تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :702

یادداشت/ مسجدها از شمال شهر تا جنوب شهر

سرویس معماری هنرآنلاین: بدون تردید مسجد به عنوان یکی از ارکان شکل‌گیری، سازماندهی، مدیریت و تثبیت دین مبین اسلام در نخستین سال‌های ظهورش آن چنان به سان پایگاه قدرتمندی عمل کرده که هنوز مردمی‌ترین پایگاه‌ حضور و تربیت مومنین به شمار می‌رود. چه آن زمان که در بامداد؛ آوای اذانش انسان را از مرگ کوچک بیدار می‌کند و چه آن زمان که از پی رخدادی ناگوار برای هم میهنی گرامی همچون زلزله یا سیل، خیل بزرگی از وجدان‌های بیدار را ناخودآگاه برای کمک به هم نوعان به سوی خود می‌کشد.

هرگاه صحبت از مسجد می‌شود، تصوری که در پس فکرمان می آید، معماری ویژه مسجد است. بنایی گنبدی با ایوان، مناره و محراب که شاکله آن را تشکیل می‌دهد و تزئیناتی با کاشی، آجر یا تلفیق این دو را در ذهن نمایان می‌سازد. الگوی معماری مساجد در ایران در پی سالیان درازی شکل گرفته و با بهره‌برداری و تلفیق المان‌های معماری ایران باستان فضایی را به وجود می‌آورد که تا پیش از آن، با چنین شکلی وجود نداشته است. این تلفیق بسیار هوشمندانه و در طول قریب به هزار سال؛ مسیر پویایی را طی کرده و بدین شکل نمایان شده است.

متأسفانه در دو دهه گذشته شاهد این هستیم که در معماری مساجد و تزئینات وابسته به معماری آن، تغییر که نه، بلکه تخریبی آن هم نه از سر عمد که از سر بی‌توجهی در حال وقوع است. این تخریب در سه جنبه قابل بررسی است.

نخست) تغیری که در روح و ماهیت مساجد روی داده است.
دوم) تغییر در شاکله و ساختار معماری و تزئینات مساجد است.
سوم) تغییرات منظری مساجد.

یکی از دغدغه‌هایی که درباره معماری مساجد، این روزها خیلی عیان است تغییری تدریجی در ساختار سنتی- کالبدی و ظاهری مساجد است؛ ساختاری که در طی هزار سال و چندین دوره تحول معماری نیاکان‌مان با آزمون و خطا، بهترین شکل و فرمی ویژه و اصیل را برای هویت تعبیر و ارائه نموده‌اند، این روزها خدشه‌ای اساسی به هویتش وارد شده است. در اینجا مثالی می‌زنم که ملموس باشد و هدف فقط ایجاد ارتباط خواننده با نویسنده است و لاغیر. مسجد شهرک غرب که به همه چیز شبیه هست الا مسجد؛ صد البته که نو آوری بایسته و شایسته است اما نه به شکلی که مسجد با عمارتی مجهول یا مرکز خرید اشتباه گرفته شود.

متاسفانه در چند سال اخیر شاهد این بوده‌ایم که علاوه بر کالبد؛ تزئینات وابسته به معماری مساجد نیز نه دگرگون که دیگرگون شده است. سنگ مرمر و آجر سه سانتی، تداعی‌کننده پاساژ و سالن‌های نمایش دهه 60 است که با تزئینات خاص مساجد؛ همچون مقرنس؛ کاشی، آجر و تلفیق این دو، تفاوت وحشتناکی دارد. امروزه در داخل مساجد با صحنه‌های فاجعه باری مواجه می‌شویم که جای تعجب دارد. تفاوت محراب مساجد امروزمان با مساجد دیروزمان شکافی عمیق است که پهنا و درازای آن از دیده دور گشته است. گاهی با نئوپان و بنر پلاستیکی محراب می‌سازیم؛ سقوط تا به این اندازه برای بنده قابل درک نیست. هربار که به مسجد جامع اصفهان می‌روم و محراب اولجایتو را می‌نگرم که چندین کاتولیک مسلمان شده (پس از دیدن محراب) آنرا "در بهشت" نامیده‌اند و زوال محراب‌های این روزگار را می‌بینم قلبم به درد می‌آید و از خود می‌پرسم چه شد و کجا رفت آن شیوه گچ‌بری‌های دامغانی و از کجا آمد بنر و نئوپان؟!!!

از سوی دیگر ما شاهد تغییراتی هستیم در ماهیت و اصل ذات مساجد. در بسیاری از مساجد مدرن بیشتر از آنکه هدف اقامه نماز و روشنگری مردم باشد، جذب مشتری برای مراسم ختم آن هم در شکل‌های پرزرق و برق‌اش، هدف قرار داده شده. صد البته که ما مردم نیز در این تغییرات سهم کلانی داریم. آنگاه که مسجد را بیش از آنکه مکانی برای تعالی روح بدانیم؛ محلی برای چشم و همچمی‌های فردی و خانوادگی در سوگ عزیزان‌مان قلمداد می‌کنیم از پیش این رخداد تلخ را پذیرفته‌ایم که مساجدمان از روح واقعی‌شان جدا شوند.

در شهرهای بزرگ مراجعین مراسم ختم بیشتر از نمازگزاران هستند و در این شهرهای بزرگ اغلب هنگام مراجعه با در بسته مساجد روبرو می‌شویم در صورتی که در شهرهای کوچک، باز به مراتب وضع ملاقات مردم با مسجدها بهتر است.

رویداد دیگری که به شدت جلب توجه می‌کند، سیمای منظری مساجد است. کدام یک از ما در شهرمان چند مسجد سراغ نداریم که با بدنه آجرچینی شده رها شده باشند و حتا دریغ از کاهگلی برای نمای آن! آجرهای فرسوده نمای مساجد کدام نوجوان را به سوی خود جلب می‌کند؟ متأسفانه این روزها شاهد افراط و تفریط در نمای ظاهری مساجد هستیم؛ یکی شمال شهر با مرمر و گرانیت آذین یافته و یکی در محله ما آجرساز رها شده است. هربار که این منظره را می‌بینم از خود می‌پرسم اگر آن فرنگی کاتولیک جای مسجد جامع اصفهان و محراب اولجایتو مسجد محل ما و محراب نئوپانی‌اش را می‌دید چه اتفاقی می‌افتاد؟

در خاتمه لازم به ذکر است هدف از نگاشتن این چند سطر درد دلی بود و صدایی که می‌گوید: "مسجد را مسجدوار و به شکل و سان مسجد بسازیم" همین و بس.

 

نویسنده: فرزان احمد نژاد

 به نقل از هنرآنلاین (خبرگزاری هنر ایران)

موضوعات مرتبط : معماری مساجد    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید