مقالات گذشته

بی مهری معماران ایرانی به گذشته خودبی مهری معماران ایرانی به گذشته خود

این فرهنگ البته می تواند ادامه پیدا کند، اگر گسست های فرهنگی و توجه به معماری غربی را از میان راه برداریم، یکی از دلایل بی توجهی به معماری ایرانی در سال های اخیر، گسستگی 100 ساله اخیر بین هویت فرهنگی گذشته و معاصراست، البته این گسستگی نه تنها در معماری بلکه در سایر شئون و روابط اجتماعی و فرهنگی نیز دیده می شود. امروز اگر معماری قابل ارائه در جهان نداریم به دلیل همین گسست که نتوانسته ایم پیوند میان گذشته و امروز را ایجاد کنیم.

 
فضای نو شهری در شوشتر نو امروزفضای نو شهری در شوشتر نو امروز

شهرک شوشتر نو در همجواری شهر شوشتر، از جمله شهرهای جدید الاحداث است، که با هدف بهبود وضعیت اقتصادی و گسترش شهر شوشتر برنامه ریزی ساخت و طراحی آن صورت پذیرفت.

 
ارتقا صنعت ساختمان یک ضرورت تاریخی و ملیارتقا صنعت ساختمان یک ضرورت تاریخی و ملی

یک محاسبه ساده نشان می دهد که اگر پل الهوردی خان اصفهان با شیوه های معمول و مرسوم امروزی ما ساخته شده بود، می بایست طی سنوات گذشته حداقل 128 بار دیگر تخریب و از نو ساخته می شد! واقعیات تلخ امروز حاکی از بهره وری بسیار کم صنعت ساختمان در ایران است که از پیشینه درخشان آن فاصله گرفته و از استانداردهای متداول امروز بسیار دور مانده است.

 
معماری مولد اندیشه و فرهنگ استمعماری مولد اندیشه و فرهنگ است

صنم مودی- دیوارهای قطور، کوچه های باریک؛ از در که به درون می روی اتاق ها چندان بزرگ نیستند. رف هایی که از هزارهای دور هنوز روی دیوار جایشان را برای خود حفظ کرده اند. روزگاری در این کوچه زن ها و مرد می آمدمد و می رفتند. کودکان حتما دور هم جمع می شدند و بازی می کردند، چند هزار سال از آن روزها گذشت. تا آنکه هگمتانه را کاووش کردند و شهری را از زیر خروارها خاک بیرون آوردند.

 
مشکل مسکن و وظیفه معماران سرپناه یا آشیان فرهنگ؟مشکل مسکن و وظیفه معماران سرپناه یا آشیان فرهنگ؟

معماران کشور، مدتی است درگیر مشکل مسکن و چگونگی تأمین سرپناه بی‌خانمان‌ها هستند. در نشست‌ها و همایش‌های متعدد و در انتشارات و گفتگوهای خود، ابعاد بحران مسکن را می‌کاوند و زنگ‌های خطر را به صدا در می‌آورند. ولی آیا هشدار در خصوص معضل مسکن وظیفه معمار است؟ البته که هست، ولی نه به عنوان معمار بلکه به عنوان یک هموطن. هموطنی که شاخک‌های حسی قوی‌تری دارد و خطر را زودتر احساس می‌کند.

 

نبود اطلاع رسانی درست و گرانی تکنولوژی های نوین ساختمانی و سازه های سبک باعث شده که انبوه سازان استقبال چندانی از این فناوری ها نداشته باشند، این در حالی است که استفاده ازمصالح نوین با انعطاف و استحکام بالا منطبق با منطقه زلزله خیز کشور بوده و می تواند علاوه بر افزایش طول عمر ساختمان ها تخریب محیط زیست را نیز کاهش دهد از سوی دیگر کارشناسان معتقدند که فرهنگ سازی می تواند صنعتی سازی در ساختمان را توسعه دهد.

 
سوگنامه ای بر تخریب تدریجی میراث فرهنگی و تاریخی تهرانسوگنامه ای بر تخریب تدریجی میراث فرهنگی و تاریخی تهران

دوام ایران ما را به فکر می اندازد؛ آیا ما در باختر خواهیم توانست مانند ایران سه هزار سال زندگانی کنیم؟مورتن
گراهام والا س درباره میراث اجتماعی و فرهنگی گفته است: <اگر رویدادی موجب شود که آدمی دانش ، عادات و سننی را که از نسل های گذشته آموخته ناگهان از دست دهد، نه دهم ساکنان لندن و نیویورک در یک ماه نابود خواهند شد و ۹۹درصد یک دهم باقی مانده در شش ماه از میان خواهند رفت ، چون اینان زبانی نخواهند داشت که افکار خود را بیان کنند

 
معماري هنر خلق فضا استمعماري هنر خلق فضا است

معماري مانند سياست، فقط ظاهر خود را از ميان شعارهاي جديد قابل روئيت، عوض كرده است.

 

<div dir="rtl">
<p><a href="/{localLink:1141}" title="گیتی اعتماد">گیتی
اعتماد</a><br />
 چند سال قبل یك محقق آمریكایی برای تحقیق درمورد وضعیت سالمندان در
آمریكا خود را به‌صورت زن سالمندی درآورد&nbsp; و با همان رفتار و
سرعت مدتی در جامعة‌ آمریكا زندگی و فعالیت كرد. حاصل تحقیق او
تكان‌دهنده بود، در آمریكا، جامعه‌ای كه همه آن را بهشتی موعود
می‌پندارند، وضعیت سالمندان (حداقل برای طبقه متوسط و پایین كه
امكانات خاصی ندارند) اسفناك است. جامعه ناخودآگاه نسبت به آنان بدون
ترحم و خشن است و چنان عرصه را بر آن‌ها تنگ می‌كند كه بیرون رفتن از
خانه برایشان به كابوسی بدل می‌شود.</p>

<p>بین اطرافیانم در ایران هم سالمندانی را می‌شناسم كه به علت مشكلات
متعدد، از بیرون رفتن وحشت دارند و ساعت‌های طولانی را بدون هیچ‌گونه
سرگرمی در خانه به سر می‌برند. از همین‌رو، بر آن شدم كه نظری به
وضعیت رفت و آمد سالمندان در شهری مانند تهران بیاندازم، جامعه‌ای كه
به جوانان نیز اعتنای چندانی ندارد، چه رسد به سالمندان.</p>

<h3>پیاده‌روها:</h3>

<p>چندی قبل در مقاله‌ای وضعیت ناهنجار پیاده‌ها را در شهر تهران را
به‌طور عام تصویر كردم. این وضعیت برای سالمندان به‌طور مضاعف تشدید
می‌شود. چون عبور از پیاده‌روها با پستی و بلندی و اختلاف سطح زیاد
(گاه بیش از یك متر كه به دلیل شیبراهه‌های پاركینگ خانه‌ها ایجاد
شده) برای مردم عادی نیز مشكل است، چه رسد به سالمندانی كه حتی در
عبور از پله‌های سی‌سانتی مشكل دارند، بنابراین، به هیچ وجه
نمی‌توانند از پیاده‌روهای ناهموار شهر عبور كنند به‌خصوص
پیاده‌روهایی كه مغازه‌ها همه جای آن‌ها را اشغال كرده‌اند (از
پیاده‌روهایی كه با مصالح ساختمانی یا به‌طور كلی بر اثر ساخت و ساز،
سال‌ها از حیز انتفاع افتاده‌اند می‌گذریم) چون اغلب سالمندان با
انواع مختلف عصا (ساده یا نوع خاص- واكر) راه می‌روند كه درنتیجه،
برای عبور به عرض بیشتری نیاز دارند.</p>

<h3>تقاطع‌ها:</h3>

<p>عبور از تقاطع‌های بدون چراغ، یا با چراغ چشمك‌زن، یا صرفاً
خط‌كشی‌های مسیر پیاده، نظیر كنار میدان‌ها، مثلاً میدان ونك كه حتی
برای جوانان مشكل است، برای سالمندان عملاً غیرممكن است. عبور از
تقاطع‌های چراغ‌دار، كه زمان آن برای سالمندان، كه سرعت كافی ندارند،
تنظیم نشده، هم مشكل است وگاه در حین عبور از تقاطع، چراغ عابر پیاده
قرمز می‌شود و ماشین‌ها بی‌درنگ و با سرعت، به راه می‌افتند و موجب
وحشت سالمندان می‌شوند.</p>

<h3>اتوبوس:</h3>

<p>سالمندان برای سوار شدن به اتوبوس، كه معمولاً صف‌های طولانی دارند
و جایگاه كوچك آن‌ها را اغلب جوانان و حتی بچه‌ها اشغال كرده‌اند، نیم
ساعت یا بیشتر در صف سرپا می‌ایستند از طرفی وضعیت اتوبوس‌ها هم مناسب
سالمندان نیست. اولاً پله‌های ورودی آن‌ها اغلب بسیار بلندند و سوار
شدن و پیاده شدن سالمندان به سختی صورت می‌گیرد و گاه بدون كمك دیگران
این كار غیرممكن است. ثانیاً هم‌چون همه كشورهای پیشرفته، كه چند
صندلی اول به سالمندان و معلولان و غیره اختصاص دارد، جای خاصی برای
سالمندان در نظر گرفته نشده درنتیجه آن‌ها در راه‌های طولانی و
پرترافیك باید در اتوبوس سرپا بایستند و با حركات تند اتوبوس، در
بزرگ‌راه‌ها به در و دیوار برخورد كنند. متأسفانه این رسم خوب گذشته،
كه جوانان جای خود را به سالمندان می‌دادند، كم‌كم، كم‌رنگ و محو شده
است.</p>

<h3>تاكسی:</h3>

<p>در ایران تاكسی‌ها در واقع یك مینی‌بوس پنج نفره هستند كه مسافران
در آن مرتب سوار و پیاده می‌شوند.<br />
 سالمندان این كار را با كندی انجام می‌دهند، درنتیجه اغلب رانندگان
تاكسی ترجیح می‌دهند سالمندان را سوار نكنند، یا اگر سوار كنند فرصت
كافی برای پیاده و سوار شدن به آن‌ها نمی‌دهند كه گاه باعث زمین‌خوردن
سالمندان می‌شود.</p>

<h3>مترو:</h3>

<p>در همه دنیا مترو وسیله‌ای بسیار راحت برای همه گروه‌های سنی است.
اما در تهران مترو عملاً برای سالمندان غیرقابل استفاده است. چه در
ایستگاه‌هایی كه پله برقی دارد و چه در ایستگاه‌هایی كه فاقد پله برقی
است. در این ایستگاه‌ها تعداد پله‌ها برای رسیدن به سطح خیابان بسیار
زیاد است گاه غیر از پله‌برقی‌ و پله‌های موازی آن 30 تا 35 پله برای
رسیدن از محل فروش بلیط به خیابان وجود دارد، چون در مواردی، مثلاً در
ایستگاه میرداماد، تعدادی از پله برای بالا رفتن و پایین آمدن وجود
دارد. بنابراین استفاده از مترو برای سالمندان مشكل یا غیرممكن
می‌شود، وجود پله برقی هم مشكل را حل نمی‌كند، چون بسیاری از سالمندان
از بالا رفتن و به‌خصوص پایین آمدن از آن وحشت دارند. وانگهی
ایستگاه‌های مترو، به‌خصوص ایستگاه‌های مركزی بسیار شلوغ است و بالا و
پایین رفتن از پله‌ها و سوار شدن به قطار در این ازدحام برای سالمندان
مشكل آفرین است.</p>

<h3>خرید:</h3>

<p>اغلب سالمندان بازنشسته‌اند و بودجه محدودی برای مخارج روزانه
دارند، بنابراین، از فروشگاه‌های خاص (تعاونی‌ها و غیره) خرید
می‌كنند. خرید اجناس خاصی (مانند شیر كه مورد نیاز شدید سالمندان است)
در این فروشگاه‌ها مستلزم ساعت‌ها ایستادن در صف است، در حالی كه اگر
این خرید به سهولت انجام شود خود وسیله‌ای برای گذران اوقات و نیز
ایجاد احساس مفید بودن در آن‌ها خواهد بود .</p>

<h3>ادارات:</h3>

<p>مراجعه به ادارات كه گاه برای انجام كار شخصی یا برای فرزندان و
دیگر اقوام، گریزناپذیر می‌شود، مشكل دیگر سالمندان است. برخورد
كارمندان با آن‌ها در اغلب موارد به هیچ‌وجه مناسب نیست، متأسفانه
بی‌احترامی به ارباب‌رجوع در همه ادارات دولتی اعم از شهرداری تا بانك
و غیره بسیار رایج است، اما مسلماً تأثیر بد آن بر سالمندان شدیدتر
است.</p>

<p>اما گذشته از این عامل ناهنجار، سالمندان در مراجعه به ادارات از
نظر فیزیكی هم مشكل دارند. بالا و پایین رفتن مكرر در میان طبقات برای
گرفتن یك امضا یا دستور از یك مسئول برای سالمندان طاقت‌فرساست. در
مواردی هم كه در اداره‌ای آسانسور وجود دارد، معمولاً برای صرفه‌جویی
در طبقات اول تا سوم توقف ندارند یا آسانسور به طبقات زیرزمین، كه
معمولاً بایگانی و بخش فتوكپی در آن‌ها مستقر است، نمی‌رود. توقف
طولانی آسانسورهای اكثر ساختمان‌های مسكونی (كه اینك اداری شده‌اند)،
خود اغلب اوقات امكان استفاده از آسانسور را از میان می‌برد.</p>

<h3>زندگی سالمندان در خانه:</h3>

<p>هرچند این مقوله نیاز به مقاله‌ای جداگانه دارد و یك معضل بزرگ
اجتماعی در جهان است، در اینجا اشاره‌ای مختصر به آن بی‌راه
نیست.<br />
 با مدرن شدن زندگی شهری، كوچك شدن واحدهای مسكونی كار كردن زن ومرد
با هم و... زندگی سالمندان در كنار خانواده‌ها، جز برای معدود
خانواده‌های بسیار مرفه، كه امكان داشتن پرستارهای تمام وقت را دارند،
عملاً غیرممكن شده است. در خانواده‌های بی‌بضاعت هم، كه امكان استفاده
از خانه سالمندان وجود ندارد، سالمندان معمولاً یا با فرزندان زندگی
می‌كنند یا در خانه‌ خود تنها به سر می‌برند. زندگی تنهای آنها در یك
آپارتمان یا خانه كوچك به‌خصوص درمواردی بسیار دردآور است. از
همین‌روست كه تسهیل امكان بیرون آمدن آن‌ها از خانه بسیار اهمیت
دارد.</p>

<h3>نتیجه:</h3>

<p>مجموعه عوامل برشمرده موجب ناامیدی و دلسردی سالمندان و از دست
رفتن اعتماد به نفس آن‌ها می‌شود. آن‌ها ترجیح می‌دهند بیشتر در خانه
بمانند و با خطرات خارج از خانه روبرو نشوند. این عدم تحرك موجب
معلولیت آن‌ها و نیازمند شدن‌شان به دیگران می‌شود در این شرایط چه
باید كرد؟ در جامعه‌ای كه روز به روز به عدة‌سالمندان افزوده می‌شود
مسلماً حل یا حداقل تعدیل مشكلات آن‌ها ضروری است. این امر نیاز به
سرمایه‌گذاری زیادی ندارد. فقط اندكی توجه، پیش‌بینی و مدیریت، كفایت
می‌كند. بخشی از اقدامات پیشنهادی مربوط به تسهیل حركت سالمندان، كه
در زیر می‌آید به نیازهای معلولان جامعه هم (كه پس از جنگ، باتوجه به
میزان بالای تصادفات جاده‌ای و خیابانی در ایران بالاست) پاسخ
می‌دهد:</p>

<ul>
<li>ایجاد امنیت برای عابر پیاده در تقاطع‌ها و در پیاده‌رو
خیابان‌های اصلی و پر رفت و آمد (محورهای تجاری، اداری و غیره).</li>

<li>تأمین پله‌های مناسب (كم ارتفاع) برای اتوبوس‌ها.</li>

<li>پیش‌بینی صندلی‌های مختص استفاده سالمندان در اتوبوس و مترو
وایستگاه‌ها.</li>

<li>تأمین آسانسور در ایستگاه‌های مترو.</li>

<li>پیش‌بینی امكان توقف آسانسورها در طبقات مورد نیاز ادارات.</li>

<li>ارائه برنامه‌های فرهنگی در صدا و سیما برای آگاهی جامعه از مسائل
و مشكلات سالمندان.</li>

<li>اصلاح و امن كردن پارك‌ها، به‌نحوی كه دسترسی به آن‌ها و عبور و
مرور در داخل آن‌ها مناسب باشد.</li>

<li>استفاده از سالمندان (به‌صورت داوطلبانه) برای قسمت‌هایی از
مدیریت شهری از جمله مدیریت و حفاظت پارك‌ها.</li>

<li>تخصیص زمین‌های كوچك در پارك محلی به سالمندان محله، برای گل‌كاری
یا سبزی‌كاری (دادن هر قطعه به سه یا چهار نفر كه با هم‌یاری یكدیگر و
به‌طور نوبتی كار كنند) این كار را در خانه سالمندان نیز می‌توان اجرا
كرد</li>
</ul>
</div>
<div dir="rtl"> <p><a href="/اعضای-انجمن/گیتی-اعتماد/" title="گیتی اعتماد">گیتی اعتماد</a><br /> چند سال قبل یك محقق آمریكایی برای تحقیق درمورد وضعیت سالمندان در آمریكا خود را به‌صورت زن سالمندی درآورد&nbsp; و با همان رفتار و سرعت مدتی در جامعة‌ آمریكا زندگی و فعالیت كرد. حاصل تحقیق او تكان‌دهنده بود، در آمریكا، جامعه‌ای كه همه آن را بهشتی موعود می‌پندارند، وضعیت سالمندان (حداقل برای طبقه متوسط و پایین كه امكانات خاصی ندارند) اسفناك است. جامعه ناخودآگاه نسبت به آنان بدون ترحم و خشن است و چنان عرصه را بر آن‌ها تنگ می‌كند كه بیرون رفتن از خانه برایشان به كابوسی بدل می‌شود.</p> <p>بین اطرافیانم در ایران هم سالمندانی را می‌شناسم كه به علت مشكلات متعدد، از بیرون رفتن وحشت دارند و ساعت‌های طولانی را بدون هیچ‌گونه سرگرمی در خانه به سر می‌برند. از همین‌رو، بر آن شدم كه نظری به وضعیت رفت و آمد سالمندان در شهری مانند تهران بیاندازم، جامعه‌ای كه به جوانان نیز اعتنای چندانی ندارد، چه رسد به سالمندان.</p> <h3>پیاده‌روها:</h3> <p>چندی قبل در مقاله‌ای وضعیت ناهنجار پیاده‌ها را در شهر تهران را به‌طور عام تصویر كردم. این وضعیت برای سالمندان به‌طور مضاعف تشدید می‌شود. چون عبور از پیاده‌روها با پستی و بلندی و اختلاف سطح زیاد (گاه بیش از یك متر كه به دلیل شیبراهه‌های پاركینگ خانه‌ها ایجاد شده) برای مردم عادی نیز مشكل است، چه رسد به سالمندانی كه حتی در عبور از پله‌های سی‌سانتی مشكل دارند، بنابراین، به هیچ وجه نمی‌توانند از پیاده‌روهای ناهموار شهر عبور كنند به‌خصوص پیاده‌روهایی كه مغازه‌ها همه جای آن‌ها را اشغال كرده‌اند (از پیاده‌روهایی كه با مصالح ساختمانی یا به‌طور كلی بر اثر ساخت و ساز، سال‌ها از حیز انتفاع افتاده‌اند می‌گذریم) چون اغلب سالمندان با انواع مختلف عصا (ساده یا نوع خاص- واكر) راه می‌روند كه درنتیجه، برای عبور به عرض بیشتری نیاز دارند.</p> <h3>تقاطع‌ها:</h3> <p>عبور از تقاطع‌های بدون چراغ، یا با چراغ چشمك‌زن، یا صرفاً خط‌كشی‌های مسیر پیاده، نظیر كنار میدان‌ها، مثلاً میدان ونك كه حتی برای جوانان مشكل است، برای سالمندان عملاً غیرممكن است. عبور از تقاطع‌های چراغ‌دار، كه زمان آن برای سالمندان، كه سرعت كافی ندارند، تنظیم نشده، هم مشكل است وگاه در حین عبور از تقاطع، چراغ عابر پیاده قرمز می‌شود و ماشین‌ها بی‌درنگ و با سرعت، به راه می‌افتند و موجب وحشت سالمندان می‌شوند.</p> <h3>اتوبوس:</h3> <p>سالمندان برای سوار شدن به اتوبوس، كه معمولاً صف‌های طولانی دارند و جایگاه كوچك آن‌ها را اغلب جوانان و حتی بچه‌ها اشغال كرده‌اند، نیم ساعت یا بیشتر در صف سرپا می‌ایستند از طرفی وضعیت اتوبوس‌ها هم مناسب سالمندان نیست. اولاً پله‌های ورودی آن‌ها اغلب بسیار بلندند و سوار شدن و پیاده شدن سالمندان به سختی صورت می‌گیرد و گاه بدون كمك دیگران این كار غیرممكن است. ثانیاً هم‌چون همه كشورهای پیشرفته، كه چند صندلی اول به سالمندان و معلولان و غیره اختصاص دارد، جای خاصی برای سالمندان در نظر گرفته نشده درنتیجه آن‌ها در راه‌های طولانی و پرترافیك باید در اتوبوس سرپا بایستند و با حركات تند اتوبوس، در بزرگ‌راه‌ها به در و دیوار برخورد كنند. متأسفانه این رسم خوب گذشته، كه جوانان جای خود را به سالمندان می‌دادند، كم‌كم، كم‌رنگ و محو شده است.