به مناسبت روز معمار

موظف شدم یک صفحه به مناسبت روز شهرساز بنویسم.مشکل بود تصمیم بگیرم با این همه معضل کدامشان را انتخاب کنم؟

به این نتیجه رسیدم که بجای نقد دیگران (که خیلی هم ما ایرانیها در آن ماهر هستیم) خوبست به نقد مبحثی که تعدادی از معماران، از جمله خودم در آن مشغول هستیم بنویسم، از اثرات ضوابط احداث بنا بر معماری.

آیا در شهرها اصولاً چقدر عناصر چشم­نواز مشاهده می­نمایید یا هر چه می­بینید چشم­آزارست؟ حتماً فوراً دیواره­های شرقی و غربی ساختمان­هایی که بلندتر از ساختمان­های مجاور خود هستند و به امید اینکه محتمل است ساختمان­های مجاور هم همان ارتفاع را داشته باشند، نماسازی نمی­شوند.به عنوان عمده­ترین آسیب زنندهبصری در ذهنتان هویدا می­شود.

بعداز این همه "مکعب مستطیل" آزرده می­شوید که نتیجه ضابطه احداث بنا در 60% شمال زمین است.
بعد آزردگی بیشتر می­شود، وقتی ضابطه جدیدتر 60%  بعلاوه دو متر در 45 درجه به آن اضافه می­گردد.
سپس دچار چشم­آزاری ناشی از پیش­آمدگی­ها و حیاط­های بسیار کوچکی می­شوید، که حاصل ضابطه اعمال پیش­آمدگی 60% بعلاوه دو متر، قبل از اصلاحی است. که سطح اشغال را به هشتاد درصد و بیشتر می­رساند. بعد 80% پیش­آمدگی یک سمت ساختمان­های دو بر امر آشفتگی فضا را بیشتر می­نماید.
بعد از زوایایی که نمای شمالی ساختمانها شمالی مشاهده می­شود، از شدت بی­تدبیری و بی­طرحی این نماها، که با سیمان سیاه و پنجره­های زشت شکل گرفته­اند، آزرده می­شوید.به اینها اضافه می­شود، "بی­تعادلی دائمی" که در معابر بعلت احداث ابنیه در قطعات جنوبی در بر معبر و شمالی با فاصله یک حیاط از معبر احداث شده­اند.
بعد اگر شهر شیبدار باشد و یا شما در ساختمان­های بلند قرار گیرید و یا به هر علت دیگر از بالا به شهر نگاه کنید، فکر می­کنید که با یک انبار اثاثیه و وسایل خراب طرف هستید. پشت­بامها یعنی نمای پنجم ساختمان­ها، انبار کولرها، آنتن­ها، سردکننده­های تأسیسات و دیگر وسایلی (که می­شود در هوای آزاد انبار کرده) شده­اند.

احتمالاً کمتر متوجه می­شوید، که تمام این نامطلوبیت­ها، به این علت است که طراحی که 40 سال پیش طرح جامع تهران را تهیه می­کرد، فکر کرد در این کشور معماران توانا وجود ندارند، بنابراین ضوابط احداث بنا در ساده­ترین شکل خود، با احداث در یک مکعب 60% در شمال زمین، تدوین نمود. بعد این ضابطه مثل یک آیه در طول 40 سال در صدها طرح دیگر تکرار شد. به گونه­ای که: وقتی یک شهردار می­خواست از مهندس مشاور خود، نقد کند، می­گفت "او آنقدر نابلد است، که 60% احداث بنا در شمال زمین را هم نمی­داند".

ضوابطی که کمترین اختیار را برای خلاقیت معماران باقی می­گذارد و خود (و چند صفحه ضابطه) را بر تمام شهر و معماری در طول تمام سالهای بعدی حاکم می­گرداند.

در تدوین ضابطه بلندمرتبه­سازی تهران این شانس پیدا شد، که از شر ضابطه 60% شمال زمین، خلاص شد، لفافی طراحی گردید که اگر ساختمان داخل آن بنا می­شد، تمام معیارهای ضروری مثل رعایت حقوق همسایگی در کسب اشعه زمستانی و فاصله مناسب نسبت به ارتفاع، حقوق شهری، حقوق ساکنان آتی (در بهره­وری از فضای باز مناسب) رعایت می­گشت، در حالی که فرم بنا به طراح سپرده می­شد و برای اینکه فشار مالکان برای بهره­وری از حداکثر تراکم موجب یکسان­سازی دوباره نشوند، مقرر گردید که از حجم حاصله تنها 80% به انتخاب طراح ساخته شود. لاکن در حین تصویب طرح در شورایعالی مطرح شد که، این ضابطه پیچیده است و فعلاً چند مورد آن از جمله همین 80% حجم برای مدتی اعمال نگردد. نتیجه منجر به احداث ساختمان­های هرمی شکل شد، که از نظر بسیاری از معماران، از اشکال "مکعب مستطیل­" سابق هم ناخوشایندترست و بالاخره بهمن علت بجای بازگردانندن چند مورد حذف شده و اصلاحات ضروری دیگر، کل ضابطه لغو شد و دوباره احداث در 60% شمال زمین حاکم گردید.

بنابراین پیشنهاد می­کنم که برای نجات معماری، شهرسازان (بخصوص معماران شهرساز) بجای تدوین ضابطه­های خشک که خلاقیت معمارن را می­گیرد، به تدوین ضوابطی بپردازند، که فقط چند نباید مهم و چند باید اصلی ر ا از معماران بخواهد و باقی را به خلاقیت خودشان واگذارند.

می­گویند این نوع ضوابط پیچیده است و طراحان آن را درک نمی­کنند و مأموران شهرداری آن را نمی­فهمند.

چرا هنوز باید مأموران شهرداری با این همه شهرسازی که تربیت می­شوند، غیر شهرساز باشند و چرا باید اصولاً طراحانی که قادر نیستند یک ضابطه پیچیده را بفهمند، طراحی نمایند. اگر دندانپزشکی هم می­خواست همین­طور ساده­گرایی کند، هنوز دلاک­ها دندان می­کشیدند.

سهراب مشهودی

وب سایت انجمن مفاخر معماری ایران - نسخه مناسب چاپ

Main-URL : http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/به-مناسبت-روز-معمار-(1)/
Short-URL : http://ammi.ir/Go/6554