مقالات گذشته

به بهانه پیشنهاد اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی پایتختی دیگر باید ..........!به بهانه پیشنهاد اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی پایتختی دیگر باید ..........!

مقالات گذشته - سیروس باور : دهه 30 را بخاطر بیاوریم، هنگامی که بحث خصوصی مشغول تسطیح تپه های کوتاه تر جنوب تپه امانیه بود (یعنی حدودا در منطقه بولوار ناهید و سایر بولوارهای جنوب و شمال آن در محدوده بین خیابان ولیعصر و آفریقا) این فکر وجود داشت که، چه خوب می شد که شهرداری سعی می کرد از گسترش شهر تهران به سمت شمیرانات جلوگیری کرده و کمربند سبزی از چمن زار و جویبار و درخت ها بین تهران و شمیرانات ایجاد نماید تا محوطه ای برای تنفس شهر و فضای تفریحی برای گذراندن اوقات فراغت شهروندان باقی بماند، ولی چنین ایده ای هرگز به عمل نرسید و گسترش شهر به طرف شمال، این فضای خالی را هم از ساختمان سازی پر کرد.

 
معماری فدای معماری سازیمعماری فدای معماری سازی

مقالات گذشته - جایی خواندم که دو شهر آکسفورد و مشهد در یک زمان (حدود هزار سال پیش) بنیاد شده اند. حالا اگر کسی را از همان زمان بیاورید در مرکز آکسفورد بگذارید می تواند راه خودش را پیدا کند چون بافت مرکز شهر همان است که بوده و در هر کوچه و گذری هم علامت و پلاکارد گذاشته اند که تاریخ وقایع آن را شرح داده. ولی از مشهد الزمان، محض درمان، یک وجبش هم باقی نمانده...

 
دعوت یا هشداردعوت یا هشدار

مقالات گذشته - فرخ باور : با سلام و آرزوی توفیق برای آن روزنامه وزین و تشکر از دست اندرکاران صفحه معماری که دراین دوره از تاریخ و فرهنگ کشورمان، زبان بخش مهمی از فرهنگ و هنر کشور هستند و بسترساز فرهنگ معماری آینده. احتمالا در شماره 192 چهارشنبه 5 مهرماه 1385 در صفحه 9 مطلبی در مورد پایتخت فرهنگی ایران توسط نویسنده محترم در ستون حیاط مرکزی به نقد آمده که لازم دیدم، ضمن قدردانی از این مطلب تحلیلی، در نقد یا در پاسخ آن این نوشته را ارسال دارم...

 
معماری در حبس زمان و مکان نیستمعماری در حبس زمان و مکان نیست

مقالات گذشته - سید محمد بهشتی : یک بنا چه مراتبی می تواند داشته باشد؟
مرتبه اول، ساده ترین و ابتدایی ترین صورت بنا، یعنی «سرپناه» است. انسان از لحاظ جسمانی، موجودی بسیار حساس است و تاب مقاومت در مقابل عوارض محیطی چون سرما و گرما و .... را ندارد، بنابراین ساخت سرپناه او را از این عوارض طبیعی مصون می دارد...

 
گفت و گو با مبتکر روز معمار : شمارش معکوس تا روز ماگفت و گو با مبتکر روز معمار : شمارش معکوس تا روز ما

مقالات گذشته - از امسال دیگر سوم اردیبهشت روز معمار است شنیدن دلایل، ضرورت ها، نیازها و اهداف نامگذاری روزی به نام روز معمار که از سال دیگر معماران می توانند آن را در تقویم هایشان هم ببینند از زبان رئیس هیات مدیره و مدیر عامل انجمنی که پیشنهاد نامگذاری چنین روزی را ارایه کرده مصرانه برای تحقق یافتنش تلاش کرده خالی از لطف نیست.

 
در جست وجوی افق های نودر جست وجوی افق های نو

(مقالات گذشته - خرداد 1382) - گفت و گو با دکتر مهدی قالیبافیان : در اتاقی نه چندان فراخ که سرشار از کتابهای مهندسی است، سه میز کوچک و بزرگ، مکانی امن برای مردی سپید موی و سپیدروی است که باور دارد از 30 سال پیش تاکنون، جای آن که کارهای بزرگی انجام دهد، ساختمان ها را پینه دوزی کرده است.
البته برای مخاطبانی که با گوشه یی از زندگی سراسر تلاش و صداقت این استاد پیشکسوت سازه آشنا هستند، این سخنان جز فروتنی و تواضع مفهومی ندارد

 
حکایت معماران فیلمسازحکایت معماران فیلمساز

(مقالات گذشته - خرداد 1382) - گفتگو با تهمینه میلانی و محمد نیک بین : آمیختگی انکارناپذیر معماری و شهرسازی با زندگی مردم، در عین حال که ویژگی ها و ظرافتهای معنادار به این رشته بخشیده، عرصه یی فراخ نیز برای نقدو داوری همگان فراهم آورده است.

 
نوستالژی هویت گم شدهنوستالژی هویت گم شده

(مقالات گذشته - آبان 1383) - گفت و گو با خسرو خورشیدی : خسرو خورشیدی طراح صحنه و لباس تاثر و سینما است. شاید برای شناخت او یادآوری مجموعه ی سربداران کفایت کند اما فیلم های سینمایی مجسمه، هبوط، تابلویی برای عشق و لژیون، همچنین نمایش بینوایان، گوشه های دیگری از توانمندی های وی را در خاطره زنده می کند.
خورشیدی متولد 1311 تهران و فارغ التحصیل رشته ی طراحی صحنه از ایتالیا است.

 
لهجه ی یک شهرلهجه ی یک شهر

(مقالات گذشته - بهمن 1384) - گفت و گو با ایرج کلانتری : شهر در تردید و دودلی هایش وسیع است. در زایش بی شمار آلودگی های بی ترحمش وسیع است. تهران در رازهای مهیبش، در خودروهای هزار رنگش، در دلتنگی های مردمش وسیع است. قانونش به همه ی ایران سرایت کرده است بی عدالتی اش تقسیم همگان شده است.

 
قیل و قال متروی اصفهان را می شنوید؟قیل و قال متروی اصفهان را می شنوید؟

(مقالات گذشته) - دکتر فرخ باور : متروی اصفهان هنوز به راه نیفتاده، سروصدایش بلند شده و چه خوب که وسط کار داد و بیدادش بلند شده که من می خواهم از همین جا رد بشوم!!