</p> <h3>تاكسی:</h3> <p>در ایران تاكسی‌ها در واقع یك مینی‌بوس پنج نفره هستند كه مسافران در آن مرتب سوار و پیاده می‌شوند.<br /> سالمندان این كار را با كندی انجام می‌دهند، درنتیجه اغلب رانندگان تاكسی ترجیح می‌دهند سالمندان را سوار نكنند، یا اگر سوار كنند فرصت كافی برای پیاده و سوار شدن به آن‌ها نمی‌دهند كه گاه باعث زمین‌خوردن سالمندان می‌شود.</p> <h3>مترو:</h3> <p>در همه دنیا مترو وسیله‌ای بسیار راحت برای همه گروه‌های سنی است. اما در تهران مترو عملاً برای سالمندان غیرقابل استفاده است. چه در ایستگاه‌هایی كه پله برقی دارد و چه در ایستگاه‌هایی كه فاقد پله برقی است. در این ایستگاه‌ها تعداد پله‌ها برای رسیدن به سطح خیابان بسیار زیاد است گاه غیر از پله‌برقی‌ و پله‌های موازی آن 30 تا 35 پله برای رسیدن از محل فروش بلیط به خیابان وجود دارد، چون در مواردی، مثلاً در ایستگاه میرداماد، تعدادی از پله برای بالا رفتن و پایین آمدن وجود دارد. بنابراین استفاده از مترو برای سالمندان مشكل یا غیرممكن می‌شود، وجود پله برقی هم مشكل را حل نمی‌كند، چون بسیاری از سالمندان از بالا رفتن و به‌خصوص پایین آمدن از آن وحشت دارند. وانگهی ایستگاه‌های مترو، به‌خصوص ایستگاه‌های مركزی بسیار شلوغ است و بالا و پایین رفتن از پله‌ها و سوار شدن به قطار در این ازدحام برای سالمندان مشكل آفرین است.</p> <h3>خرید:</h3> <p>اغلب سالمندان بازنشسته‌اند و بودجه محدودی برای مخارج روزانه دارند، بنابراین، از فروشگاه‌های خاص (تعاونی‌ها و غیره) خرید می‌كنند. خرید اجناس خاصی (مانند شیر كه مورد نیاز شدید سالمندان است) در این فروشگاه‌ها مستلزم ساعت‌ها ایستادن در صف است، در حالی كه اگر این خرید به سهولت انجام شود خود وسیله‌ای برای گذران اوقات و نیز ایجاد احساس مفید بودن در آن‌ها خواهد بود .</p> <h3>ادارات:</h3> <p>مراجعه به ادارات كه گاه برای انجام كار شخصی یا برای فرزندان و دیگر اقوام، گریزناپذیر می‌شود، مشكل دیگر سالمندان است. برخورد كارمندان با آن‌ها در اغلب موارد به هیچ‌وجه مناسب نیست، متأسفانه بی‌احترامی به ارباب‌رجوع در همه ادارات دولتی اعم از شهرداری تا بانك و غیره بسیار رایج است، اما مسلماً تأثیر بد آن بر سالمندان شدیدتر است.</p> <p>اما گذشته از این عامل ناهنجار، سالمندان در مراجعه به ادارات از نظر فیزیكی هم مشكل دارند. بالا و پایین رفتن مكرر در میان طبقات برای گرفتن یك امضا یا دستور از یك مسئول برای سالمندان طاقت‌فرساست. در مواردی هم كه در اداره‌ای آسانسور وجود دارد، معمولاً برای صرفه‌جویی در طبقات اول تا سوم توقف ندارند یا آسانسور به طبقات زیرزمین، كه معمولاً بایگانی و بخش فتوكپی در آن‌ها مستقر است، نمی‌رود. توقف طولانی آسانسورهای اكثر ساختمان‌های مسكونی (كه اینك اداری شده‌اند)، خود اغلب اوقات امكان استفاده از آسانسور را از میان می‌برد.