان شیعه بر پدیده مرگ به مثابه پدیده ای جهانشمول و همگانی در احادیث، بر این امر صحه می گذارد. از سوی دیگر، می توان ارجاعات بیشماری از توجه به موضوع مرگ و زیست در فراسوی آن را در اشعار ادبا و شاعران ایران زمین یافت. برای نمونه می توان به موارد زیز اشاره کرد:

  7. بر مبنای نظریه ارائه شده؛ موضوع محیط های تاریخی- طبیعی عبارت است از ابنیه و دست ساخته هایی که در دل طبیعت متروک مانده اند.این ابنیه در طول سالیان دراز به صورت بستری از حیات گیاهی و جانوری با محیط طبیعی اطراف به تعادل و هماهنگی دست یافته اند. این هماهنگی ناشی از استعداد ذاتی این بناهاست که حاصل فرهنگ هایی هماهنگ با طبیعت اند. مصالح، فرم ها و فضاها جملگی از محیط پیرامون الهام گرفته اند. حفاظت و مرمت این مجموعه ها، امری فراتر از مرمت عناصر بنیادین سازنده آنها (محیط طبیعی و ساختار های طراحی شده معمارانه) می باشد، بگونه ای که نمی توان بدون توجه هم افزایی پدید آمده، به حفاظت از آنها پرداخت. بنابراین روش برخورد مرمتی ابنیه این حوزه راهی جداگانه از محیط های تاریخی صرف را در پیش می گیرد، بگونه ای که آنچه در محیط های تاریخی آسیب است، در حوزه جدید ارزش محسوب می گردد. برای اطلاعات بیشتر نک: فرامرز پارسی، محیط های تاریخی طبیعی، حوزه ای نو در گردشگری و مرمت، مجله هفت شهر، شماره12 و 13، سال چهارم،تابستان و پائیز 1382، ص 83-78

  8. برای اطلاعات بیشتر نک به : سپیده پارساپژوه؛ انسان شناسی آئین ها و شیوه های زندگی و مرگ، فصلنامه ایرانشهر

  9. عرصه های تاریخی گورستانی، دربرگیرنده آثار متنوعی از سنگ قبرها و سنگ افراشت ها هستند. این نشانه های تاریخی که بر مبنای ویژگی های جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی، دینی، ساختار فرمال و شکلی و ... قابلیت طبقه بندی دارند، بازتابی از ذهنیت پدیدآورنگان آن در مواجهه با رویدادهای تجربه شده است. لینگاها و سنگ افراشت های منحصربفرد خالد نبی در استان گلستان، سنگ افراشت های صورت مانند گورستان کلخوران اردبیل، شیرسنگی های دره لالی در خوزستان و ... تنها نمونه هایی از تمایزهای موجود در عرصه های تدفینی تاریخی ایران است.

  10. برای اطلاعات بیشتر نک به: محمد مسعود و کاوه منصوری: گورستان ها، مناظر فرهنگی مرمت پذیر.

  11. منظرهای فرهنگی، دارایی فرهنگی بوده و نمایانگر «کار ترکیبی طبیعت و انسان» اند‏. منظرهای فرهنگی نشان‏دهندۀ عینی تکامل جامعه انسانی و استقرارها در طول زمان‏اند که تحت تاًثیر محدودیت‏های فیزیکی و یا فرصت‏های ارائه شده توسط محیط طبیعی و نیروهای اجتماعی، اقتصادی فرهنگی متوالی، چه از نوع خارجی و چه داخلی قرار دارند‏. بر اساس تعاریف صورت گرفته از مفهوم منظر فرهنگی گورستان ها در رده منظرهای اصیل تداوم یافته طبقه بندی می شوند. بر مبنای این تعریف، این منظرهای فرهنگی؛ از یک موتیف آغازین اجتماعی، اقتصادی، اداری یا مذهبی ریشه گرفته و فرم کنونی خود را در پیوند با محیط طبیعی و در واکنش به آن بدست آورده اند‏. این گونه منظرها، فرآیند تکامل را در فرم و در ویژگی‏های موًلفه‏ای خود، بازتاب می‏دهند و خود به دو گونه زیر تقسیم می‏شوند:

    • منظر فسیلی یا میراثی؛ که فرآیند تکامل در آن در زمانی خاص به نقطه پایان خودرسیده است، چه به طور ناگهانی و چه به طور ادواری‏. اما ویژگی‏های مهم متمایز آن کماکان به صورت مادی قابل مشاهده است‏.
    • منظر پیوندی با پایدار ؛ که کماکان در جامعه معاصر مرتبط با شیوه‏های سنتی گذشته، نقشی فعال ایفا کرده و در آن، فرآیند تکامل کماکان در حال انجام است‏. همزمان نیز شواهد مادی مهمی از تکامل خود در طول زمان را ارائه می‏دهد‏.
    برای اطلاعات بیشتر نک به: محمد حسن طالبیان: مناظر فرهنگی هم چنین نک به:  محمد بیرقی و رضا دبیری نژاد و مهران غلامی؛ مناظر فرهنگی: میراث مشترک انسان و طبیعت.
    برای اطلاعات بیشتر نک به:
    Ken Taylor, Jane Lennon: Cultural Landscape: a bridge between culture and nature,2011
    Kent Mathewson: Cultural Landscape and ecology, 1999
  12. مناظر خاطره  انگیز، به سبب بهره گیری از پتانسیل های ارزنده محیطی، طبیعی و مصنوع و در برگرفتن بار تاریخی، فرهنگی و اجتماعی ویژه، نقشی اساسی در ایجاد حس این همانی و هویتمندی منظر دارد. تجربه پذیری فضا و شکل گیری یاد و خاطره و یا احیای ان در ذهن مخاطب فضا، آن را به عرصه ای ویژه مبدل می سازد.  دو عامل اساسی که خاطره انگیزی گورستان را سبب می شود؛ نفش انگیزی و برانگیختگی احساسات و عواطف مردم در آن است. مورد اول به معنای وجود عملکردها، مفاهیم و ویژگی های کالبدی متمایزی است که منظر گورستان را می سازند و دومی امکان دخل و تصرف مردم در شکل دهی به منظر گورستان است.

  13. بسیاری از گورستان های امروزی در سراسر جهان، در اثر تبدیل به فضاهای چند عملکردی تفریحی، فرهنگی، مذهبی، گردشگری و فضای سبز، در کنار نقش تاریخی خود به عنوان مکانی برای دفن اموات انسانی، به عنوان فضاهای باز شهری واجد حیات اجتماعی مطرح شده اند. برای اطلاعات بیشتر نک به: محسن فیضی و سینا رزاقی اصل؛ گورستان ها به مثابه مناظر فرهنگی.

  14. National Trust of Australia, Department of Cultural Landscape

 

کاوه منصوری - پژوهشگر دکتری مرمت بناها و بافت های تاریخی دانشگاه هنر اصفهان

موضوعات مرتبط : معماری موزه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید