دوستی با نوجوانان برای کاهش آسیب‌ها

ریشه بسیاری از ناسازگاری‌های نوجوانان را باید در منش و رفتار والدین آنها در دوره نخست کودکی جست‌وجو کرد. رفتار پرخاشگرانه والدین، بیشتر از طریق دیداری و تقلید به فرزند آموخته می‌شود و آثار روانی محیط ناآرام خانواده در دوران کودکی و بلوغ با انواع ناهنجاری‌ها و بیماری‌های روانی بروز می‌کند. مشاجره همیشگی پدر، مادر و اطرافیان، آثار شوم بر روان فرزندان می‌گذارد. محیط بی‌صفای خانوادگی، درگیری‌های لفظی، فقر فرهنگی، بی‌سوادی والدین، بی‌نظمی در امور زندگی و اعتیاد به الکل و مواد مخدر از عواملی هستند که شایستگی و ارزش کانون خانواده را نزد فرزندان خدشه‌دار می‌کنند. در این وضعیت نوجوان به دلیل نداشتن آرامش روانی، به تحصیل و کار خود بی‌علاقه است و از ثبات روحی برخوردار نیست. در سنین بلوغ و بزرگسالی آثار ناراحتی‌ها و نارسایی‌های دوران کودکی به شکل عصیان و پرخاشگری ظاهر می‌شود و او را به ارتکاب جرایم گوناگون وا می‌دارد. از بعد جمعیت‌شناسی افراد در سنین ۱۱ تا ۱۷ سالگی نوجوان محسوب می‌شوند. اغلب افراد در دوران نوجوانی نیازمند مراقبت، محافظت و راهنمایی تاثیرگذار هستند. افراد در سنین نوجوانی تحت تاثیر شرایط و اطرافیان قرار می‌گیرند؛ در این شرایط افراد موجه و بزهکار به یک نسبت می‌توانند بر شخصیت نوجوان تاثیرگذار باشند. باید توجه داشت که نرخ بروز بزه و تاثیرپذیری در نوجوانان دختر و پسر با یکدیگر چندان متفاوت نیست. برخی از کارشناسان بر این باورند که دختران نوجوان به نسبت پسران کمتر در معرض آسیب‌ها قرار می‌گیرند، این در حالی است که به دلیل عدم توجه به نیازهای نوجوانان رفتارهای خطرآفرین و نامناسب اجتماعی به یک نسبت از آنها بروز می‌کند و در این وضعیت دیگر نمی‌توان تفاوتی بین خطرپذیری دختر و پسر قائل شد. نوجوان بزهکار با ورود به کانون اصلاح تربیت بی‌شک اصلاح نمی‌شود، بلکه به دلیل وجود دیگر افراد و تبادل تجربیات میزان آسیب‌پذیری‌اش در این مکان افزایش می‌یابد. با وجود اینکه مسئولان در مراکز کانون اصلاح و تربیت برنامه‌های فرهنگی متعدد و متنوعی برای نوجوانان بزهکار و آسیب‌دیده برگزار می‌کنند، اما وجود افراد با تجربیات مختلف می‌تواند زمینه بروز هر گونه آسیب را در بین نوجوانان افزایش دهد.

الگوپذیری در بین نوجوانان اهمیت دارد

گرایش نوجوان به رفتارهای بهنجار یا نابهنجار یک امر بدیهی است، چون فرد در سنین نوجوانی کنجکاوانه به دنبال بازی و سرگرمی می‌رود. بازی و سرگرمی اقتضای سنین نوجوانی است و حتی از سوی مجامع بین‌المللی هم این امر جزو حقوق نوجوانان عنوان می‌شود. بنابراین نوجوان در شرایط سنی خاص خود بیشتر از محیط پیرامون خود تاثیر می‌پذیرد. افراد در سنین نوجوانی به دنبال الگوپذیری هستند تا بتوانند به این شکل شخصیتشان را شکل دهند. برای مثال مشاهده می‌شود که یک نوجوان با مشاهده یک فیلم یا ارتباط با یک فرد خاص تکه کلام‌ها و رفتارهایی را تقلید می‌کند. در اصل این گونه رفتارها در حد کلام خلاصه نمی‌شود، بلکه با گذشته زمان در رفتار او تاثیرگذار است. شاید رفتار یک هنرپیشه سینما در یک سکانس فیلم از لحاظ اجتماعی چندان هم مهم نباشد، اما الگوپذیری نوجوان بدون توجه به پیامدهای این نوع رفتارها می‌تواند آسیب‌زا باشد. بنابراین عدم توجه به رفتارها و علایق نوجوانان باعث بروز رفتارهای نابهنجار می‌شود. در واقع بروز این رفتارها می‌تواند زمینه بروز جرم را به دنبال داشته باشد. پیامدهای ارتکاب به جرم نوجوانان نه تنها بر پیکر جامعه بلکه بر خانواده و تمام افرادی که به نوعی با خانواده آنها در ارتباطند، تاثیر منفی دارد. سالانه هزینه‌های فراوان برای نگهداری، درمان و توانبخشی نوجوانان مجرم بر دوش جامعه نهاده می‌شود، غافل از اینکه نوجوان آسیب‌دیده محصول کج کارکردی و بد عملکردی خانواده و جامعه است و بدون تلاش برای تغییر روابط درونی خانواده، اصلاح رفتار فرد مجرم چندان تاثیرگذار نیست.

رفتار دوستانه با نوجوان

توجه به عنصر خود مراقبتی می‌تواند زمینه‌های بروز بزه و آسیب را در بین نوجوانان کاهش دهد. سیستم تعلیم و تربیت با بسترسازی مناسب می‌تواند خود مراقبتی را در بین نوجوانان نهادینه کند. ایجاد عنصر خود مراقبتی در فرزندان به وسیله تحکم و بروز رفتارهای خشن از سوی والدین و دیگر افراد ایجاد نمی‌شود، بلکه برای تاثیر رفتار در نوجوان باید به شکل دوستانه با او ارتباط برقرار کرد، در غیر این صورت نمی‌توان در تعلیم و تربیت نوجوان تاثیرگذار بود. وقتی درباره مهارت زندگی صحبت می‌شود به نسبت به کارگیری این مهارت‌ها برای هر گروه سنی نیازمند تعریف متفاوت است. باید توجه داشت که کسب مهارت زندگی و مهارت ارتباطی در برقراری ارتباط با نوجوان یک نیاز ضروری است تا بتوان با استفاده از آن فرد را به شکل غیر مستقیم تحت کنترل قرار داد و از بروز هر گونه بزه و آسیب جلوگیری کرد. کسب این‌گونه مهارت‌ها باید در فضای تعلیم، تربیت و خانواده نهادینه شود. در اصل مهارت‌های زندگی در خانواده شکل می‌گیرد، اما نوجوان به اقتضای سن نوجوانی تحت تاثیر دوستانش است. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده ریشه وقوع هر گونه بزه در بین نوجوانان تابعیت از گروه همسن و سالان است. بی‌شک نهاد آموزش و پرورش باید بتواند در بین نوجوانان خود مراقبتی و مهارت‌های زندگی را آموزش دهد. این نهاد می‌تواند با ایجاد ارتباط مناسب در بین دانش‌آموزان با معلمان زمینه بزهکاری و رفتارهای قبیح اجتماعی را کاهش دهد. از سوی دیگر توجه و مراقبت‌های خانواده در کاهش نرخ بزه در بین نوجوانان موثر است. اگر نوجوان با خانواده و افراد موجه در ارتباط باشد به نسبت میزان تاثیرپذیری از دوستان ناباب کاهش می‌یابد. خانواده‌ها باید بدانند با پلیس بازی و انجام رفتارهای خلاف عادت نمی‌توان در نوجوان تغییر ایجاد کرد. بر اساس بررسی‌های انجام شده بروز رفتارهای ناشی از عدم اطمینان در بین نوجوانان نتیجه معکوس می‌دهد. خانواده می‌تواند با ایجاد رابطه دوستانه نرخ بروز بزه را در بین نوجوانان کاهش دهد. اگر نوجوان مسائل را درک کرده و منافع خود را بشناسد طبیعتا خواستار دوری از ضرر است. از سوی دیگر، اگر پدر و مادر نسبت به کارهای خلاف فرزندانشان بی‌توجه و بی‌اعتنا باشند، طبیعتا زمینه برای ارتکاب خطاهای بزرگ‌تر او فراهم می‌شود. والدین می‌توانند با فرزندشان به شکل دوستانه رفتار کرده و هر گونه مشکل و نارسایی‌ را کاملا دوستانه به آنها تذکر دهند.

محمد زاهدی اصل

منبع :روزنامه آرمان

وب سایت انجمن مفاخر معماری ایران - نسخه مناسب چاپ

Main-URL : http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/دوستی-با-نوجوانان-برای-کاهش-آسیب‌ها/
Short-URL : http://ammi.ir/Go/55547