</p> <h3>زندگی سالمندان در خانه:</h3> <p>هرچند این مقوله نیاز به مقاله‌ای جداگانه دارد و یك معضل بزرگ اجتماعی در جهان است، در اینجا اشاره‌ای مختصر به آن بی‌راه نیست.<br /> با مدرن شدن زندگی شهری، كوچك شدن واحدهای مسكونی كار كردن زن ومرد با هم و... زندگی سالمندان در كنار خانواده‌ها، جز برای معدود خانواده‌های بسیار مرفه، كه امكان داشتن پرستارهای تمام وقت را دارند، عملاً غیرممكن شده است. در خانواده‌های بی‌بضاعت هم، كه امكان استفاده از خانه سالمندان وجود ندارد، سالمندان معمولاً یا با فرزندان زندگی می‌كنند یا در خانه‌ خود تنها به سر می‌برند. زندگی تنهای آنها در یك آپارتمان یا خانه كوچك به‌خصوص درمواردی بسیار دردآور است. از همین‌روست كه تسهیل امكان بیرون آمدن آن‌ها از خانه بسیار اهمیت دارد.</p> <h3>نتیجه:</h3> <p>مجموعه عوامل برشمرده موجب ناامیدی و دلسردی سالمندان و از دست رفتن اعتماد به نفس آن‌ها می‌شود. آن‌ها ترجیح می‌دهند بیشتر در خانه بمانند و با خطرات خارج از خانه روبرو نشوند. این عدم تحرك موجب معلولیت آن‌ها و نیازمند شدن‌شان به دیگران می‌شود در این شرایط چه باید كرد؟ در جامعه‌ای كه روز به روز به عدة‌سالمندان افزوده می‌شود مسلماً حل یا حداقل تعدیل مشكلات آن‌ها ضروری است. این امر نیاز به سرمایه‌گذاری زیادی ندارد. فقط اندكی توجه، پیش‌بینی و مدیریت، كفایت می‌كند. بخشی از اقدامات پیشنهادی مربوط به تسهیل حركت سالمندان، كه در زیر می‌آید به نیازهای معلولان جامعه هم (كه پس از جنگ، باتوجه به میزان بالای تصادفات جاده‌ای و خیابانی در ایران بالاست) پاسخ می‌دهد:</p> <ul> <li>ایجاد امنیت برای عابر پیاده در تقاطع‌ها و در پیاده‌رو خیابان‌های اصلی و پر رفت و آمد (محورهای تجاری، اداری و غیره).</li> <li>تأمین پله‌های مناسب (كم ارتفاع) برای اتوبوس‌ها.</li> <li>پیش‌بینی صندلی‌های مختص استفاده سالمندان در اتوبوس و مترو وایستگاه‌ها.</li> <li>تأمین آسانسور در ایستگاه‌های مترو.</li> <li>پیش‌بینی امكان توقف آسانسورها در طبقات مورد نیاز ادارات.</li> <li>ارائه برنامه‌های فرهنگی در صدا و سیما برای آگاهی جامعه از مسائل و مشكلات سالمندان.</li> <li>اصلاح و امن كردن پارك‌ها، به‌نحوی كه دسترسی به آن‌ها و عبور و مرور در داخل آن‌ها مناسب باشد.</li> <li>استفاده از سالمندان (به‌صورت داوطلبانه) برای قسمت‌هایی از مدیریت شهری از جمله مدیریت و حفاظت پارك‌ها.</li> <li>تخصیص زمین‌های كوچك در پارك محلی به سالمندان محله، برای گل‌كاری یا سبزی‌كاری (دادن هر قطعه به سه یا چهار نفر كه با هم‌یاری یكدیگر و به‌طور نوبتی كار كنند) این كار را در خانه سالمندان نیز می‌توان اجرا كرد</li> </ul> </div>

 
به بهانه اصفهان، پایتخت فرهنگی ایران؛ تقابل روزمرگی و پایداریبه بهانه اصفهان، پایتخت فرهنگی ایران؛ تقابل روزمرگی و پایداری

مقالات گذشته - سیدمحسن میردامادی : اصفهانیان در میانه دو شهر باستانی خود در سرزمین اسپادانه، شهری ساختند هم سرشت با فرهنگ و زندگی مردمان ایرانشهر و این شد که سپاهان در دل ایران جای گرفت و دل ایران در اصفهان تپید، اما این شهر هنوز پویای ما، سخن بسیار داشت...